بخش چهل و نهم

آفتاب‌پرست‌های چشم آبی

شماره روزنامه: ۴۲۸۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۳۶۳۳۲۹ دنیا

گابریلا لازاریدیس/ جیووانا کامپانی/ آنی بنونیست و دیگران ترجمه: محمدحسین باقی

ولفگانگ شوسل محافظه‌کار از «حزب مردم اتریش» (ÖVP) شریکی در FPÖ برای دولت ائتلافی پس از انتخابات ملی ۱۹۹۹ یافت. این ائتلاف در سال ۲۰۰۰ در معرض انتقادات شدید ملی و اروپایی بود. با این اوصاف، FPÖ و سپس BZÖ (جنبش برای آینده اتریش) تا سال ۲۰۰۶ در دولت ماندند و با تضعیف اتحادیه‌ها و دفاتر کارگری دستور کاری نولیبرالی را به پیش بردند. پس از مرگ ‌هایدر در سال ۲۰۰۸،‌ هاینز- کریستین استراچ - رئیس حزب آزادی اتریش در سال ۲۰۰۸- این حزب را دوباره در مسیر ضدمهاجرت و ضداسلامی قرار داد.

به تعبیر کولت گیومن، نژادپرستی رفتاری هر روزه است که گویی در ساختارهای دولتی و نهادی تعبیه شده است. ابتذال آن، یعنی این حقیقت که در اقدامات روزمره عمیقا ریشه دوانده و به شکلی از دانش اجتماعی تبدیل شده تبیین‌کننده پایداری‌اش است. افزون بر این، نژادپرستی از طریق الگوها و اقدامات غیرقابل مناقشه و پذیرفته شده مبنایی استوار برای پوپولیست‌های راست افراطی برای ایجاد «هدف مشترک» و یک گفتمان هژمونیک بر اساس نابرابری (طبیعی) و در نتیجه، طرد فراهم می‌سازد. نژادپرستی به‌عنوان اقدامی اجتماعی در اتریش برای پروژه سیاسی احزاب و گروه‌های دست راستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هر دو همزمان تمرکز استراتژی خود را بر دستیابی به «مردم» و ساختن آنها قرار می‌دهند. چگونه؟ با ایجاد زنجیره خصومت ورزانه تعادل [equivalence] میان «ما» در برابر «دیگران»؛ خواه مهاجران باشند، خواه نخبگان، نهادها، فمینیست‌ها یا دگرباشان. همزمان، آنها به جامعه (به‌عنوان یک خانواده)، به «خلوص ملی» [national purity] و «نظم» [order] متوسل می‌شوند. ساخت و مشروع‌سازی «تفاوت» و «نابرابری» - بر اساس استدلال‌های بیولوژیک و فرهنگی- برای اقدامات نژادپرستانه حیاتی است. بنابراین، این تقلا برای هژمونی دربردارنده جنسیت و تبعیض جنسی می‌شود تا بر استدلال بیولوژی تاکید ورزد. این ابتدا شامل تولید دانش با توجه به گروه‌های انسانی احتمالا «متمایز» می‌شود که به «فرآیندهای نژادپرستی» [processes of racialization] هم معروف است. این شکل از دانش به خصلت‌ها و ویژگی‌هایی معنا می‌دهد تا انسان‌ها را طبقه‌بندی و تقسیم کند. دوم، هژمونی نژادپرستانه شامل اقدامات مربوط به حذف «گروه‌های» خاص از منابع مادی، فرهنگی و نمادین می‌شود. به این ترتیب، گفتمان و استراتژی‌های دست راستی شامل «بی‌عدالتی» و «تفاوت» به منزله خصایص می‌شود. در ادامه از خصایص و کارکردهای نژادپرستی بحث می‌کنیم که تحلیل ما از استراتژی‌های گفتمانی گروه‌های دست راستی و استراتژی‌های تقابلی بر آن قرار دارد. نژادپرستی به‌عنوان اقدام اجتماعی و تقلا برای هژمونی شامل فرآیندهای نژادپرستی می‌شود مانند فرآیندهای اجتماعی «که به‌واسطه آن معانی به خصایل انسانی واقعی یا تخیلی نسبت داده می‌شود.»

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن