حذف و اضافه در بازار خودرو

در نگاه نخست پاسخ به این پرسش مثبت به نظر می‌رسد. طی سال‌های اخیر خودرو در ایران با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد خانوارها با افزایش قیمت مواجه شده و فاصله میان قدرت خرید و قیمت خودرو به شکل محسوسی افزایش یافته است. با این حال تفاوت مهمی میان دو بازارخودرو ایران و آمریکا وجود دارد.به‌طوری‌که در آمریکا خروج مشتریان از بازار خودرو عمدتا نتیجه افزایش هزینه‌های خرید و کاهش جذابیت مصرفی خودرو است؛ اما در ایران مساله فراتر از این است. درحالی‌که خودرو در بسیاری از اقتصادهای جهان یک کالای مصرفی تلقی می‌شود، در ایران همچنان بخشی از تقاضا به انگیزه حفظ ارزش دارایی و سرمایه‌گذاری شکل می‌گیرد. به همین دلیل بازار خودرو در ایران حتی در شرایط رکود معاملاتی نیز به‌طور کامل از مشتری خالی نمی‌شود.

در گزارش وال‌استریت ژورنال تاکید شده که بازار خودرو آمریکا در سال‌های پس از همه‌گیری کرونا با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. اختلال در زنجیره تامین، کمبود تراشه، افزایش قیمت خودرو و رشد نرخ‌های بهره که باعث شد هزینه خرید خودرو برای مصرف‌کنندگان افزایش یابد. با این حال تحلیلگران انتظار داشتند با بازگشت تولید به وضعیت عادی، فروش خودرو نیز به سطوح پیش از کرونا بازگردد. اکنون اما شواهد نشان می‌دهد بخشی از مشتریان از بازار خارج شده‌اند و خودروسازان نیز دیگر چشم‌انداز روشنی برای بازگشت آنها متصور نیستند.

در ایران نیز نشانه‌های مشابهی از کاهش تقاضای مصرفی دیده می‌شود. افزایش مداوم قیمت خودرو، کاهش درآمد واقعی خانوارها، رشد هزینه‌های زندگی و محدودیت ابزارهای تامین مالی برای خرید خودرو، موجب شده خودرو برای بخش بزرگی از جامعه به کالایی دور از دسترس تبدیل شود. با این حال تفاوت اصلی آنجاست که در ایران هنوز بخشی از تقاضا با انگیزه حفظ ارزش پول و پوشش ریسک تورم شکل می‌گیرد. همین موضوع سبب شده است که افت تقاضای مصرفی به اندازه اقتصادهای توسعه‌یافته در آمار فروش نمایان نشود. از سوی دیگر، ساختار بازار خودرو در ایران نیز با آمریکا تفاوت اساسی دارد. در آمریکا خودروسازان با مازاد عرضه و انباشت خودرو در نمایندگی‌ها مواجه هستند؛ اما در ایران محدودیت عرضه، سیاست‌های قیمت‌گذاری و شکاف میان قیمت کارخانه و بازار طی سال‌های گذشته اجازه نداده خودروها برای مدت طولانی در پارکینگ‌ها باقی بمانند. در واقع اگرچه بخشی از تقاضای واقعی از بازار حذف شده، اما کمبود عرضه مانع از نمایان شدن کامل این وضعیت شده است.

کارشناسان معتقدند یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر ساختار تقاضا در بازار خودروی ایران، کاهش سهم خانوارهای مصرف‌کننده و افزایش سهم متقاضیان سرمایه‌ای در سال‌های گذشته بوده است. هرچند با کاهش انتظارات تورمی در برخی مقاطع، تقاضای سرمایه‌ای نیز افت کرده، اما همچنان نقش خودرو به‌عنوان یک دارایی در اقتصاد ایران کاملا از بین نرفته است. به این ترتیب می‌توان گفت که برخلاف آمریکا که «خریدار از بازار خودرو نو حذف شده» در ایران مساله پیچیده‌تر است: «خریدار مصرفی حذف شده اما خریدار سرمایه‌ای هنوز هست.» تداوم حضور تقاضای سرمایه‌ای در بازار خودرو را نیز باید تا حد زیادی محصول سیاستگذاری‌های چند دهه گذشته دانست. سیاست‌هایی که خودرو را از یک کالای مصرفی به یک دارایی قابل سرمایه‌گذاری تبدیل کرده است. در شرایطی که قیمت‌گذاری دستوری، محدودیت عرضه، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های مکرر واردات و همچنین شکاف میان قیمت کارخانه و بازار آزاد به بخش ثابتی از بازار خودرو تبدیل شده، طبیعی است که خودرو فراتر از کارکرد اصلی خود مورد توجه قرار گیرد.

