شبح چپ‌گرایی در قلب سرمایه‌داری

چهره شاخص این جریان زهران ممدانی است؛ سیاستمدار ۳۴ساله‌ای که در نوامبر گذشته با شکست دادن اندرو کومو، فرماندار پیشین نیویورک، شهردار بزرگ‌ترین شهر آمریکا شد و از اول ژانویه امسال در این سمت است. او نخستین شهردار مسلمان تاریخ این شهر است، خود را سوسیالیست‌دموکرات می‌نامد و عضو رسمی تشکل «سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا» است. وقتی مجری برنامه «دِ ویو» مستقیم از او پرسید آیا کمونیست است، پاسخ داد: «نه، من یک سوسیالیست دموکرات هستم.»

گروه «سوسیالیست‌های دموکراتیک آمریکا» یکی از جریان‌های اصلی است که در سال‌های اخیر تلاش کرده حزب دموکرات را به سمت چپ هدایت کند. این تشکل که در سال۱۹۸۲ از ادغام دو گروه چپ‌گرا به رهبری مایکل هرینگتون تاسیس شد، بر اساس گزارش شبکه «نیوزنیشن» اعضای خود را از حدود ۲۴هزار نفر در سال۲۰۱۷ به بیش از ۱۲۰هزار نفر رسانده و امسال ده‌ها نامزد مورد حمایت آن در انتخابات‌های مقدماتی (شهرداری‌ها، کنگره و غیره) پیروز شده‌اند. در سوی دیگر میدان، جمهوری‌خواهان برای انحراف افکار عمومی از کاهش محبوبیت ترامپ، استراتژی کمونیست خواندن دموکرات‌ها را در پیش گرفته‌اند. ترامپ به تازگی در یک گردهمایی انتخاباتی در ایالت میشیگان، سیزده‌بار از کلمه کمونیسم استفاده کرد و کمونیسم را بزرگ‌ترین تهدید آمریکا از زمان جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، پرل‌ هاربر و حملات یازده سپتامبر خواند.

اما ارقام نظرسنجی‌ها تصویری پیچیده‌تر از هر دو روایت ارائه می‌دهد. مرکز تحقیقاتی «پیو» در نظرسنجی از ۸۵۱۲ آمریکایی دریافت که ۳۲درصد دموکرات‌ها رهبرانی را که خود را «سوسیالیست دموکراتیک» می‌نامند می‌پسندند، ۱۱درصد از آنها بدشان می‌آید و ۵۶درصد نظر خاصی ندارند؛ اما در میان کل بزرگسالان آمریکایی این نسبت معکوس می‌شود و ۳۸درصد نظر منفی و ۱۷درصد نظر مثبت دارند. نظرسنجی سی‌ان‌ان که موسسه «اس‌اس‌آراس» در اواخر ماه گذشته میلادی انجام داد نیز نشان داد حدود یک‌سوم دموکرات‌ها خود را با این برچسب معرفی می‌کنند و این گروه عمدتا زیر ۴۵سال، سفیدپوست و با درآمد کمتر از ۱۰۰هزار دلار در سال هستند. در مقابل، نظرسنجی رویترز و ایپسوس محدودیت‌های این جریان را آشکار می‌کند: ۴۷درصد آمریکایی‌ها می‌گویند اصلا نمی‌دانند سیاست‌های سوسیالیست‌های دموکراتیک چیست و تنها ۲۷درصد معتقدند این جریان دست‌کم بعضی ایده‌های خوب دارد؛ دقیقا همان نسبتی که همان پاسخ‌دهندگان درباره جمهوری‌خواهان ماگا اعلام کردند.

