دنیای اقتصاد منتشر کرد؛
ریشه تورم یا محرک جهش آن؟
اقتصاد وارد محدودهای شده که در آن خود رفتار قیمتگذاری تغییر کرده، افزایش قیمتها فراگیرتر شده و یک شوک مشابه میتواند اثری بسیار بزرگتر از گذشته بر تورم بگذارد.
برای تحلیل صحیح این وضعیت باید میان «ریشه بلندمدت»، «محرک جهش کوتاهمدت» و «مکانیسم انتقال تورم» تمایز قائل شد.
ریشه اصلی و بلندمدت تورم، ناترازیهای عمیق بودجه (شامل دولت و نهادهای حاکمیتی) است که بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر نقدینگی، بازار ارز و ارزش پول ملی اثر میگذارد.
اما جهشهای مقطعی، نتیجه شوکهای کوتاهمدت (مانند افزایش نرخ ارز، محدودیت واردات و افزایش هزینههای نهاده) هستند که در بستر اقتصادی مستعد ایران، اثری بسیار بزرگتر از گذشته بر جای میگذارند.
برآوردها نشان میدهد بخش بزرگی از نوسانهای غیرمنتظره تورم در افق کوتاهمدت با «فشار هزینه» توضیح داده میشود.
نحوه انتقال این شوکها نیز تغییر کرده است. در شرایط تورم بالا، بنگاهها بر اساس هزینههای احتمالی آینده (نه فقط هزینههای امروز) قیمتگذاری میکنند؛ این رفتار باعث افزایش دفعات بازبینی قیمت و پیشدستی خانوارها در خرید میشود.
در چنین فضایی، شوکهای عرضه که در اقتصادهای باثبات موقتی هستند، به موجهای عمومی و ماندگارِ افزایش قیمت تبدیل میشوند.
در سیاستگذاری، نمیتوان بودجه، ارز و عرضه را از یکدیگر تفکیک کرد. اصلاح ناترازی بودجه شرط لازم برای مهار پایدار تورم است، اما کافی نیست.
بدون تثبیت سمت عرضه، بهبود دسترسی به مواد اولیه، کاهش هزینههای مبادلات تجاری و لنگر کردن انتظارات، اصلاح بودجه بهتنهایی نتیجهبخش نخواهد بود.
همچنین، استفاده صرف از ابزار نرخ بهره در شرایطی که سیاستگذار اعتبار کافی ندارد و انتظارات تورمی بالاست، اثربخشی لازم را نداشته و تنها با افزایش هزینه تأمین مالی، بر بنگاهها فشار وارد میکند.
راهکار خروج از تورم، شکستن همزمان زنجیرهای است که ناترازی بودجه، شوک هزینه، انتظارات و رفتار بازقیمتگذاری بنگاهها را به یکدیگر متصل کرده است.