سپر ریلی در برابر تهدیدهای دریایی

ایران با سرمایه‌گذاری در توسعه شبکه ریلی، تلاش می‌کند فرصتی برای خود فراهم کند که نه فقط مسیر اقتصادی، بلکه مسیر راهبردی و ژئوپلیتیک را نیز تثبیت کند. با توجه به وابستگی بالای تجارت جهانی به دریا (حدود ۸۰ درصد از حجم تجارت جهانی با حمل‌ونقل دریایی صورت می‌گیرد) و تحولات امنیتی در آبراه‌های حیاتی، مسیرهای زمینی اهمیت روزافزونی یافته‌اند. راه‌آهن، با کمترین مواجهه با تهدیدهای نظامی و محدودیت‌های بیمه‌ای، به گزینه‌ای مطمئن برای انتقال کالا تبدیل شده است.

در این زمینه، ایران با موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد خود، می‌تواند نقش پیونددهنده شرق و غرب و همچنین شمال و جنوب را ایفا کند. اتصال ریلی کشور به آسیای مرکزی، روسیه، قفقاز، ترکیه، افغانستان، پاکستان، خلیج‌فارس و آب‌های آزاد، ایران را به یکی از محورهای کلیدی ترانزیت اوراسیا بدل کرده است. پروژه‌های کلیدی همچون اتصال چابهار به شبکه سراسری، تکمیل کریدور شمال–جنوب با محوریت پروژه ریلی رشت-آستارا، توسعه کریدورهای شرق–غرب و تقویت خطوط مرزی، فراتر از طرح‌های عمرانی، جزو راهبرد کلان کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک و افزایش قدرت چانه‌زنی سیاسی و اقتصادی کشور به شمار می‌آیند.

این شبکه ریلی نه تنها زمان و هزینه جابه‌جایی کالا را کاهش می‌دهد، بلکه امکان مقابله با محدودیت‌های مالی و بانکی ناشی از تحریم‌ها را نیز تا حدودی فراهم می‌کند.تجربه کشورهایی مانند روسیه و چین نشان داده که سرمایه‌گذاری در خطوط ریلی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیک و افزایش تاب‌آوری اقتصادی باشد. ایران با تکمیل حلقه‌های مفقوده و ارتقای فرآیندهای نرم‌افزاری و ترانزیتی، از جمله رفع موانع مرزی و گمرکی، قادر خواهد بود سهم خود از تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را افزایش دهد. در نتیجه، توسعه شبکه ریلی ایران فراتر از نیاز لجستیک-ترانزیتی است و به عنوان سلاح راهبردی در نظم جهانی نوظهور عمل می‌کند. هرچه اتصال خطوط داخلی به شبکه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تقویت شود، قدرت اقتصادی و سیاسی ایران در مقابل فشارهای خارجی افزایش یافته و امکان بی‌اثر کردن تهدیدها و تحریم‌ها بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد در دنیایی که رقابت‌های ژئوپلیتیک به محورهای زمینی بازگشته، راه‌آهن ایران نه تنها مسیر ترانزیت کالا، بلکه محور افزایش نفوذ و تاب‌آوری راهبردی کشور خواهد بود و آن را به بازیگری فعال در نظم چند قطبی آینده جهانی تبدیل می‌کند.

با این حال از آنجا که حمل‌ونقل جزو امور خدماتی محسوب می‌شود و قاعدتا باید صفر تا ۱۰۰ آن توسط بخش غیردولتی صورت بگیرد، نیازمند برنامه‌ریزی برای جلب مشارکت در این بخش اقتصادی هستیم. به طور مثال می‌توان این ایده را عملیاتی کرد که شرکت‌های چندوجهی (کریر، فورواردر و تامین مالی‌ کننده) به صورت شرکت‌های سهامی عام در پروژه‌های راهبردی و کلان مانند کریدور شمال-جنوب، ایجاد شوند تا علاوه بر رونق بخشیدن به اقتصاد کشور، رابطه ملت-دولت با حضور بخش غیردولتی در اقتصاد کلان بهبود یابد. با توجه به اینکه موقعیت جغرافیایی ایران ظرفیت خوبی برای اتصال تجارت کشورهای اوراسیا دارد، علاوه بر مزیت امنیتی کریدورهای عبوری، درآمد ارزی به کشور تزریق خواهد شد و به این ترتیب، در یک بازی برد-برد منافع دولت و مردم تامین خواهد شد.

* کارشناس ترانزیت