اما چشم‌انداز واقعی سوسیالیست‌های دموکراتیک چیست و چرا میانه‌روها را نگران کرده است؟ رهبری تشکیلاتی این جریان تایید می‌کند که اهداف ساختارشکنی مانند لغو مجلس سنا، حذف زندان‌ها و پلیس مهاجرت و حتی تغییرات اساسی در   نهاد ریاست‌جمهوری و دیوان عالی را دنبال می‌کند؛ مگان رومر، رئیس مشترک آن، در فاکس‌نیوز به همه این موارد پاسخ مثبت داد. اما منتخبان این جریان فاصله‌شان را حفظ کرده‌اند؛ به این معنا که آنچه این گروه می‌گوید لزوما منطبق با دیدگاه فرد برگزیده نیست؛ به‌طور مثال ممدانی صریحا گفته که نیویورک پلیس و زندان دارد و هدفشان تامین امنیت است و پیش‌تر تاکید کرده بود «برنامه من همان برنامه تشکل ملی نیست» هرچند از عضویت کناره نگرفته و آن را «خانه سیاسی» خود می‌خواند.

زکری بی. ولف پیش‌تر در تحلیلی برای سی‌ان‌ان اشاره کرده بود که در حوزه اقتصاد و رفاه، این گروه به دنبال برقراری هفته کاری ۳۲ساعته با حقوق کامل، آموزش عمومی و دانشگاهی کاملا رایگان، لغو تمام بدهی‌های دانشجویی و تامین مسکن اجتماعی برای همه به‌عنوان یک حق اساسی بشری است. آنها فراتر از طرح‌های فعلی دموکرات‌ها، خواهان مراقبت‌های بهداشتی همگانی و رایگان، بدون حق بیمه، فرانشیز و پرداخت مشترک هستند. در عرصه عدالت اجتماعی و سیاست داخلی، سوسیالیست‌های دموکراتیک خواستار پایان دادن به میراث برده‌داری از طریق پرداخت غرامت، غیرنظامی کردن ادارات پلیس و تغییر نگاه به اعتیاد از یک جرم به یک مساله بهداشتی هستند. انحلال نهادهای برخورد با مهاجران نیز از دیگر محورهای مورد تاکید آنهاست.

دیدگاه‌های این گروه در عرصه سیاست خارجی نیز کاملا دگرگون‌کننده است. آنها خواستار قطع بودجه‌های جنگی، تعطیلی پایگاه‌های نظامی خارجی آمریکا و پایان دادن به جنگ‌های اقتصادی و تحریم‌ها علیه کشورهایی مانند ایران، کوبا و ونزوئلا هستند. به تعبیر خود این برنامه، «مردم سراسر جهان سزاوارند بدون مداخله آمریکا زندگی کنند». به رسمیت شناختن حقوق مردم فلسطین، قطع کمک‌های نظامی و اقتصادی به اسرائیل و پیگرد قانونی مقامات مسوول در جنگ غزه نیز جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های آنها دارد. روزنامه یو‌اس‌ای‌تودی در گزارشی که اوایل ماه جاری میلادی منتشر کرد، نوشت بند مربوطه صراحتا نام ایران را در کنار کوبا و ونزوئلا آورده است؛ اما وقتی این روزنامه همین پرسش را با شش چهره شاخص این جریان در میان گذاشت، دفتر یکی از آنها از اظهارنظر خودداری کرد و بقیه اصلا پاسخ ندادند.

برای تحقق این اهداف که ماهیتی به شدت ضدسرمایه‌داری دارند، آنها معتقدند طبقه کارگر باید حکومت کند و این نیازمند یک سیستم سیاسی کاملا جدید است. لغو سیستم دو حزبی، حذف کالج الکترال، ایجاد نظام چند حزبی و در نهایت مالکیت عمومی بر شرکت‌های بزرگ و صنایع ضروری در کنار اعمال مالیات‌های سنگین بر ثروت، شالوده دموکراسی اقتصادی و سیاسی مورد نظر آنها را تشکیل می‌دهد.

با این همه، برچسب کمونیسم که ترامپ به‌کار می‌برد از نظر تاریخی دقیق نیست. سخنگویان این گروه در گفت‌وگو با نیوزویک، «یوجین دبس» و «مارتین لوترکینگ» را به‌عنوان سنت فکری خود معرفی کردند و به ادعای کریستین ساینس مانیتور، الگویی که این جریان به آن اشاره می‌کند اسکاندیناوی است نه کوبا که در آن دولت مستقیما مالک بنگاه‌هاست. خود ممدانی نیز در مصاحبه‌ای با «سیریوس‌اکس‌ام» گفت سوسیالیست‌ها از حزب دموکرات فرار نمی‌کنند، بلکه آن را به دوران فرانکلین روزولت و «فیورلو لاگواردیا» بازمی‌گردانند. «باسکار سونکارا»، صاحب امتیاز مجله نیشن، نیز در مناظره‌ای تلویزیونی این برنامه را نه جهشی اقتدارگرایانه به سوی دولت تک‌حزبی بلکه تصویری پارلمانی‌تر از جمهوری توصیف کرد.

