حکومت تک‌نفره رائول عکس: AFP

در سال‌های بعد، رائول گهگاه در رویدادهای مهم جشن پیروزی انقلاب کوبا شرکت می‌کرد. او حتی برخی از روسای جمهور و رهبران سیاسی کشورهای متحد را در کاخ ملی به حضور پذیرفت. «سباستین آرکوس»، مدیر موسسه تحقیقات کوبا در دانشگاه بین‌المللی فلوریدا، می‌گوید: «این حزب فقط یک ظاهرسازی است. دیاز-کانل هیچ قدرتی ندارد؛ قدرت در دست رائول و نیروهای مسلح است که علاوه بر داشتن نیروهای مسلح، حساب‌های بانکی را نیز در اختیار دارند». رائول پیش از ترک سمت خود به عنوان دبیر اول حزب، گفت که «با رضایت از انجام وظیفه» این سمت را ترک می‌کند و به آینده کشور اطمینان دارد. امروزه، این آینده به طور فزاینده‌ای نامشخص است.

پس از دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور برکنار شده ونزوئلا در ژانویه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، محموله‌های نفت ونزوئلا به کوبا را قطع کرد. منابع آگاه به سی‌ان‌ان گفتند که وزارت دادگستری ایالات متحده در تلاش است تا اتهامات جنایی علیه رائول مطرح کند. دادستان‌های فدرال تعدادی از اتهامات احتمالی، از جمله برخی از اتهامات مربوط به سرنگونی دو هواپیمای متعلق به سازمان تبعیدی کوبایی-آمریکایی «برادران برای نجات» توسط ارتش کوبا در سال ۱۹۹۶ را بررسی کرده‌اند.

درحالی‌که فیدل به عنوان یک رهبر کاریزماتیک معرفی می‌شد، رائول به عنوان فردی منظم‌تر و محتاط‌تر دیده می‌شد. «لیست بوستامانته»، روزنامه‌نگار و نویسنده کوبایی، که در میامی در تبعید به سر می‌برد، در کتاب خود «رائول کاسترو: در سایه فیدل» روایت می‌کند که در سال ۱۹۸۶، از این نظامی بازنشسته پرسید که پس از مرگ فیدل چه اتفاقی خواهد افتاد. رائول پاسخ داد که آن روز هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود و همه چیز متفاوت خواهد بود. رائول متولد ۳ ژوئن ۱۹۳۱، در بیران، در استان هولگین، در شرق کوباست. او کوچک‌ترین فرزند از هفت خواهر و برادر است، از جمله فیدل، که رهبری پیروزی انقلاب کوبا را در ۱ ژانویه ۱۹۵۹ بر عهده داشت، رویدادی که پایان دیکتاتوری «فولخنسیو باتیستا» را رقم زد.

او از سنین جوانی، راه فیدل را دنبال کرد. اگرچه هر دو شخصیت‌های بسیار متفاوتی داشتند، اما سیاست و ایده تغییر کوبا، که در دهه ۱۹۵۰ اقتصادی رو به رشد، پیوند قوی با ایالات متحده و نابرابری‌های عمیق اجتماعی داشت، آنها را متحد می‌کرد. «خوانا کاسترو»، که در تبعید در میامی درگذشت، در کتاب خود با عنوان «فیدل و رائول، برادران من: داستان مخفی»، رابطه نزدیک بین این دو برادر را که فراتر از پیوندهای خونی بود، فاش می‌کند. او نوشت: «آنها ساعت‌ها صحبت می‌کردند و رائول، کوچک‌ترین فرزند، با دقت فراوان و تقریبا بدون پلک زدن، به گفت‌وگوهای سیاسی که فیدل برایش انجام می‌داد گوش می‌داد». این دو نفر برخی از لحظات کلیدی قبل از پیروزی قیام را با هم به اشتراک گذاشتند: حمله به پادگان مونکادا - که به خاطر آن دو سال زندان کشیدند - و تبعید متعاقب آن به مکزیک. سپس سفر قایق بادبانی «گرانما» فرا رسید که «ارنستو چه گوارا» و «کامیلو سینفوگوس» بعدتر به آن پیوستند. در نهایت، در «سیرا مائسترا»، فیدل فرماندهی «جبهه دوم شرقی» را به برادرش رائول سپرد، یک ساختار چریکی که نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنگونی باتیستا (که در اول ژانویه ۱۹۵۹ کشور را ترک کرد) داشت.

