بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه‌ ۲۰۳۰

نیروهای آمریکایی و چشم‌اندازهای ثبات

موازنه قدرت و تهدیدهای بازدارندگی به‌تنهایی برای حفظ صلح کافی نیستند. بهبودهای اساسی در روابط ایالات متحده - چین به‌احتمال زیاد از تلاش‌های سیاسی ناشی می‌شود تا از اقدامات نظامی هر دو طرف. علاوه بر این، حتی اگر ابتکارات سیاسی قرار باشد روابط ایالات متحده و چین را بهبود بخشد، تا زمانی که ایالات متحده در آسیا مستقر باشد، متعهد به دفاع از متحدان خود در آنجا باشد و احتمالا در درگیری بر سر تایوان مداخله کند، درجه‌ای از رقابت و سوءظن متقابل وجود خواهد داشت. بااین‌حال، وضعیت، دکترین و تجهیزات نظامی ممکن است متفاوت باشد، حتی زمانی که در خدمت اهداف استراتژیک گسترده یکسانی باشند و برخی از این «قالب‌های نظامی» ممکن است از روندهای مثبت در روابط سیاسی حمایت یا آنها را تضعیف کنند و شاید مهم‌تر از آن، بر ثبات بحران تاثیر بگذارند. به‌طور خاص، آنها ممکن است انگیزه‌های چین یا ایالات متحده یا هر دو را برای «حمله اول» در یک بحران کاهش یا افزایش دهند. تاحدی‌که هر دو طرف استراتژی‌هایی را دنبال می‌کنند که به اقدام تهاجمی وابسته است یا از آن حمایت می‌کنند، ثبات مسابقه تسلیحاتی نیز ممکن است تضعیف شود. درعین‌حال، سایر استراتژی‌ها، به‌ویژه آنهایی که تاب‌آوری را به حداکثر می‌رسانند، ممکن است ثبات در بحران را افزایش دهند.

با توجه به این مشکلات متقاطع، می‌توان وضعیت نظامی، دکترین و تجهیزات را بر اساس اثربخشی نظامی آنها - در این مورد توانایی آنها در جلوگیری از تجاوز - و بر اساس تاثیر آنها بر ثبات ارزیابی کرد. با درنظرگرفتن ثبات در قالب‌های مختلف نظامی، نیرویی که از درجه بالایی از توانایی تهاجمی برخوردار است، به‌ویژه اگر بتواند برای شکست‌دادن نیروهای دشمن در خاک خود به کار گرفته شود، اما فاقد توانایی مقاومت در برابر حمله نیز باشد، بی‌ثبات‌کننده خواهد بود. چنین نیرویی انگیزه‌هایی را برای هر دو طرف فراهم می‌کند تا در یک بحران «ابتدا» اقدام کنند، مبادا طرف دیگر این کار را انجام دهد و خسارات فلج‌کننده‌ای وارد کند. نیرویی که دفاعی‌تر است؛ اما در صورت حمله دشمن تاب‌آوری بیشتری دارد، ثبات در بحران را تقویت می‌کند.

تطور اخیر و وضعیت فعلی نیروهای ایالات متحده

تکامل و تطور مفاهیم عملیاتی ایالات متحده نویدبخش بهبود تاب‌آوری است، اما چنین تغییری اغلب مبهم بوده و تصمیمات اخیر در مورد تدارکات و ساختار نیرو ممکن است نیروها را به سمت نیرویی کمتر از حد مطلوب سوق دهد. وضعیت نظامی ایالات متحده در آسیا، از جمله تمرکز زیاد نیروها در پایگاه‌های ژاپن و کره‌جنوبی، میراث جنگ سرد است. مفاهیم عملیاتی و تا حد کمتری، ساختارهای نیرو برای کاهش آسیب‌پذیری و مرتبط نگه‌داشتن این نیروها با وظایف فعلی در شرایط در حال تحول فناوری و استراتژیک، تطبیق داده شده‌اند.  دکترین مشترک فعلی - مفهوم مشترک برای دسترسی و مانور در منطقه مشترک جهانی (JAM-GC) - از تعهد طبق مفاهیم قبلی مبنی بر «اختلال، نابودی، شکست» قابلیت‌های «ضد دسترسی و منع منطقه‌ای» (A۲/AD) چین عقب‌نشینی کرده است. در عوض، اکنون تمرکز بر «شکست‌دادن طرح و نیت دشمن» است. برای این منظور، JAM-GC بر راه‌هایی به‌منظور عملیات در منطقه بدون شکست قاطع یا جامع A۲/AD و درعین‌حال ایجاد اثرات کافی برای بازدارندگی تاکید می‌کند. هر یک از این سرویس‌ها مفاهیمی را پذیرفته‌اند که با آن دکترین متحدکننده سازگار است.