سرمقاله «دنیای اقتصاد» را بشنوید؛
ظرفیتهای حکمرانی
در زبان فارسی این واژه نوعی ساختار قدرت را به ذهن متبادر میسازد که در آن یکی حکم میراند و دیگری حکم میپذیرد؛ یکی فرمان میدهد و دیگری فرمان میبرد. حال آنکه مساله حکمرانی به واقع نه حکم و دستور، بلکه نحوه اداره امور است، همانطور که منظور از governor ادارهکننده است و نه فرمانده.
حکمرانی درباره فهم، تدبیر، تنظیم، اجرا، ارزیابی و اصلاح امور است، نه فرمان دادن. گاهی حکمرانی خوب به شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری فروکاسته میشود، درحالیکه ممکن است حکمران شفاف باشد اما مسأله را بد بفهمد یا تحلیل ضعیفی ارائه دهد.
«ظرفیت حکمرانی» یعنی توان جمعکردن فهم درست مسأله، داده معتبر، دانش تخصصی، نقدپذیری، ساخت گزینههای سیاستی و یادگیری از خطاها.
دو نگاه به حکمرانی مطرح میشود: بسته و تعاملی. در نگاه تعاملی، ذینفعان و متخصصان نقش دارند و همکاری رسمی و غیررسمی میان نهادهای تخصصی و سیاستگذار برقرار است؛ مانند نهادهایی نظیر SAPEA در اروپا. ظرفیت تحلیلی و ارتباطات علمی یکی از عوامل توسعه کرهجنوبی دانسته میشود.
اما در حکمرانی بسته، اندیشمندان بیرون از بوروکراسی کنار گذاشته میشوند، دادهها در اختیارشان قرار نمیگیرد و نقدها با بدبینی مواجه میشود. حتی دانشگاهیان پس از ورود به دولت گرفتار «جادوی میز» شده و رفتارشان تغییر میکند.
در ایران برخی تلاشها برای افزایش ظرفیت تحلیلی با دعوت از صاحبنظران آغاز شده است. انتظار میرود این تعاملات گسترش یابد و چارچوب نهادی مشخصی ایجاد شود تا مسأله بهصورت باز تعریف شده، دادههای معتبر در اختیار متخصصان قرار گیرد، امکان اظهارنظر مستقل فراهم شود و یافتههای آنان جدی گرفته شود.
جامعه در وضع بحرانی نیازمند استفاده از همه ظرفیتهای تحلیلی خود است.