معادله طلا در نیمه دوم سال

انجمن جهانی طلا معتقد است که در شرایط کنونی، قیمت طلا با چشم‌انداز اقتصاد جهانی که شامل رشد اقتصادی متوسط، کاهش تدریجی اما همچنان بالای تورم و انتظار برای ادامه سیاست‌های انقباضی بانک‌های مرکزی است، همخوانی دارد. بر این اساس انتظار می‌رود قیمت طلا در نیمه دوم سال عمدتا در محدوده‌ای نسبتا ثابت و با نوسانی در حدود ۵ درصد حرکت کند. با این حال این بدان معنا نیست که بازار آمادگی خود برای جهش‌های خیره کننده را از دست داده است.

بر این اساس در صورت تشدید رکود اقتصادی یا بروز دوباره تنش‌های ژئوپلیتیک، کاهش انتظارات نسبت به نرخ‌های بهره یا افزایش خرید سرمایه‌گذاران در قیمت‌های پایین، طلا می‌تواند بار دیگر تا محدوده ۴۵۰۰ دلار یا حتی بالاتر صعود کند. در مقابل اگر اقتصاد جهانی انعطاف‌پذیر باقی بماند، بازده اوراق قرضه افزایش یابد و فضای بازارها آرام‌تر شود، احتمال افت بیشتر قیمت طلا وجود دارد؛ هرچند انتظار می‌رود تقاضای خرید در قیمت‌های پایین، از کاهش بیش از ۱۰ درصدی جلوگیری کند. در کنار این عوامل، ادامه خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و تغییرات سیاستی در بازارهای بزرگی مانند هند نیز از جمله متغیرهایی هستند که می‌توانند مسیر بازار طلا را در نیمه دوم سال تحت تاثیر قرار دهند.

شاخص نوسان تحقق یافته

طلا سال ۲۰۲۶ را با عملکردی خیره کننده آغاز کرد و تنها در چند هفته نخست سال ۱۲ رکورد تاریخی جدید ثبت کرد و در اواخر ژانویه تحت تاثیر تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیک و افزایش معاملات اختیار معامله، برای نخستین بار از سطح ۵۵۰۰ دلار عبور کرد. با این حال در ادامه و هم‌زمان با تغییر فضای بازار، قیمت‌ها تا حوالی ۴۰۰۰ دلار عقب نشستند. این نوسانات باعث شد شاخص نوسان تحقق‌یافته طلا به بیش از ۵۰ درصد برسد که بازتاب‌دهنده افزایش نوسانات در سایر بازارهای مالی نیز بود. هرچند اکنون این شاخص به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یافته، اما همچنان بالاتر از میانگین ۱۷ درصدی دو دهه گذشته قرار دارد. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که جهش‌های شدید نوسان در بازار طلا معمولا موقتی بوده و در ادامه به سطوح متعارف بازمی‌گردند.

 صعود به وقت آسیا

بررسی مدل تحلیل عوامل بازده طلا (GRAM) نشان می‌دهد که ریسک‌های ژئوپلیتیک و تغییر احساسات سرمایه‌گذاران مهم‌ترین عامل نوسان قیمت طلا در نیمه نخست سال بوده‌اند. همچنین رفتار معامله‌گران و جریان‌های سرمایه نیز سهم قابل‌توجهی در روند قیمت‌ داشته است. در مقابل اثر هزینه فرصت نگهداری طلا دوگانه بوده است؛ زیرا بازارها در طول این دوره بارها انتظارات خود را نسبت به مسیر نرخ‌های بهره و ارزش دلار بازنگری کردند. در این میان بررسی معاملات روزانه نشان می‌دهد بخش عمده نوسانات قیمت طلا در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ در ساعات معاملاتی آسیا و آمریکا رقم خورده است. همچنین بیشتر افت‌ قیمت‌ها در جریان معاملات آمریکا رخ داده، درحالی‌که بازگشت قیمت‌ها عمدتا در ساعات معاملاتی آسیا شکل گرفته است. این موضوع بیانگر نقش پررنگ سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان آسیایی در کشف قیمت و جهت‌دهی به بازار جهانی طلاست.

آیا قیمت‌ها منصفانه است؟

اکنون دو پرسش اصلی پیش روی سرمایه‌گذاران قرار دارد. نخست اینکه آیا قیمت فعلی طلا با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی دارد و دوم اینکه چه عواملی می‌توانند قیمت را از سطوح کنونی به سمت بالا یا پایین هدایت کند. بررسی وضعیت بازارهای جهانی نشان می‌دهد انتظارات غالب حاکی از آن است که بانک مرکزی آمریکا، بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و بانک مرکزی ژاپن تا پایان سال یک مرحله دیگر نرخ‌های بهره را افزایش خواهند داد. در همین حال اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۹ درصد رشد خواهد کرد و رشد اقتصاد آمریکا نیز در محدوده ۲.۱ درصد، نزدیک به میانگین تاریخی خود، برآورد می‌شود.

