عوامل موثر بر تغییر رفتار بورس بررسی شد
محرک عقبنشینی فروشندهها
با وجود آنکه شاخص کل بورس پس از بازگشایی معاملات از ابتدای سال رشد قابلتوجهی (حدود ۴۰ درصد) را تجربه کرده بود، در تیر ماه روند معاملات تغییر کرد. تشدید ریسکهای سیاسی موجب شد سرمایهگذاران حقیقی ترجیح دهند بخشی از منابع خود را از بازار خارج کنند. حاصل این شرایط، خروج نزدیک به ۳۰هزارمیلیارد تومان پول از بورس، کاهش متوسط ارزش معاملات خرد به حدود ۲۶هزارمیلیارد تومان و ثبت افت ۴.۷درصدی شاخص کل در این ماه بود. به این ترتیب، بورس تنها بازاری بود که پرونده تیرماه را با بازدهی منفی بست.
در مقابل، بازار ارز عملکرد متفاوتی را تجربه کرد و دلار با رشد حدود ۱۸درصدی، بیشترین بازدهی را میان بازارهای موازی به ثبت رساند. همین موضوع بخشی از سرمایههای خرد را روانه بازارهای رقیب کرد و فشار فروش در بورس را افزایش داد. با این حال، در معاملات روزهای اخیر رفتار سرمایهگذاران تغییر محسوسی داشته است. ورود مستمر پول در چهار روز متوالی نشان میدهد، بخشی از سرمایهگذاران دوباره به بازار سهام بازگشتهاند.
سیگنال جدید از ورود پول
استمرار ورود سرمایههای خرد در کنار رشد شاخصها، این احتمال را تقویت کرده که نگاه معاملهگران نسبت به ارزندگی بسیاری از سهمها در حال تغییر باشد. البته هنوز نمیتوان تنها بر مبنای چهار روز ورود پول، از بازگشت کامل اعتماد سخن گفت. بازار همچنان تحت تاثیر متغیرهای مختلف اقتصادی و سیاسی قرار دارد و رفتار سرمایهگذاران نیز به سرعت نسبت به تحولات بیرونی تغییر میکند.
با وجود این، تفاوت مهم معاملات اخیر با هفتههای گذشته آن است که جریان سرمایه های خرد، برخلاف تیرماه، دوباره به سمت بورس تغییر مسیر داده است. از سوی دیگر، بررسی عملکرد بازارها از ابتدای سال نیز نشان میدهد با وجود افت تیرماه، بورس همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. بازار سهام در بازه ابتدای سال تاکنون همچنان بیشترین بازدهی را در میان بازارهای سرمایهگذاری به ثبت رسانده و در مقیاس یکساله نیز شاخص کل حدود ۷۱درصد رشد داشته است. این آمار نشان میدهد؛ اصلاح تیرماه، هرچند بخشی از بازدهی بورس را تعدیل کرد، اما هنوز نتوانسته جایگاه این بازار را در مقایسه با سایر گزینههای سرمایهگذاری تغییر دهد.
واکنش بازار به تغییر انتظارات
آنچه در ادامه اهمیت دارد، این است که آیا ورود بیش از ۸همت پول حقیقیها در چهار روز اخیر، آغاز یک روند تازه است یا صرفا واکنشی کوتاهمدت پس از افتهای اخیر محسوب میشود؟ پاسخ این سوال به رفتار سرمایههای خرد در روزهای آینده وابسته خواهد بود. اگر ورود پول ادامه یابد و ارزش معاملات در سطوح مناسب باقی بماند، میتوان امیدوار بود؛ بورس بخشی از سرمایههای از دسترفته تیرماه را دوباره جذب کند. اما اگر این جریان متوقف شود، بازار ممکن است بار دیگر وارد فاز نوسانی و محتاطانه شود؛ موضوعی که جهت حرکت بورس در مردادماه را مشخص خواهد کرد.
در همین رابطه ابراهیم سماوی، کارشناس بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» اظهار کرد: آنچه در معاملات اخیر بورس مشاهده شد درواقع عقبنشینی فروشندگان بود تا بازگشت خریداران. این تفاوت بازی با واژهها نیست، بلکه مرز میان یک روند پایدار و یک واکنش رفتاری کوتاهمدت را مشخص میکند. زمانی که رشد بازار بر پایه ورود پول تازه و بهبود متغیرهای بنیادی شکل بگیرد، میتوان به تداوم آن امیدوار بود؛ اما زمانی که این رشد عمدتا از کاهش فشار عرضه ناشی شود، باید آن را حاصل تغییر در روانشناسی معاملهگران دانست.
