«دنیای اقتصاد» چالشها و فرصتهای توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی را بررسی کرد
مختصات بازار برق پشتبامی
انواع نیروگاههای خورشیدی خانگی
ناترازی برق و خاموشیهای مکرر در سالهای اخیر، توجه سیاستگذاران و خانوارها را بیش از گذشته به سمت انرژیهای تجدیدپذیر جلب کرده است. در این میان، نیروگاههای خورشیدی خانگی به عنوان یکی از در دسترسترین گزینهها برای تولید برق مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، توسعه این نیروگاهها در ایران همچنان با چالشهایی نظیر نااطمینانی اقتصادی، محدودیت منابع مالی و ضعف در ساختار نهادی و فرهنگی انرژیهای تجدیدپذیر مواجه است. جابر میرزایی، فعال حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با تشریح انواع نیروگاههای خورشیدی خانگی گفت: به طور کلی نیروگاههای خورشیدی خانگی به دو دسته اصلی تقسیم میشوند؛ نیروگاههای متصل به شبکه و نیروگاههای مستقل از شبکه. نیروگاههای متصل به شبکه نیز خود شامل دو گروه هستند؛ نیروگاههای مجهز به باتری و نیروگاههای بدون باتری.
میرزایی گفت: نیروگاههای مستقل از شبکه عمدتا در مناطقی مورد استفاده قرار میگیرند که دسترسی به شبکه برق وجود ندارد. در این موارد، موضوع اصلی نه صرفه اقتصادی بلکه تامین نیاز خانوارها به برق است. برای مثال در برخی مناطق دورافتاده کشور، به ویژه در روستاهایی که به شبکه برق متصل نیستند، نصب پنلهای خورشیدی تنها راه تامین برق محسوب میشود. در چنین شرایطی در صورت نیاز، از باتری نیز برای ذخیره انرژی و تامین برق در ساعات شب استفاده میشود. میرزایی با اشاره به عملکرد دولت در این حوزه گفت: در وزارت نیرو ردیفهای بودجه و برنامههایی برای برقرسانی به روستاهای فاقد شبکه تعریف شده است. با این حال، اجرای این برنامهها در استانهای مختلف یکسان نیست و در برخی موارد به دلیل عدم پیگیری یا اطلاعرسانی مناسب، بخشی از اعتبارات پیشبینیشده بدون استفاده باقی میماند. به گفته او، دولت ساختاری مشخص برای توسعه برقرسانی روستایی دارد و بخش مهمی از فعالیت آن بر مناطقی متمرکز است که همچنان از دسترسی به شبکه برق محروم هستند.
تغییر سیاست خرید برق خورشیدی
این کارشناس انرژیهای تجدیدپذیر در ادامه به تغییرات سیاستی دولت در سال جاری اشاره کرد و گفت: در بخشنامه جدید وزارت نیرو، علاوه بر نیروگاههای خورشیدی متصل به شبکه، نیروگاههای مجهز به باتری نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نیروگاههای دارای باتری میتوانند در ساعات مورد نیاز به پایداری شبکه کمک بیشتری کنند و برق ذخیرهشده را در زمانهای اوج مصرف به شبکه تزریق کنند. وی افزود: برای همین منظور نیز نرخ خرید برق تولیدی این نیروگاهها متفاوت تعیین شده است. نیروگاههای مجهز به باتری به دلیل ارزش افزودهای که برای شبکه ایجاد میکنند، از نرخ خرید بالاتری نسبت به نیروگاههای بدون باتری برخوردار هستند. همچنین برخی بانکها برای احداث نیروگاههای خورشیدی خانگی تسهیلاتی در نظر گرفتهاند و متقاضیان میتوانند تا سقف چندصدمیلیون تومان وام دریافت کنند.
اقتصاد انرژی خورشیدی در فضای پرابهام
این کارشناس انرژیهای تجدیدپذیر گفت: ارزیابی اقتصادی این سرمایهگذاری در ایران با دشواریهای فراوانی همراه است. قیمت برق در ایران، سیاستهای دولت و حتی ارزش پول ملی به گونهای تغییر میکند که انجام مطالعات امکانسنجی دقیق را دشوار میسازد. به همین دلیل هرگونه برآورد از بازگشت سرمایه با سطح بالایی از عدم قطعیت همراه است. وی افزود: در مطالعات کارشناسی معمولا دوره بازگشت سرمایه نیروگاههای خورشیدی خانگی بین چهار تا پنج سال برآورد میشود، اما تجربه عملی سالهای اخیر نشان داده است افرادی که با استفاده از تسهیلات ریالی یا سرمایه شخصی وارد این حوزه شدهاند، در بسیاری از موارد طی دو تا سه سال به اصل سرمایه خود رسیدهاند. حتی در برخی پروژهها این دوره کمتر از دو سال نیز بوده است.
