روی دیگر رونق عرضه‌های اولیه

هنگ‌کنگ در هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶ میزبان ۱۰۴ عرضه اولیه بوده است. این شرکت‌ها ۴۲‌میلیارد دلار سرمایه جذب کرده‌اند؛ رقمی بیش از دو برابر مدت مشابه سال گذشته. صف شرکت‌هایی که قصد ورود به بورس هنگ‌کنگ را دارند نیز طولانی است. بخشی از این رشد به تحولات بازار سرمایه چین مربوط است. نهادهای ناظر در سرزمین اصلی، روند عرضه‌های اولیه سهام در بورس‌های شانگهای و شنژن را سخت‌گیرانه‌تر کرده‌اند. در نتیجه، برخی شرکت‌های چینی هنگ‌کنگ را به‌عنوان مسیر جایگزین برای ورود به بازار سرمایه انتخاب کرده‌اند. اهمیت این تفاوت در آن است که عملکرد بازار اولیه و بازار ثانویه همیشه هم‌جهت نیست. سهام شرکت‌های قدیمی‌تر ممکن است با تقاضای ضعیف و بازدهی پایین‌تر روبه‌رو باشند. به همین دلیل، تعداد و ارزش عرضه‌های اولیه به‌تنهایی معیار کاملی برای سنجش سلامت بازار سهام نیست. اکونومیست برای توضیح این الگو به پژوهش‌های بازار آمریکا نیز استناد می‌کند. مطالعه مالکوم بیکر از دانشگاه ‌هاروارد و جفری وورگلر، استاد پیشین دانشگاه ییل، درباره بازار آمریکا در فاصله سال‌های ۱۹۲۸تا ۱۹۹۷ نشان می‌دهد شرکت‌ها پیش از دوره‌هایی که بازده بازار پایین است، سهام بیشتری منتشر می‌کنند. پژوهش دیگری در سال ۲۰۰۵ از لوبوس پاستور و پیترو ورونزی از دانشگاه شیکاگو نیز به نتیجه‌ای مشابه رسید.

این الگو را می‌توان در رفتار شرکت‌ها جست‌وجو کرد. مدیران و مالکان شرکت‌ها زمانی تمایل بیشتری به عرضه سهام دارند که ارزش‌گذاری‌ها افزایش یافته و شرایط بازار برای فروش سهام مساعد است. پاستور و ورونزی در‌عین‌حال توضیح می‌دهند که این رفتار لزوما به معنای تصمیم‌گیری غیرمنطقی شرکت‌ها نیست. تصمیم به ورود به بورس در شرایطی از عدم‌قطعیت گرفته می‌شود و بازگشت از آن نیز دشوار است. از این رو، شرکت‌ها ممکن است در دوره‌های ضعیف بازار برای عرضه سهام دست نگه دارند و منتظر بهبود اوضاع بمانند. این رویکرد به آنها امکان می‌دهد در زمان مناسب‌تری وارد بازار شوند. به همین دلیل، بسیاری از شرکت‌ها پس از بهبود ارزش‌گذاری‌ها وارد بورس می‌شوند، اما معمولا پیش از آنکه ارزش‌گذاری‌ها به اوج برسد. تجربه هنگ‌کنگ نیز با همین الگو همخوانی دارد. موج اخیر عرضه‌های اولیه پس از یک دوره جهش شدید شاخص هنگ‌سنگ شکل گرفت. این شاخص در یک سال پس از اعلام بسته سیاست‌های پولی چین در سپتامبر ۲۰۲۴ بیش از ۴۰درصد رشد کرد. پس از آن، عملکرد بازار تغییر کرد و بازدهی سهام ضعیف‌تر شد، درحالی‌که موج IPO‌ها ادامه یافت. این هم‌زمانی نشان می‌دهد بازار اولیه می‌تواند با تاخیر نسبت به چرخه بازار حرکت کند.

البته این تصویر به معنای نامطلوب بودن همه عرضه‌های اولیه نیست. شرکت‌هایی که در هنگ‌کنگ وارد بورس شده‌اند، در بسیاری از موارد عملکرد مناسبی داشته‌اند. حتی سهام شین که در ۳۱ اوت در هنگ‌کنگ عرضه شد، نخستین روز معاملات را تقریبا بدون تغییر به پایان رساند. با این حال، پیام این تجربه برای سرمایه‌گذاران فراتر از عملکرد چند عرضه مشخص است. افزایش تعداد IPO‌ها باید در کنار وضعیت بازار ثانویه، ارزش‌گذاری سهام و روند بازدهی بازار بررسی شود. اگر شرکت‌ها در حال ورود گسترده به بورس باشند، اما تقاضا برای سهام موجود کاهش یافته باشد، نمی‌توان صرفا از روی رونق عرضه‌های اولیه نتیجه گرفت که بازار در وضعیت قدرتمندی قرار دارد. فاصله میان این دو می‌تواند برای تحلیل چرخه بازار نیز اهمیت داشته باشد و نشان دهد که رونق فعلی تا چه اندازه تداوم دارد. این موضوع برای بازارهایی که با افزایش ارزش‌گذاری‌ها با موج ورود شرکت‌های جدید روبه‌رو هستند اهمیت بیشتری دارد. اگر تقاضای سرمایه‌گذاران با رشد عرضه سهام همراه نشود، افزایش تعداد شرکت‌های پذیرفته‌شده می‌تواند فشار بر نقدینگی وارد کند. در مقابل، اگر بازار ثانویه از تقاضای پایدار برخوردار باشد، عرضه‌های اولیه می‌توانند به تعمیق بازار و افزایش گزینه‌های سرمایه‌گذاری کمک کنند. بنابراین IPO مساله نیست؛ مساله سیگنالی است که زمان‌بندی و شرایط آن درباره چرخه بازار ارائه می‌دهد.