سه هفته بعد، فیدل آشکارا اعلام کرد که در صورتی که «در این مبارزه کشته شود و بمیرد»، رائول جانشین او خواهد بود، زیرا او از ویژگی‌های کافی برای جایگزینی برخوردار است. در طول سال‌های اول انقلاب، فیدل او را به چندین سمت مهم منصوب کرد، از جمله وزیر نیروهای مسلح انقلابی، که در آنجا به درجه ژنرال ارتش، بالاترین رتبه در نهاد نظامی، رسید. آرکوس اشاره می‌کند که رائول در طول زندگی‌اش به دلیل قرار داشتن در سایه فیدل، چهره عمومی رژیم، دست کم گرفته می‌شد. «او ترسوتر و کمتر دیده می‌شد.» در واقع، او رابط اصلی با اتحاد جماهیر شوروی بود. رائول پس از فیدل، خود را به عنوان چهره‌ای با بیشترین قدرت در جزیره تثبیت کرد. آرکوس خاطرنشان می‌کند: «کوبا همیشه دو سر داشت: یکی قابل مشاهده‌تر، فیدل؛ اما دیگری در حاشیه». او اضافه می‌کند که وقتی فیدل در ژوئیه ۲۰۰۶ به دلایل سلامتی مجبور به انتقال قدرت شد، این انتقال به آرامی انجام شد: «به طور کلی، در یک رژیم تمامیت‌خواه همیشه درگیری یا تنش‌های داخلی وجود دارد. در کوبا، این اتفاق نیفتاد.»

در ۲۴ فوریه ۲۰۰۸، رائول پس از استعفای فیدل از سمت‌های خود به عنوان رئیس شورای کشور و «فرمانده کل قوا»، توسط مجلس ملی به عنوان رئیس‌جمهور کشور انتخاب شد. در سال ۲۰۱۱، حزب کمونیست کوبا، بالاترین نهاد سیاسی کشور و تنها حزب قانونی، او را در این سمت تایید کرد. او در آن سمت، برخی اصلاحات را در حزب کمونیست، مانند محدود کردن زمان تصدی مناصب سیاسی و دولتی به دو دوره پنج ساله متوالی، با هدف ایجاد تغییر نسلی در رهبری که تا آن زمان تحت کنترل کاستروها بود، ترویج کرد. این اقدامات از سوی برخی «تاریخی» تلقی شد؛ اگرچه برای کسانی که خواستار تغییرات سیاسی عمیق‌تر بودند، ناکافی بود. در دولت او، برخی اصلاحات اقتصادی نیز اجرا شد که فضاهایی را برای بخش خصوصی در یک سیستم بسیار متمرکز باز کرد، از جمله خوداشتغالی، معروف به «کوئنتاپروپیستاس» که به بسیاری از کوبایی‌ها اجازه می‌داد مستقل کار کنند.

درحالی‌که اصلاحات اولیه در کوبا در حال پیشرفت بود،‌هاوانا و واشنگتن پس از نیم قرن رویارویی، روابط دیپلماتیک خود را آغاز کردند. در اول ژوئیه ۲۰۱۵، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، از برقراری مجدد روابط دیپلماتیک بین‌ هاوانا و واشنگتن و بازگشایی سفارتخانه‌ها در هر دو شهر خبر داد.  هشت ماه بعد، اوباما برای دیدار با رائول و رسمیت بخشیدن به مجموعه‌ای از توافقات از جمله از سرگیری پروازهای تجاری مستقیم، سفرهای دریایی بین ایالات متحده و جزیره و افزایش تدریجی مبادلات تجاری و موارد دیگر، به این جزیره سفر کرد.

در طول آن دیدار، رائول خواستار لغو تحریم شد، درحالی‌که همتای آمریکایی او، که با چهره‌های مخالف کوبایی نیز دیدار کرد، خواستار پیشرفت در حقوق بشر و آزادی بیان شد. با این حال، به گفته آرکوس، این توافقات با گذشت زمان کمرنگ شدند: «برای رژیم، باز کردن اقتصاد، آزادسازی بازار و اجازه دادن به مالکیت خصوصی خودکشی است. برای رائول، این یک کفر مسلم است». رائول چهره‌ای کلیدی در مذاکرات فعلی بین واشنگتن و‌ هاوانا است. رائول می‌تواند توافقی مشابه توافق با اوباما در سال ۲۰۱۶ را بپذیرد، اما ترامپ و روبیو نه تنها به دنبال گشایش اقتصادی هستند، بلکه به دنبال تغییر در نظام سیاسی کوبا نیز هستند.