همچنین پیش‌بینی می‌شود تورم آمریکا در سه‌ماهه دوم سال به حدود ۳.۹ درصد برسد و سپس اندکی کاهش یابد، درحالی‌که میانگین تورم جهانی برای کل سال حدود ۴.۳ درصد خواهد بود. از سوی دیگر اگرچه دلار در جریان درگیری آمریکا و ایران مقاومت قابل‌توجهی از خود نشان داد، اما چشم‌انداز آن برای نیمه دوم سال همچنان نامطمئن است و عوامل متضاد می‌توانند مسیر آن را تغییر دهند. بر همین اساس، مدل ارزش‌گذاری طلا نشان می‌دهد قیمت کنونی این فلز گران‌بها با انتظارات اقتصاد کلان جهانی تا حد زیادی سازگار است. از آنجا که طلا دارایی‌ای جهانی است و در سراسر جهان معامله می‌شود، قیمت آن تنها به نرخ بهره آمریکا یا ارزش دلار وابسته نیست، بلکه بازتابی از شرایط اقتصاد بین‌الملل نیز محسوب می‌شود. در نتیجه، اگر شرایط فعلی تغییر محسوسی نداشته باشد، انتظار می‌رود قیمت طلا در نیمه دوم سال در محدوده‌ای نزدیک به ۴۱۰۰ دلار و با نوسانی حدود ۵ درصد باقی بماند.

 چاشنی صعود

کارشناسان معتقدند ادامه روند صعودی طلا کاملا محتمل است، اما تحقق آن به یک محرک قوی نیاز دارد. این محرک می‌تواند از سه مسیر تشدید رکود اقتصادی یا تنش‌های ژئوپلیتیک، تغییر انتظارات بازار به سمت کاهش نرخ‌های بهره و یا ورود سرمایه‌گذاران بلندمدت به بازار شکل بگیرد. بر اساس سناریوهای اقتصاد کلان، در صورت وقوع این شرایط، قیمت طلا می‌تواند بار دیگر به محدوده ۴۵۰۰ دلار بازگردد و در صورت دریافت سیگنال‌های بسیار قوی، حتی حرکت به سمت ۵۰۰۰ دلار نیز دور از انتظار نخواهد بود.

دو متغیر تعیین‌کننده

اگرچه اقتصاد آمریکا تاکنون رشد قابل قبولی را حفظ کرده و بازار سهام نیز با اتکا به رونق شرکت‌های فناوری و هوش مصنوعی اثرات جنگ آمریکا و ایران را تا حد زیادی نادیده گرفته است، اما نگرانی‌ها درباره ارزش‌گذاری بالای سهام همچنان پابرجاست. علاوه بر این انتظار برای افزایش نرخ بهره بخشی از شتاب بازار سهام را مهار کرده است.

در این میان، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ نیز به یکی از کانون‌های توجه بازار تبدیل شده است. پیش‌بینی‌ها از احتمال بازپس‌گیری اکثریت مجلس نمایندگان توسط دموکرات‌ها حکایت دارد، درحالی‌که جمهوری‌خواهان ممکن است کنترل سنا را حفظ کنند. از منظر تاریخی، رابطه انتخابات آمریکا با قیمت طلا همواره یکسان نبوده است، اما تجربه نشان می‌دهد در دوره‌هایی که دموکرات‌ها قدرت بیشتری در اختیار داشته‌اند، تقاضا برای خرید شمش و سکه طلا در آمریکا افزایش یافته است. افزون بر این، هرگونه افزایش نااطمینانی سیاسی می‌تواند تقاضا برای طلا به‌عنوان دارایی امن را تقویت کند.

در کنار این عوامل، نگرانی‌ها درباره بازار اعتبارات خصوصی، احتمال گسترش تنش‌های ژئوپلیتیک و اختلال در عرضه انرژی نیز می‌تواند سرمایه‌ها را به سمت دارایی‌های امن هدایت کند. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد هر ۱۰۰ واحد افزایش ماهانه شاخص ریسک ژئوپلیتیک به طور متوسط قیمت طلا را حدود ۲.۵ درصد افزایش داده است. از سوی دیگر، تداوم تورم بالا نیز در بلندمدت به نفع بازار طلا خواهد بود. اگرچه در ابتدای جهش‌های تورمی، کالاهایی مانند نفت عملکرد بهتری دارند، اما با ماندگار شدن تورم، طلا معمولا به یکی از جذاب‌ترین ابزارهای حفظ ارزش دارایی تبدیل می‌شود.

