«دنیای اقتصاد» الزامات جذب منابع مالی را در بازار انرژیهای تجدیدپذیر بررسی کرد
معمای سرمایه در برق سبز
آینده بازار برق سبز ایران بیش از آنکه به تعیین یک نرخ ثابت وابسته باشد، به شکلگیری چارچوبی پایدار، رقابتی و قابل اعتماد برای سرمایهگذاری وابسته است؛ چارچوبی که بتواند ریسکهای موجود را کاهش داده و ظرفیتهای قابلتوجه تجدیدپذیرهای کشور را به فرصتهای واقعی اقتصادی تبدیل کند.
گذار از فضای نااطمینانی
در این رابطه مهرزاد لیموچی کارشناس حوزه انرژی به «دنیای اقتصاد» گفت: مهمترین مکانیسم برای جذب سرمایهگذاران به بازار برق سبز، ایجاد اطمینان اقتصادی است. تجربه سالهای اخیر صنعت برق ایران نشان داده سرمایهگذار بیش از آنکه نگران سطح قیمت باشد، نگران پایداری درآمد و قابلیت پیشبینی بازگشت سرمایه است. بسیاری از سرمایهگذاران با وجود آگاهی از ظرفیت بالای انرژی خورشیدی و بادی کشور، همچنان نسبت به ورود گسترده به این حوزه تردید دارند، زیرا با مجموعهای از عدم قطعیتها در حوزه مقررات، تامین مالی، نرخ ارز، دسترسی به زمین، اتصال به شبکه و نحوه فروش برق مواجه هستند.
وی افزود: اگرچه اصلاح نظام قیمتگذاری برق یکی از پیشنیازهای توسعه تجدیدپذیرها به شمار میرود، اما تصور اینکه صرف آزادسازی قیمتها بتواند به تنهایی موجی از سرمایهگذاری ایجاد کند، با واقعیتهای اقتصاد ایران سازگار نیست. سرمایهگذار زمانی وارد پروژهای با دوره بازگشت هفت تا ۱۰ ساله میشود که از ثبات قواعد بازی اطمینان داشته باشد و در شرایطی که سیاستها، دستورالعملها و حتی سازوکارهای حمایتی ممکن است در دورههای کوتاه دچار تغییر شوند، افزایش قیمت برق به تنهایی نمیتواند ریسک سرمایهگذاری را جبران کند.
وی اظهار کرد: با تشدید ناترازی برق و افزایش هزینه خاموشی، برق به نهادهای راهبردی برای صنایع تبدیل شده است. از اینرو، توسعه قراردادهای مستقیم و بلندمدت میان نیروگاههای تجدیدپذیر و صنایع میتواند مهمترین مسیر جذب سرمایه باشد. به گفته او، هزینهبر بودن سرمایهگذاری اولیه، نرخ بالای تامین مالی و محدودیت منابع بانکی، توسعه ابزارهایی مانند صندوق پروژه، اوراق سبز و تضمین خرید برق را به ضرورتی برای تامین مالی این بخش تبدیل کرده است.
این کارشناس حوزه انرژی در ادامه بیان کرد: در بسیاری از موارد، فرآیند اخذ مجوزها، تخصیص زمین، استعلامهای متعدد و مسائل مربوط به اتصال به شبکه، زمان و هزینهای بیش از احداث خود نیروگاه ایجاد میکند. سرمایهگذار زمانی جذب این بازار خواهد شد که احساس کند علاوه بر وجود بازده اقتصادی مناسب، مسیر اجرای پروژه نیز شفاف، کوتاه و قابل پیشبینی است. مهمترین نیاز امروز بازار برق سبز ایران، گذار از فضای مبتنی بر حمایتهای مقطعی و تصمیمات موردی به سمت یک چارچوب پایدار و قابل اعتماد برای سرمایهگذاری است.
سازوکار قابل پیشبینی برای کشف قیمت
لیموچی درباره نحوه قیمتگذاری برق سبز گفت: قیمتگذاری در بازار برق سبز باید بهگونهای طراحی شود که هم برای سرمایهگذار بازدهی قابل قبول ایجاد کند و هم برای مصرفکننده و اقتصاد کشور قابل تحمل باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده نه قیمتگذاری کاملا دستوری توانسته سرمایهگذاری را تحریک کند و نه افزایشهای مقطعی و غیرقابل پیشبینی قیمتها توانستهاند اطمینان لازم را برای ورود سرمایههای جدید فراهم کنند. به گفته وی، مساله اصلی رسیدن به یک سازوکار پایدار و قابل پیشبینی برای کشف قیمت است.
این کارشناس انرژی گفت سرمایهگذاری در نیروگاههای تجدیدپذیر در ایران با ریسکهایی مانند نوسان ارز، هزینه بالای تامین مالی، تغییرات مقررات و محدودیت واردات تجهیزات مواجه است. به همین دلیل قیمت برق باید منعکسکننده هزینه واقعی سرمایه و ریسکهای اقتصادی باشد. وی تاکید کرد توسعه بازار رقابتی و قراردادهای بلندمدت میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ، مناسبترین مسیر قیمتگذاری برق سبز در ایران است.
