نظم نوین جهانی
دنیا وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک بحران مقطعی یا یک دوره تنش زودگذر دانست. آنچه در روزها و هفتههای اخیر پیرامون گرینلند، ناتو و روابط آمریکا با متحدان اروپاییاش رخ داده، نشانهای روشن از یک گسست عمیق در نظم سیاسی و امنیتی پس از جنگ جهانی دوم است؛ نظمی که دههها بر پایه اعتماد متقابل، قواعد مشترک و رهبری قابل پیشبینی ایالات متحده شکل گرفته بود. عقبنشینی دونالد ترامپ از تهدیدهای مستقیم علیه گرینلند اگرچه در ظاهر از شدت بحران کاست، اما نتوانست این واقعیت را پنهان کند که جهان وارد «دنیای ترامپ» شده است؛ جهانی بیثباتتر و غیرقابل پیشبینیتر.

برای نخستینبار در تاریخ معاصر، یک رئیسجمهور آمریکا آشکارا از ابزارهای اقتصادی برای تهدید متحدانش به منظور تصاحب سرزمینی استفاده کرد؛ اقدامی که نهتنها حاکمیت یک کشور عضو ناتو را هدف گرفت، بلکه اصول بنیادین اتحاد غربی را نیز زیر سوال برد. این رفتار، حتی اگر بهطور موقت تعدیل شود، پیام روشنی برای جهان دارد؛ قواعد قدیمی دیگر تضمینکننده رفتار آمریکا نیستند. اعتماد، که ستون فقرات روابط بود، بهشدت آسیب دیده است. در چنین فضایی، خطر فقط در تصمیمهای بعدی ترامپ خلاصه نمیشود، بلکه در الگویی است که رفتار او برای دیگر قدرتها ایجاد میکند. وقتی واشنگتن نشان میدهد که میتوان با زور، تهدید و تحقیر متحدان پیش رفت، مسکو و پکن نیز این پیام را دریافت میکنند که نظم مبتنی بر قواعد عملا در حال فروپاشی است. واکنش محتاطانه اما رو به استقلال اروپا برای ایجاد شبکههای جدید همکاری، نشانهای از درک این واقعیت تلخ است؛ نظم قدیمی از بین رفته و بازگشتی به آن در کار نخواهد بود.