در واقع سیاستگذار به جای آنکه زمینه شکل‌گیری یک بازار رقابتی و متعادل را فراهم کند، ناخواسته شرایطی را ایجاد کرده که خرید خودرو در بسیاری از مقاطع نه به قصد مصرف، بلکه با هدف کسب سود یا حفظ ارزش دارایی انجام شود. نتیجه چنین وضعیتی آن بوده که حتی در دوره‌هایی که قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و تقاضای مصرفی افت کرده، بخشی از بازار همچنان به واسطه انگیزه‌های سرمایه‌ای فعال مانده است. این در حالی است که در بازارهای متعارف، کاهش قدرت خرید باید خود را به شکل افت محسوس تقاضا و تعدیل قیمت‌ها نشان دهد. اما در ایران، وجود تقاضای سرمایه‌ای به‌عنوان یک لایه پنهان، مانع از آن شده که سیگنال‌های واقعی بازار به درستی منعکس شود. به همین دلیل، حذف تدریجی مصرف‌کنندگان واقعی از بازار خودرو بیش از آنکه خود را در کاهش قیمت‌ها نشان دهد، در کاهش دسترسی خانوارها به خودرو و افزایش شکاف میان درآمد و قیمت خودرو نمایان شده است.

  حذف طبقات از بازار خودرو

 اگر بخواهیم معنی حذف خریداران از بازار خودرو را در ایران به زبان ساده توضیح دهیم، باید به نسبت میان درآمد و قیمت خودرو توجه کنیم. در بازار آمریکا، گزارش وال‌استریت ژورنال از حذف میلیونی خریداران خودرو سخن می‌گوید؛ اما در ایران شاید بهتر باشد از حذف تدریجی طبقات متوسط و پایین از بازار خودرو صحبت شود.  محاسبات انجام‌شده بر مبنای حداقل دستمزد سال۱۴۰۵ و قیمت خودروهای موجود در بازار نشان می‌دهد که خرید یک خودرو برای بسیاری از خانوارها دیگر یک تصمیم کوتاه‌مدت یا میان‌مدت نیست، بلکه به هدفی بلندمدت تبدیل شده است. حتی در صورت فرض پس‌انداز کامل حقوق ماهانه، زمان لازم برای خرید یک خودرو اقتصادی به چندین سال می‌رسد. این در حالی است که در واقعیت خانوارها بخش عمده درآمد خود را صرف هزینه‌های جاری مانند مسکن، خوراک، حمل‌ونقل، آموزش و درمان می‌کنند و امکان پس‌انداز کامل حقوق وجود ندارد.

به بیان دیگر، وقتی گفته می‌شود طبقه متوسط از بازار خودرو حذف شده است، منظور آن نیست که هیچ فردی از این طبقه خودرو خریداری نمی‌کند، بلکه مفهوم آن است که خرید خودرو دیگر از محل درآمد جاری خانوار امکان‌پذیر نیست و به منابع دیگری همچون فروش دارایی، دریافت وام، کمک خانوادگی یا درآمدهای جانبی نیاز دارد. این وضعیت پیامدهای گسترده‌ای برای بازار خودرو دارد. نخست آنکه بازار به تدریج از مشتریان مصرفی خالی می‌شود و بخش بیشتری از معاملات به متقاضیان دارای دارایی یا درآمدهای بالاتر اختصاص می‌یابد. دوم آنکه سن جایگزینی خودرو افزایش پیدا می‌کند و خانوارها مدت بیشتری از خودروهای قدیمی استفاده می‌کنند. سوم آنکه تقاضا برای خودروهای دست دوم نسبت به خودروهای صفر افزایش می‌یابد. بررسی روند بازار نیز نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر بخش قابل‌توجهی از معاملات به سمت خودروهای کارکرده سوق پیدا کرده است. 

در واقع بسیاری از خانوارها به جای خرید خودرو صفر، به دنبال خودروهای چند سال کارکرده هستند؛ موضوعی که خود نشانه‌ای از کاهش توان خرید در بازار خودرو محسوب می‌شود.در چنین شرایطی، تفاوت مهم دیگری میان ایران و آمریکا آشکار می‌شود. در آمریکا کاهش تقاضا می‌تواند خود را در قالب افت فروش خودروهای نو نشان دهد و خودروسازان را ناچار به ارائه مشوق‌های فروش کند. اما در ایران محدودیت عرضه و سیاست‌های حاکم بر بازار باعث شده کاهش قدرت خرید خانوارها کمتر در آمار تولید و فروش نمایان شود. به همین دلیل ممکن است در ظاهر بازار همچنان فعال به نظر برسد، اما در واقع بخش بزرگی از جامعه عملا امکان حضور در آن را از دست داده باشد. از این منظر، شاید مهم‌ترین پیام گزارش وال‌استریت ژورنال برای بازار ایران نه حذف خریداران آمریکایی، بلکه هشداری درباره آینده تقاضای مصرفی باشد.