پشتیبانی بازار توسط سرمایه‌گذاران بلندمدت

بازار طلا طی دو دهه اخیر از چند تحول ساختاری مهم بهره برده است؛ از جمله رشد اقتصادهای نوظهور، توسعه صندوق‌های قابل معامله طلا (ETF)، افزایش ریسک‌های جهانی و خریدهای گسترده بانک‌های مرکزی. در سال‌های اخیر نیز صندوق‌های ثروت ملی، صندوق‌های بازنشستگی، موقوفات و سایر سرمایه‌گذاران بلندمدت حضور پررنگ‌تری در بازار پیدا کرده‌اند. همچنین اجرای برنامه آزمایشی سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ بیمه چین در بازار طلا، بر تقویت این روند افزوده است. این گروه از سرمایه‌گذاران که عمدتا با رویکرد خرید و نگهداری فعالیت می‌کنند، می‌توانند در نیمه دوم سال نیز نقش مهمی در حمایت از قیمت طلا ایفا کنند.

تله سقوط

در این میان سه عامل تقویت بیش از انتظار دلار و افزایش بیشتر نرخ‌های بهره، افزایش تمایل سرمایه‌گذاران به دارایی‌های پرریسک و عوامل تکنیکال و شناسایی سود پس از رشدهای قابل‌توجه مهم‌ترین تله‌ها برای سقوط طلا محسوب می‌شوند. بر اساس سناریوهای اقتصاد کلان، اگر قیمت طلا ۱۰ تا ۱۵ درصد دیگر کاهش یابد، احتمال افت‌های بسیار عمیق‌تر محدود خواهد بود؛ زیرا تجربه تاریخی نشان می‌دهد کاهش قیمت‌ها معمولا با افزایش تقاضا از سوی مصرف‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و بانک‌های مرکزی همراه می‌شود.

تهدید سناریوی گلدیلاکس

اگر اقتصاد آمریکا و جهان رشد مطلوبی را همراه با کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک تجربه کنند، بخشی از سرمایه‌ها از بازار طلا خارج شده و به سمت دارایی‌های پرریسک حرکت خواهد کرد. همچنین رشد اقتصادی قوی می‌تواند به تقویت دلار و افزایش بیشتر نرخ‌های بهره منجر شود. هرچند افزایش نرخ بهره به خودی خود لزوما به زیان طلا نیست، اما اگر این افزایش باعث تقویت اعتماد بازار به سیاست‌های فدرال‌رزرو شود، فشار بیشتری بر قیمت طلا وارد خواهد شد. از منظر تکنیکال نیز طلا همچنان بالاتر از میانگین دوساله خود معامله می‌شود. عبور قیمت از مرز ۳۵۰۰ دلار در گذشته روند صعودی را شتاب بخشید، اما در صورت افت قیمت به زیر محدوده ۳۸۶۰ دلار احتمال تشدید فشار فروش وجود خواهد داشت. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد پس از اصلاح‌های شدید، تقاضای مصرفی، خرید سرمایه‌گذاران بلندمدت و ورود بانک‌های مرکزی معمولا مانع از تداوم افت قیمت می‌شود.

نقش بانک‌های مرکزی و هند

در کنار متغیرهای اقتصاد کلان، دو عامل دیگر نیز می‌توانند مسیر بازار را تغییر دهند. نخست بانک‌های مرکزی و سپس بازار هند. بانک‌های مرکزی از سال ۲۰۲۲ تاکنون به طور متوسط سالانه حدود هزار تن طلا خریداری کرده‌اند و همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های بازار محسوب می‌شوند. اگرچه برخی بانک‌های مرکزی در سه‌ماهه نخست امسال بخشی از ذخایر خود را فروختند یا با سایر دارایی‌ها معاوضه کردند، اما برآوردها نشان می‌دهد آنها در مجموع همچنان خریدار خالص طلا باقی خواهند ماند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد هر ۲۰ تا ۳۰ تن افزایش خرید بانک‌های مرکزی بیش از میانگین بلندمدت سالانه (حدود ۶۰۰ تن) می‌تواند به طور متوسط یک درصد به قیمت طلا بیفزاید. در مقابل، کاهش محسوس سرعت خرید بانک‌های مرکزی می‌تواند به عاملی منفی برای بازار تبدیل شود. در این میان هند با تقاضای سالانه حدود ۸۰۰ تن، دومین بازار بزرگ طلای جهان است. با این حال وابستگی کامل این کشور به واردات طلا، دولت را در شرایط افزایش قیمت انرژی و فشار بر ذخایر ارزی ناچار به مداخله کرده است.

از ابتدای آوریل، دولت هند برای کنترل واردات، تعرفه واردات طلا را از ۶ درصد به ۱۵ درصد افزایش داده و همزمان با اطلاع‌رسانی عمومی، مصرف‌کنندگان را به کاهش خرید طلا تشویق کرده است. برآوردها نشان می‌دهد این افزایش تعرفه به تنهایی می‌تواند تقاضای سالانه برای جواهرات، شمش و سکه را ۵۰ تا ۶۰ تن، معادل حدود ۱۰ درصد، کاهش دهد. در صورت تداوم کندی رشد اقتصادی هند، این کاهش تقاضا می‌تواند عمیق‌تر شود و حتی افزایش نکول وام‌های مبتنی بر وثیقه طلا، عرضه این فلز به بازار را بیشتر کند.