ائتلافهای سیاسی در اسرائیل به دنبال خلاص شدن از شر نتانیاهو هستند
معادله کنست در دست اعراب «تاجبخش»
از زمان عملیات «طوفان الاقصی»، یهودیان اسرائیلی بیشتر به سمت جناح راست متمایل شدهاند. در این محیط، همکاری بین احزاب یهودی و احزاب عرب نه به عنوان یک «تاکتیک» بلکه یک «ضرورت» سیاسی تلقی میشود. با وجود این، هم نتانیاهو و هم مخالفانش به آرای اعراب متکی هستند. این تناقض اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است، چرا که احزاب عرب از نظر تعداد مورد نیاز هستند، اما از نظر سیاسی طرد میشوند.
«نفتالی بنت»، نخستوزیر سابق، بارها هرگونه همکاری با احزاب عرب را رد کرده و در عوض خواستار یک کابینه کاملا صهیونیستی شده است. در مقابل، «یائیر گولان» از دموکراتهای چپگرا، دستیابی به تفاهم با عباس را به عنوان راهی برای حذف نتانیاهو پیشنهاد کرده است. در مواجهه با این وضعیت، رهبران سیاسی عرب به دنبال بازسازی یک جبهه انتخاباتی مشترک بودهاند. «احمد طیبی» (تعال)، «یوسف جبارین» (هداش) و «سامی ابو شهاده» (بلد) همگی برای یک لیست واحد که بتواند آرا را تجمیع کند و با افراطگرایی فزاینده مقابله کند، تلاش کردهاند. حتی احتمال تشکیل یک فهرست مشترک - که بالقوه توانایی کسب حدود ۱۵ کرسی را دارد - مایه نگرانی و ناخرسندی احزاب اسرائیلی شده است. «نِبو کوهن» در مقالهای برای واینت استدلال کرد که دستیابی به چنین نتیجهای، هر دو بلوک بزرگ سیاسی [اسرائیل] را برای تشکیل یک ائتلاف اکثریت حاکم، بیش از پیش به احزاب عرب وابسته خواهد کرد.
یک نظرسنجی اخیر از روزنامه معاریو، بلوک نتانیاهو را در حدود ۵۰ کرسی، مخالفان را در ۶۰ کرسی و احزاب عرب را در بقیه کرسیها قرار میدهد. هیچ یک از این دو اردوگاه نمیتوانند به تنهایی به اکثریت حاکم برسند و رأی اعراب را اجتنابناپذیر میکند. شکلگیری یک لیست واحد از سوی عربها، این موازنه را بازتعریف میکند؛ چراکه افزایش مشارکت رأیدهندگان عرب از یک سو به قیمت تضعیف احزاب چپگرای یهودی تمام میشود و از سوی دیگر، رأیدهندگان راستگرا را وا میدارد تا در واکنش به این اتفاق، صفوف خود را فشردهتر و متحدتر کنند. نتیجه چنین روندی، منجمد شدن و فشردهتر شدن فضای رقابتهای سیاسی است، نه یک چرخش آشکار و قاطع به نفع یکی از دو جریان اصلی.
در این شرایط، منصور عباس رویکردی کاملا عملگرایانه اتخاذ کرده است. شرط اولیه او برای پیوستن به یک فهرست مشترک این بود که این فهرست «فنی» باقی بماند؛ یک ترتیب انتخاباتی بدون تعهدات سیاسی الزامآور. او سپس تغییر موضع داد و خواستار دستور کار واضحتری شد و تضمین کرد که هر کابینه که حزب او به آن میپیوندد توسط شرکایش سرنگون نشود.
این تغییر رویکرد، نشاندهنده تحلیل و ارزیابی دقیقِ قواعد بازی در ساختار سیاسی است. حزب عباس - که ریشه در شاخه جنوبی جنبش اسلامی اسرائیل دارد (جنبشی که اغلب با سنت فکری اخوانالمسلمین پیوند داده میشود) - در حال بازتعریف جایگاه خود بر اساس الگوی احزاب ارتدوکس افراطی (حریدی) است؛ یعنی نه بهعنوان یک متحد ایدئولوژیک ثابت و همیشگی، بلکه در قامت بازیگری انعطافپذیر که حمایت سیاسی خود را در ازای کسب امتیاز به معامله میگذارد. این امتیازات معمولا محدود به تخصیص بودجه برای جوامع عرب است. در سال۲۰۲۱، عباس با حمایت از ائتلاف بنت-لاپید به سرنگونی نتانیاهو کمک کرد و به اولین رهبر حزب عرب تبدیل شد که از یک اتحاد حکومتی در اسرائیل حمایت کرد. این اقدام، لقب «تاج بخش» را برای او به ارمغان آورد؛ ضمن اینکه فروپاشی فهرست مشترک را نیز تسریع کرد. از آن زمان، او همه گزینهها را باز نگه داشته است. مشارکت در کابینه به عنوان خط قرمز تلقی نمیشود، بلکه به عنوان ابزاری مورد استفاده قرار میگیرد که وقتی نتیجه میدهد، مورد استفاده قرار میگیرد. برای بسیاری از شهروندان فلسطینی در اسرائیل، میراث نتانیاهو با جنگ، خشونت و سلب مالکیت تعریف میشود.