به گفته وی، صنایع بزرگ و واحدهای صادراتی بیش از هر زمان دیگری به برق پایدار نیاز دارند و هزینه خاموشی برای آنها به مراتب بیشتر از اختلاف قیمت برق است. وی تاکید کرد بازار میتواند به تدریج قیمت تعادلی برق سبز را کشف کند؛ قیمتی که نه بر مبنای یارانه و نه بر مبنای دستور، بلکه بر اساس ارزش واقعی برق برای مصرفکننده شکل میگیرد.
این کارشناس حوزه انرژی افزود: یکی از مشکلات اساسی در نظام قیمتگذاری فعلی این است که درآمد سرمایهگذار در برابر تورم و تغییرات نرخ ارز به مرور مستهلک میشود، درحالیکه بخش قابلتوجهی از تجهیزات نیروگاههای تجدیدپذیر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحتتاثیر نرخ ارز قرار دارند. هرگونه سازوکار قیمتگذاری باید دارای فرمول تعدیل مشخص و شفاف متناسب با متغیرهای اقتصادی باشد تا سرمایهگذار بتواند بازدهی پروژه را در افقهای زمانی بلندمدت برآورد کند. سرمایهگذار با یک نرخ بازده معقول اما قابل پیشبینی، راحتتر تصمیم به سرمایهگذاری میگیرد.
تعدد مراکز تصمیمگیری در ساختار اداری
وی گفت: مهمترین مانع توسعه بازار برق سبز در ایران کمبود سرمایه یا حتی کمبود تقاضا برای برق نیست، بلکه وجود مجموعهای از مداخلات و محدودیتهای ساختاری است که باعث شده این بازار نتواند به صورت طبیعی رشد کند. امروز هم نیاز به برق وجود دارد، هم منابع خورشیدی و بادی کشور قابلتوجه است و هم بخش خصوصی برای سرمایهگذاری اعلام آمادگی میکند، اما میان سرمایه و پروژه، مجموعهای از موانع اداری و مقرراتی قرار گرفته که سرعت توسعه را به شدت کاهش داده است.
لیموچی تعدد مراکز تصمیمگیری را یکی از مهمترین این موانع دانست و افزود: سرمایهگذار برای توسعه یک پروژه تجدیدپذیر ناچار است با نهادها و دستگاههای مختلفی در حوزه زمین، محیطزیست، منابع طبیعی، شبکه برق، امور محلی و سایر بخشها تعامل داشته باشد. این تعدد مراجع تصمیمگیر نه تنها زمان اجرای پروژه را افزایش میدهد، بلکه باعث ایجاد ابهام و عدم قطعیت در فرآیند سرمایهگذاری میشود.
وی تاکید کرد: طی سالهای گذشته بخش مهمی از تصمیمات صنعت برق با رویکرد مدیریت اداری اتخاذ شده است، درحالیکه توسعه تجدیدپذیرها نیازمند شکلگیری یک بازار رقابتی و شفاف است. هر زمان که فعالان اقتصادی احساس کنند قواعد بازار ممکن است با تصمیمات کوتاهمدت و غیرقابل پیشبینی تغییر کند، تمایل آنها به سرمایهگذاری کاهش مییابد و به همین دلیل یکی از مهمترین اصلاحات مورد نیاز، کاهش مداخلات غیرضروری و حرکت به سمت چارچوبهای پایدار و مبتنی بر مکانیسم بازار است.
لیموچی اظهار کرد: توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر فعالیت بلندمدتی است و سرمایهگذار باید افق روشنی از قوانین و مقررات پیش روی خود داشته باشد. تغییرات مکرر دستورالعملها، رویهها و سیاستها موجب میشود فعالان اقتصادی نتوانند برنامهریزی بلندمدت انجام دهند و ثبات سیاستی حتی بیش از مشوقهای مالی، در توسعه سرمایهگذاریهای زیرساختی موثر است.
وی در پاسخ به پرسشی درباره قیمت مناسب برق سبز گفت اقتصادی بودن سرمایهگذاری در نیروگاههای تجدیدپذیر به عواملی مانند نرخ ارز، هزینه تامین مالی، نوع فناوری، محل احداث و ریسکهای سرمایهگذاری بستگی دارد. به گفته او، فرسودگی بخشی از ناوگان تولید برق و ضرورت تنوعبخشی به سبد انرژی، هزینه واقعی تولید برق را افزایش داده و قیمتگذاری برق سبز باید ضمن پوشش هزینهها، بازدهی متناسب با ریسک را نیز برای سرمایهگذار فراهم کند. وی افزود ارزش برق تنها به قیمت رسمی آن محدود نمیشود و هزینه خاموشی برای بسیاری از صنایع و معادن از هزینه خرید برق بیشتر است.
او در پایان تاکید کرد مهمتر از تعیین یک نرخ مشخص، ایجاد سازوکاری پایدار و شفاف برای کشف قیمت در بلندمدت است. از نگاه سرمایهگذاران، قابلیت پیشبینی درآمد و وجود فرمولهای مشخص تعدیل قیمت، اهمیت بیشتری نسبت به نرخهای بالاتر اما ناپایدار دارد؛ از اینرو توسعه بازار رقابتی و قراردادهای بلندمدت میتواند نقش مهمی در آینده بازار برق سبز ایفا کند.