او افزود: نکته مهم این است که در روزهای اخیر اتفاق تازهای در وضعیت بنیادی شرکتها رخ نداده است. نه گزارش مالی جدیدی منتشر شده است که سودآوری بنگاهها را متحول کند، نه متغیرهای کلان اقتصاد تغییر محسوسی داشتهاند و نه سیاست رسمی تازهای ابلاغ شده است. بنابراین آنچه تغییر کرده، ارزش ذاتی شرکتها نیست، بلکه برداشت بازار از آینده و احتمالاتی است که سرمایهگذاران برای ماههای پیشرو متصور هستند. به همین دلیل نیز تغییر رفتار بازار را باید در حوزه انتظارات جستوجو کرد، نه در عملکرد واقعی شرکتها.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: در روزهای گذشته گمانهزنیهایی درباره احتمال بازنگری در فرمول نرخ خوراک صنایع پتروشیمی و همچنین اصلاح برخی متغیرهای اثرگذار بر صنعت پالایشی مطرح شد. هرچند هنوز هیچ تصمیم رسمی در این زمینه اعلام نشده، اما بازارهای مالی معمولا پیش از وقوع رویدادها، احتمال وقوع آنها را قیمتگذاری میکنند. از همین رو حتی شکلگیری یک انتظار جدید میتواند پیش از آنکه تغییری در واقعیت اقتصادی رخ دهد، رفتار قیمتها و تصمیم سرمایهگذاران را تغییر دهد.
سماوی با بیان اینکه بازار در روزهای اخیر نمونه روشنی از تغییر لنگر ذهنی سرمایهگذاران را تجربه کرده است، گفت: در هفتههای گذشته فعالان بازار ارزشگذاری سهام را بر مبنای بدبینانهترین سناریوهای سیاستگذاری انجام دادند و تصور غالب این بود که شرایط موجود برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت. اما همین که احتمال اصلاح برخی سیاستها مطرح شد، همان چارچوب ذهنی تغییر کرد و فروشندگانی که تا چند روز قبل در هر قیمتی حاضر به عرضه بودند، ترجیح دادند فروش خود را متوقف کنند. این اتفاق نه بهدلیل تغییر ارزش شرکتها، بلکه بهدلیل تغییر در نگاه سرمایهگذاران نسبت به آینده رخ داد.
رفتارهای هیجانی؟
ابراهیم سماوی افزود: در کنار این موضوع، زیانگریزی نیز وارد مرحله تازهای شده است. اگر در هفتههای گذشته ترس از زیان بیشتر، عامل اصلی عرضههای هیجانی بود، اکنون ترس دیگری در حال شکلگیری است؛ ترس از اینکه سرمایهگذار درست پیش از انتشار یک خبر مثبت یا اصلاح یک سیاست مهم از بازار خارج شده باشد. جابهجایی میان این دو نوع ترس یکی از مهمترین دلایل کاهش فشار فروش در معاملات اخیر به شمار میرود.
این تحلیلگر بازار سرمایه همچنین به پررنگ شدن رفتارهای هیجانی در بازار اشاره کرد و گفت: همانطور که در دوره اصلاح، بدون تفکیک میان سهام ارزنده و غیراقتصادی، موج فروش تقریبا کل بازار را دربرگرفت، اکنون نیز صرف شکلگیری یک روایت جدید باعث شده است بخش قابلتوجهی از معاملهگران رفتاری مشابه یکدیگر داشته باشند. در چنین شرایطی تحلیلهای مستقل جای خود را به پیروی از رفتار جمعی میدهد و همین موضوع سرعت جابهجایی پول میان صنایع مختلف را افزایش میدهد.
سماوی با تاکید بر اینکه مهمترین سوگیری این روزهای بازار،سوگیری روایت است، اظهار کرد: بازارها صرفا با دادهها معامله نمیکنند، بلکه روایتها نیز در تصمیمگیری سرمایهگذاران نقش مهمی دارند. تا چند روز قبل روایت غالب این بود که فشار بر سودآوری صنایع بزرگ ادامه خواهد داشت و سیاستگذار قصدی برای بازنگری ندارد؛ اما اکنون احتمال اصلاح سیاستها جایگزین آن روایت شده است. واقعیت هنوز تغییر نکرده، اما داستانی که بازار درباره آینده برای خود ترسیم میکند تغییر یافته و همین موضوع برای تغییر رفتار معاملهگران کافی بوده است.
او در پایان خاطرنشان کرد: نباید چرخش اخیر بازار را به اشتباه نشانه تغییر بنیادهای اقتصادی دانست. بازار امروز در حال قیمتگذاری احتمال تغییر سیاستهاست. از این رو، پایداری روند فعلی نه به ادامه شایعات، بلکه به تبدیل این روایتها به تصمیمات رسمی، شفاف و قابل اتکا وابسته است. اگر فاصله میان انتظار و تصمیم پر نشود، همان فروشندگانی که امروز عقب نشستهاند، میتوانند با نخستین نشانه از تداوم ابهام دوباره به سمت عرضه بازگردند. به همین دلیل، آنچه در ادامه مسیر بازار اهمیت دارد، کیفیت سیاستگذاری و میزان اعتمادی است که نسبت به آینده در میان سرمایهگذاران شکل میگیرد.