در سوی مقابل، پایگاه راستی‌آزمایی پولیتی‌فکت که ادعای ترامپ درباره کمونیست بودن حزب دموکرات را نادرست ارزیابی کرده، به نکته‌ای دیگر هم اشاره می‌کند: «هاروی کلر»، استاد بازنشسته سیاست و تاریخ دانشگاه اموری، معتقد است مارکسیست-لنینیست‌ها بدون هیچ ابایی در حال گسترش نفوذ خود در درون این سازمان‌ هستند؛ به گفته او این تشکل حزب دموکرات را تسخیر نکرده، اما آشکارا نفوذی رو به رشد در آن دارد. شکاف دیگر، میان خود چپ‌گرایان است. پایگاه خبری ناتوس در گزارشی نوشت وقتی از برنی سندرز که دهه‌هاست خود را سوسیالیست دموکراتیک می‌نامد (هرچند عضوی از این تشکل نیست)، درباره طرح لغو مجلس سنا پرسیدند، پاسخ او یک کلمه بود: «نه.» مارک کلی، سناتور آریزونا، آن را پیشنهادی غیرجدی خواند و الیزابت وارن گفت اصلا نمی‌داند منظورشان چیست.

آزمونی برای این جریان در ۲هفته گذشته و در دو ایالت رقابتی برگزار شد و نتیجه‌اش نکته‌ای ظریف‌تر از برد و باخت ساده را نشان داد. در چهارم اوت، عبدالرحمان السید (معروف به عبدالسید) در انتخابات مقدماتی سنای میشیگان با وجود اختلاف هزینه تبلیغاتی نه به یک، نامزد مورد حمایت رهبری حزب را شکست داد. یک هفته بعد در ویسکانسین، فرانچسکا هونگ که در نظرسنجی‌ها پیشتاز بود، به روایت الجزیره تنها با ۰.۴درصد اختلاف (۳۹.۸در برابر ۳۹.۴درصد) به دیوید کرولی باخت. نکته اما اینجاست که هیچ‌کدام از این دو حاضر نشدند زیر پرچم کامل این جریان بایستند. به گزارش رویترز، عبدالسید تاکید کرده که نامزدی «ترقی‌خواه» است و نه سوسیالیست و هونگ در مناظره پیش از انتخابات صراحتا گفت: «من از کل برنامه ملی این تشکل حمایت نمی‌کنم.» یعنی آنچه در خاک رقابتی آزموده شد نه برچسب، بلکه محتوای اقتصادی آن بود و هر دو نامزدی که این محتوا را بدون برچسب حمل کردند تا آخرین رأی جنگیدند.»

با وجود اینکه سوسیالیست‌های دموکرات نماینده تمام نامزدهای حزب دموکرات نیستند، اما دموکرات‌ها برای ایجاد یک ائتلاف قدرتمند دولتی ناگزیرند بخشی از این شور و اشتیاق ترقی‌خواهانه را با خود همراه کنند؛ چالشی که می‌تواند مسیر آینده سیاسی در ایالات متحده را دستخوش تغییرات جدی کند. در ایالت‌های واقعا رقابتی اما کسی این عنوان را بر خود نمی‌گذارد. برچسب سوسیالیست در این ایالت‌ها فقط از یک‌سو شنیده می‌شود: از سوی جمهوری‌خواهانی که ترامپ کمونیست‌خواندن دموکرات‌ها را به راهبرد اصلی میان‌دوره‌ای‌شان بدل کرده است. آزمون بعدی سوم نوامبر یا همان دوازده آبان است و پرسش آن روز این نیست که آیا آمریکایی‌ها این نام را می‌پسندند، بلکه این است که آیا هنوز هم از آن می‌ترسند؟