این کارشناس حوزه انرژیهای تجدیدپذیر معتقد است افزایش قیمت تجهیزات نیز در عمل به نفع سرمایهگذاران اولیه تمام شده است. به گفته وی، هزینه احداث یک نیروگاه خورشیدی ۵ کیلوواتی در سالهای گذشته به مراتب کمتر از امروز بوده و افرادی که زودتر اقدام به نصب تجهیزات کردهاند، علاوه بر درآمد حاصل از فروش برق، از رشد ارزش دارایی خود نیز منتفع شدهاند. به عنوان مثال، هزینه احداث برخی نیروگاههای کوچک طی دو سال گذشته تقریبا دو برابر شده و همین موضوع موجب شده ارزش سرمایهگذاریهای قبلی افزایش یابد.
در خصوص فرآیند خرید برق نیز میرزایی توضیح داد که دولت با نصب کنتورهای مخصوص، میزان برق تحویلی به شبکه را اندازهگیری و بر اساس آن مطالبات تولیدکنندگان را پرداخت میکند. هرچند به گفته او، پرداختها معمولا با تاخیر همراه است و این موضوع یکی از دغدغههای فعالان این حوزه به شمار میرود.
با وجود این تاخیرها، سازوکار خرید تضمینی برق همچنان مهمترین انگیزه اقتصادی برای ورود خانوارها به این حوزه محسوب میشود. بسیاری از سرمایهگذاران خرد، درآمد حاصل از فروش برق را عاملی برای جبران هزینههای اولیه و کسب بازدهی مناسب میدانند.
موانع ساختاری زندگی آپارتمانی
وی یکی از مهمترین موانع توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی در ایران را ساختار زندگی آپارتمانی دانست و افزود: نصب پنل خورشیدی روی پشتبام ساختمانهای مسکونی نیازمند جلب رضایت سایر ساکنان است؛ موضوعی که در اغلب موارد با دشواری همراه میشود. همین مساله سبب شده است که برخلاف بسیاری از کشورهای توسعهیافته، پشتبام ساختمانهای شهری در ایران سهم اندکی در تولید برق خورشیدی داشته باشند. میرزایی در عین حال تاکید کرد: افرادی که امکان نصب پنل خورشیدی را داشتهاند، به ویژه ساکنان خانههای ویلایی یا خانوارهای تحت پوشش برخی نهادهای حمایتی، عمدتا از این سرمایهگذاری رضایت داشتهاند و آن را تجربهای موفق ارزیابی میکنند. تقریبا تمام افرادی که در سالهای اخیر وارد این حوزه شدهاند، از عملکرد سیستم و بازده اقتصادی آن رضایت داشتهاند.
مروری بر تجربههای جهانی
وی با اشاره به تجربه جهانی توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی گفت: در بسیاری از کشورهای اروپایی قیمت بالای برق باعث شده خانوارها برای کاهش هزینههای خود به سمت نصب پنلهای خورشیدی حرکت کنند. در این کشورها استفاده از پشتبام ساختمانها برای تولید برق به یک رویه رایج تبدیل شده است و حتی در برخی کشورهای همسایه ایران از جمله ترکیه نیز نمونههای فراوانی از این نوع سرمایهگذاری مشاهده میشود.
به گفته این کارشناس، تفاوت اصلی میان ایران و کشورهای توسعهیافته در نگرش مصرفکنندگان به انرژی است. در بسیاری از کشورها، خانوارها هزینه واقعی برق را پرداخت میکنند و همین موضوع آنها را به سمت استفاده از فناوریهای بهرهور سوق میدهد. در حالیکه در ایران هنوز بخشی از جامعه برق را کالایی ارزان و همیشگی میداند و انگیزه کافی برای سرمایهگذاری در تولید برق خانگی شکل نگرفته است.
این کارشناس افزود: یکی از دلایل گسترش انرژی خورشیدی در مقایسه با نیروگاههای بادی، سادگی تجهیزات و سهولت حملونقل آنهاست. پنلها، کابلها و سایر تجهیزات مورد نیاز از وزن و حجم زیادی برخوردار نیستند و امکان تامین آنها حتی در شرایط محدودیتهای بینالمللی نیز وجود دارد. علاوه بر این، شرکتهای تامینکننده معمولا قراردادهای پشتیبانی و خدمات پس از فروش با مشتریان خود منعقد میکنند و در صورت بروز مشکل، تجهیزات معیوب را تعویض یا تعمیر میکنند. به همین دلیل فعالان این حوزه معتقدند تامین تجهیزات و نگهداری نیروگاههای خورشیدی نسبت به بسیاری از فناوریهای دیگر با ریسک کمتری همراه است.
در مجموع، آینده نیروگاههای خورشیدی خانگی را نمیتوان صرفا بر پایه ظرفیت بالای تابش خورشید در ایران ارزیابی کرد. تداوم نااطمینانیهای اقتصادی، نوسانات ارزی، آثار تحریمها، سازوکار خرید تضمینی برق و محدودیتهای اجرایی، عواملی هستند که میتوانند مسیر توسعه این بخش را تسهیل یا با کندی مواجه کنند. از این رو، نقش نیروگاههای خورشیدی خانگی در کاهش ناترازی برق و گسترش تولید پراکنده، بیش از آنکه به ظرفیت فنی وابسته باشد، به کیفیت سیاستگذاری و ثبات محیط اقتصادی گره خورده است.