فریاد استیصال «مرد دیوانه» در هرمز

به گفته‌ هالدمن، نیکسون گفت: «می‌خواهم ویتنامی‌های شمالی باور کنند که به نقطه‌ای رسیده‌ام که ممکن است برای توقف جنگ هر کاری انجام دهم.» نیکسون در مواجهه با جنگی ناامیدکننده در ویتنام وانمود می‌کرد که دیوانه است تا ویتنامی‌های شمالی را بترساند تا به او اجازه فرار آبرومندانه بدهند. «دیوید فروم»، نویسنده آتلانتیک در یادداشتی نوشت، وقتی احساس می‌کند که در حال برنده شدن است، هیچ گاه استراتژی مرد دیوانه را اجرا نمی‌کند. قدرت‌های قوی و موفق بر «ثبات» و «پیش‌بینی‌پذیری» تاکید دارند. قدرت‌هایی که امیدوارند قوی و موفق دیده شوند نیز همین‌طور. وقتی وزیر امور خارجه چین با جهان صحبت می‌کند، از عباراتی مانند «چین نیرویی قابل اعتماد برای ثبات خواهد بود» و «در این دنیای نامطمئن، بیشترین اطمینان را فراهم می‌کند» استفاده می‌کند. او می‌داند که قدرت واقعی نیازی به لاف زدن یا فریاد زدن ندارد.

با این حال، کسانی که احساس می‌کنند قدرتشان در حال افول است، ممکن است غر بزنند و داد و فغان به راه بیندازند. دونالد ترامپ در طول جنگ اخیر با ایران، متوجه شده که هیچ مقدار از نیرویی که در اختیار دارد، بازارهای انرژی جهان را آرام نمی‌کند یا آمار [محبوبیت] رو به کاهش او در نظرسنجی‌ها را افزایش نمی‌دهد. او یک استراتژی دوگانه را آزموده است: «وعده پیشرفت‌های قریب‌الوقوع در مذاکرات»، در عین انتشار «تهدیدهای خشونت‌آمیز بیشتر» در رسانه‌های اجتماعی تا ظاهرا مذاکرات را تسریع کند. اما اگر این یک استراتژی مرد دیوانه‌ بود، به وضوح در دستیابی به مزیتی که به دنبالش بود، شکست خورد. همه می‌توانستند ببینند که ترامپ بیشتر از همتایان ایرانی خود خواهان توافق بود. یک قاعده کلی خوب این است که طرفی که بیشتر خواهان توافق است، طرفی است که در حال باختن است.

استراتژی مرد دیوانه‌ برای رهبران غیر دیوانه‌ای است که در مخمصه‌های نامطلوب گرفتار شده‌اند. این یک استراتژی فریب است. استراتژیست دیوانه وانمود می‌کند که حاضر است کارهایی را انجام دهد که واقعا حاضر به انجام آنها نیست. این رویکرد به اعتبار متکی است: رقبا باید بتوانند تهدید اقدامات افراطی را جدی بگیرند. طنز ماجرا اینجاست که ترامپ با این استراتژی به مشکل خورده است. رهبران خارجی بی‌تردید مایلند باور کنند که ترامپ «دیوانه» است، به این معنا که ارتباط او با واقعیت گسسته است. آنها شاهد بوده‌اند که او در «محاسبه ریسک» اشتباه کرده و انواع پروژه‌ها - مانند جنگ‌های تجاری‌اش با چین و تلاشش برای کودتا در ۶ ژانویه ۲۰۲۱- را با شکست مواجه کرده است. اما آنها همچنین می‌دانند که وقتی فشار واقعا به جایی برسد، ترامپ عقب‌نشینی خواهد کرد. «تاکو» (TACO) نیز مانند «ناتو» (NATO)، به اختصاری چنان آشنا تبدیل شده که دیگر نیازی به توضیح یا باز کردن معنای آن نیست.

ایرانی‌ها به تازگی چشم‌گیرترین رویداد «تاکو» در تاریخ را اجرا کردند. ترامپ تهدید کرد که اگر با خواسته‌های او برای بازگشایی تنگه هرمز موافقت نکنند، کل تمدن آنها را نابود خواهد کرد. ایران از این تهدید سرپیچی کرد و اکنون چنین به نظر می‌رسد که ترامپ کنترل تنگه و حق اعمال عوارض بر کشتی‌هایی که از آن عبور می‌کنند را واگذار کرده است. در مورد نکته‌ای که ترامپ بیشترین تلاش را برای ایجاد رعب و وحشت در آن کرد، ایرانی‌ها به درستی حدس زدند که او بلوف می‌زند.

ترامپ به جهانیان آموخته است که تمام ویژگی‌های یک دیوانه را دارد، به جز بی‌تفاوتی نسبت به درد. او جنگ‌های یکجانبه، سریع و ارزان خود را دوست دارد. او به دنبال رضایت کنگره نخواهد بود؛ او نمی‌تواند افکار عمومی را به خود جلب کند. او فقط روی این احتمال قمار کرده که جنگ، قبل از سقوط شدید محبوبیتش در نظرسنجی‌ها تمام شود. وقتی این جنگ جدید او به مراحل دشوار رسید، وحشت زده شد. همه، از جمله ایرانی‌ها، می‌توانستند این وحشت را ببینند. پست‌های وحشت‌افکن او در «تروث سوشال» - با وجود شوکه‌کننده بودنشان - بیش از آنکه نشان از قاطعیت داشته باشند، فریاد استیصال و درماندگی بودند. این همان نسخه ترامپیِ «استراتژی مرد دیوانه» است: فریاد کشیدن سر مردم در خیابان، درحالی‌که همزمان از همان مردم التماس کمک مالی می‌کنی.