اگر روند رشد قیمت خودرو سریع‌تر از رشد درآمد خانوارها ادامه یابد، شکاف میان بازار و مصرف‌کننده واقعی عمیق‌تر خواهد شد.  در چنین وضعیتی حتی افزایش تولید نیز لزوما به معنای گسترش بازار نخواهد بود؛ زیرا بخشی از جامعه که زمانی مشتری طبیعی خودرو محسوب می‌شد، دیگر توان ورود به این بازار را نخواهد داشت. بازار خودروی ایران امروز بیش از آنکه با کمبود متقاضی روبه‌رو باشد، با کمبود متقاضیان دارای قدرت خرید مواجه است؛ تفاوتی که شاید مهم‌ترین وجه تمایز آن با بازار آمریکا باشد. در آمریکا مشتریان به‌دلیل هزینه بالای خرید از بازار فاصله گرفته‌اند؛ اما در ایران بخش قابل‌توجهی از خانوارها اساسا از دایره خریداران بالقوه خارج شده‌اند. این همان نقطه‌ای است که مفهوم «خریداران گمشده» در ایران معنایی متفاوت پیدا می‌کند؛ نه یک‌میلیون خریدار کمتر، بلکه‌میلیون‌ها نفر که خودرو دیگر در سبد انتخاب اقتصادی آنها جایی ندارد.

   پس‌انداز ۱۰۰ درصدی برای خرید خودرو

 همان‌طور که عنوان شد شکاف میان دستمزد و قیمت خودرو در سال ۱۴۰۵ به سطحی رسیده که حتی خرید ارزان‌ترین خودروهای بازار نیز به پروژه‌ای چندساله تبدیل شده است. بر اساس مصوبه شورای عالی کار، حقوق ناخالص یک فرد متاهل دارای یک فرزند و بدون سابقه کار در سال جاری ۲۳‌میلیون و ۹۸۱ هزار تومان و برای فرد متاهل دارای یک فرزند با یک سال سابقه کار ۲۴‌میلیون و ۴۸۸ هزار تومان تعیین شده است.محاسبات نشان می‌دهد که اگر یک فرد بتواند تمام حقوق ماهانه خود را پس‌انداز کند؛ فرضی که در عمل با توجه به هزینه‌های معیشت امکان‌پذیر نیست، برای خرید ارزان‌ترین خودروهای بازار نیز باید چندین سال انتظار بکشد. دنیای‌اقتصاد دو جدول در این زمینه تهیه کرده؛ متاهل با یک سال سابقه و یک فرزند و متاهل بدون سابقه و یک فرزند. بر این اساس خرید یک دستگاه کوییک با قیمت یک‌میلیارد و ۲۸۰‌میلیون تومان برای کارگر متاهل دارای یک فرزند و بدون سابقه کار حدود ۴ سال و ۵ ماه زمان نیاز دارد. این مدت برای ساینا دنده‌ای با قیمت یک‌میلیارد و ۳۰۰‌میلیون تومان به حدود ۴ سال و ۶ ماه و برای اطلس دنده‌ای با قیمت یک‌میلیارد و ۳۸۰‌میلیون تومان به حدود ۴ سال و ۱۰ ماه می‌رسد.

در رده‌های بالاتر قیمتی، خرید رانا پلاس با قیمت یک‌میلیارد و ۶۵۰‌میلیون تومان به حدود ۵ سال و ۹ ماه پس‌انداز کامل حقوق نیاز دارد. همچنین یک فرد برای خرید پژو ۲۰۷ دنده‌ای با قیمت یک‌میلیارد و ۹۲۰‌میلیون تومان باید حدود ۶ سال و ۸ ماه منتظر بماند. این مدت برای تارا دنده‌ای دو‌میلیارد تومانی به نزدیک ۷ سال و برای دنا پلاس دو‌میلیارد و ۱۵۰‌میلیون تومانی به حدود ۷ سال و ۶ ماه افزایش می‌یابد.(جدول تهیه شده مربوط به فرد متاهل با یک سال سابقه و یک فرزند است). ارقام در شرایطی محاسبه شده که کل دستمزد ماهانه صرف پس‌انداز شود؛ حال آنکه در واقعیت بخش عمده درآمد خانوارهای کارگری صرف هزینه‌های مسکن، خوراک، حمل‌ونقل و سایر مخارج ضروری می‌شود. بنابراین فاصله واقعی میان درآمد و توان خرید خودرو به مراتب بیشتر از ارقام فوق است و می‌تواند دوره انتظار برای خرید یک خودرو را به بیش از یک دهه برساند.