آغاز پایان قدرت نرم واشنگتن

هیبا مالک، محقق «موسسه مطالعات سیاسی» در «مدرن دیپلماسی» نوشت، کاهش نفوذ ایالات متحده نه یک لحظه گذرا بلکه نتیجه تغییرات بنیادین در سیاست‌ها و شیوه‌های آن است. عملکردهای آمریکا اکنون با از دست دادن اعتبار و تضعیف ائتلاف‌های بین‌المللی مواجه است، به‌طوری‌که از ناتو تا آسیا، نظام بین‌الملل دیگر حول محور یک ابرقدرت واحد شکل نمی‌گیرد. عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا در ابتدای ژانویه ۲۰۲۶ نمونه‌ای بارز از این تغییرات است. در گذشته، واشنگتن به دیپلماسی، ایجاد ائتلاف‌ها و استفاده از نهادهای بین‌المللی برای مشروعیت‌بخشی به اقداماتش تکیه داشت. اما اکنون به‌نظر می‌رسد که ایالات متحده آماده است بدون توجه به مشروعیت و قانونی بودن اقداماتش عمل کند. این رویکرد به‌تدریج باعث ایجاد تردید و بی‌اعتمادی در سطح جهانی شده است. این تغییرات همچنین در روابط ایالات متحده با هم‌پیمانانش نیز نمایان شده است. کشورهای متحد ایالات متحده دیگر به‌سادگی در کنار آن نمی‌ایستند.

به عنوان نمونه، اقدام اخیر کانادا در قبال چین نشان‌دهنده تغییرات قابل‌توجهی است. وقتی اوتاوا اعلام کرد که تعرفه‌ها بر خودروهای برقی چینی را کاهش خواهد داد و در ازای آن درخواست کاهش تعرفه‌های کشاورزی کرده است، این اقدام به‌طور آشکار نشان می‌دهد که کانادا به دنبال تقویت روابط استراتژیک و اقتصادی خود با سایر کشورهاست و تمایل کمتری به وابستگی کامل به واشنگتن دارد.حتی اروپا نیز در حال ارزیابی مجدد جایگاه خود است. ناتو، که در گذشته ستون فقرات امنیت فراآتلانتیکی بود، اکنون با چالش‌هایی نظیر اختلافات در زمینه تقسیم بار مسوولیت‌ها و اتکای بیشتر به توان دفاعی مستقل کشورهای اروپایی روبه‌روست. این بحث‌ها از مدت‌ها پیش مطرح بوده‌اند، اما اکنون و در پی بحران‌های اخیر، شدت یافته‌اند. به‌ویژه، ناآرامی‌ها در گرینلند و واکنش‌های کشورهای اروپایی به دخالت‌های آمریکا در منطقه قطب شمال نشان‌دهنده نگرانی‌ها از بی‌ثباتی و پیش‌بینی‌ناپذیری واشنگتن است.در آسیا نیز همکاری‌های استراتژیک ایالات متحده با هند با فشارهای زیادی روبه‌روست.

اختلافات بر سر نقش میانجی‌گری ایالات متحده در مورد آتش‌بس میان هند و پاکستان در ۲۰۲۵ و وضع تعرفه‌های تجاری علیه هند به‌دلیل همکاری در حوزه انرژی با روسیه، باعث افزایش نگرانی‌ها در واشنگتن شده است. به‌علاوه، هند در تلاش برای دستیابی به استقلال استراتژیک بیشتر است و تلاش دارد روابط دیپلماتیک خود را با تمامی قدرت‌های جهانی حفظ کند. این روند در دیگر کشورهای آسیایی نیز مشاهده می‌شود.در خاورمیانه، نفوذ ایالات متحده در حال افول است. این روند در دیگر مناطق جهان نیز مشاهده می‌شود. ایالات متحده دیگر قادر به رهبری بدون چالش نیست و اکنون بیشتر به اهرم‌ها و تهدیدهای اقتصادی برای تاثیرگذاری بر دیگر کشورها تکیه می‌کند. این تغییرات از نظر عمومی نیز نمایان است؛ رفتارهایی که زمانی به‌عنوان تثبیت‌کننده امنیت و نظم جهانی تلقی می‌شد، اکنون بیشتر به‌عنوان اقدامات خودخواهانه و یک‌جانبه از سوی ایالات متحده شناخته می‌شود.در مقابل، این وضعیت به چین فرصتی برای گسترش نفوذ خود در سطح جهانی داده است.

حضور فزاینده چین در آمریکای لاتین، روابط در حال گسترش آن با کانادا و انتقادات محتاطانه‌اش از مداخلات ایالات متحده، به این کشور امکان می‌دهد تا به‌عنوان یک شریک جایگزین، با قدرت نرم قابل‌توجهی در عرصه جهانی ظاهر شود.این تغییرات نشان نمی‌دهد که جایگاه ایالات متحده در حال افول است. این کشور هنوز از برتری‌های نظامی، فناوری و اقتصادی قابل‌توجهی برخوردار است. اما قدرت نرم آن، که تا پیش از این عنصر محوری برای تبدیل قدرت به رهبری بود اکنون در حال افول است. در این شرایط، کشورها در حال بازبینی این موضوع هستند که آیا منافع بلندمدت‌شان از طریق اتحاد با واشنگتن به‌طور موثر تامین خواهد شد یا خیر. برای ایالات متحده، ضروری است که از رویکردهای صرفا معامله‌محور خود دست بردارد و به دنبال شراکت‌های متقاعدکننده و بر اساس همکاری باشد. در غیر این صورت، جهان به‌سمت یک نظم چندقطبی حرکت خواهد کرد، جایی که جایگاه رهبری ایالات متحده تضعیف شده و این کشور تنها یکی از صداهای متعدد خواهد بود.