بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه‌ ۲۰۳۰

علاوه بر این، اگر چین و سایر کشورها بتوانند چشم‌انداز تجاری خود را بدون دسترسی به دلار افزایش دهند، محدودیت‌ها و تعدیل‌هایی که مقامات پولی برای جلوگیری از تحریم‌ها توصیه کرده‌اند، ضروری نیست و هزینه‌های رفتار تهاجمی‌تر کاهش می‌یابد. بحث در مورد اینکه آیا تحریم‌ها رفتار کشور هدف را تغییر می‌دهند یا خیر، بی‌نتیجه است، اما دردسترس‌ بودن تحریم‌ها برای واکنش به موقعیت‌های ژئوپلیتیک به ایالات متحده اجازه داده است تا به نقض هنجارهای بین‌المللی با اقداماتی غیر از اقدام نظامی پاسخ دهد و سیاستگذاران چینی به‌وضوح درمورد اثر بازدارندگی آنها فکر می‌کنند. اگر چین از سیستم پولی بین‌المللی کنار گذاشته شود یا یک نظم دوگانه را دنبال کند، مجبور نخواهد بود اثرات تحریم‌های اقتصادی را در محاسبات خود در مورد اینکه آیا، به‌عنوان‌ مثال، علیه تایوان اقدام نظامی انجام دهد یا خیر، لحاظ کند.

از طرف دیگر، اگر ایالات متحده در برابر بین‌المللی شدن یوآن مقاومت کند، ساختار سیستم پولی بین‌المللی ممکن است مشابه شکل فعلی خود باقی بماند؛ با دلار به‌عنوان یک لنگر بیش از حد کشیده شده و ارز چین به‌عنوان یک لنگر حاشیه‌ای (سناریوی سرکوب پولی). این سناریو همچنین می‌تواند یک تعادل ناپایدار ایجاد کند. دلار در صورت وجود استرس مالی سیستماتیک، با وظیفه سنگین تثبیت اقتصاد جهانی مواجه خواهد شد. درعین‌حال، فقدان ذخایر جایگزین منجر به ایجاد عدم تعادل در اقتصاد آمریکا، مشابه آنچه در بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ نقش داشت، خواهد شد؛ زیرا بازارهای مالی، نظم کافی برای اتخاذ سیاست‌های داخلی مسوولانه را به ایالات متحده تحمیل نخواهند کرد. جهان نیز در برابر سیاست‌های اقتصادی داخلی غیرعاقلانه اتخاذشده در واشنگتن که می‌تواند سیستم مالی جهانی را بی‌ثبات کند، آسیب‌پذیر خواهد شد. یک نمونه بارز، تشدید سیاست‌های پولی فدرال‌رزرو برای مهار تورم داخلی است که باعث افزایش شدید ارزش دلار می‌شود و این امر فشارهای تورمی را در سایر نقاط جهان ایجاد می‌کند و درعین‌حال، امور مالی عمومی کشورهایی را که بدهی دلاری صادر می‌کنند، بی‌ثبات می‌کند و هزینه‌های خدمات آنها افزایش می‌یابد.

نتیجه‌گیری: مسیری به‌سوی مشارکت پایدار

همان‌طور که کیندلبرگر در مورد دوران «رکود بزرگ» مشاهده کرد، گذارهای هژمونیک جهانی می‌توانند از نظر مالی آشفته، اگر نگوییم فاجعه‌بار، باشند. دهه آینده، به‌ویژه باتوجه‌به کندی رشد چین و رقابت آشکار با ایالات متحده در عرصه‌های اقتصادی بیشتر (به‌عنوان‌مثال، فناوری)، زمان حیاتی برای واشنگتن است تا نقش مناسبی را برای پکن در سیستم پولی بین‌المللی پیش‌بینی و تسهیل کند. اگر ایالات متحده سعی کند با بین‌المللی شدن یوآن در کنار دلار مقابله کند، سناریوی دوگانگی یا سرکوب، جهان را به دام کیندلبرگر خواهد انداخت؛ زیرا نه دلار و نه یوآن تثبیت‌کننده‌ای به‌اندازه کافی قوی نخواهند بود. در عوض، اگر یک سیستم پولی بین‌المللی چندقطبی را ترویج کند، مزایای جمعی به همراه خواهد داشت.