نحوه بازگشایی استاندارد نمادهای بستهشده
در دسته اول میتوان به شرکتهایی مثل فولاد خوزستان، فولاد مبارکه و احتمالا چند مجموعه کوچکتر اشاره کرد. همچنین برخی شرکتهای یوتیلیتی مانند فجر و مبین نیز در این گروه قرار میگیرند که تامینکننده خدمات یوتیلیتی برای پتروشیمیها هستند. به نظر میرسد در مورد این دسته، تا زمانی که افشای کامل و دقیق انجام نشود، یعنی مشخص نشود میزان آسیب چقدر بوده، چه میزان خسارت وارد شده، چه زمانی برای جبران این خسارتها لازم است و شرکت چه زمانی میتواند به مدار تولید بازگردد، اصلا نباید بازگشایی انجام شود؛ چون در حال حاضر هیچ تصویر شفافی از وضعیت واقعی این شرکتها در دست نیست. بنابراین به نظر میرسد توقف این نمادها تا زمان افشای کامل اطلاعات کاملا ضروری است. اما دسته دوم، عمدتا شامل شرکتهای پتروشیمی در مناطق ماهشهر و عسلویه است. این شرکتها خودشان در بسیاری از موارد آسیب مستقیم ندیدهاند، به جز چند مورد محدود، اما بهدلیل اختلالی که در شرکتهای یوتیلیتی مانند فجر و مبین ایجاد شده، امکان تامین کامل خدمات برای آنها فراهم نیست. در مورد این گروه، به نظر میرسد شرط اصلی بازگشایی، ارائه افشای دقیق و شفاف از سوی شرکتها است؛ به این صورت که مشخص کنند چه میزان تولید میتوانند داشته باشند، چه میزان یوتیلیتی در اختیارشان قرار خواهد گرفت و پیشبینی آنها از تولید در سال جاری چیست. اگر چنین افشایی بهدرستی انجام شود، این شرکتها میتوانند بهتدریج وارد مدار بازگشایی شوند.
برای مثال، اگر همین وضعیت روز سهشنبه، پتروشیمی پردیس را مرور کنیم، میبینیم که این شرکت خود بهطور مستقیم آسیب ندیده، اما بهدلیل قرار گرفتن در منطقه عسلویه و محدودیت در تامین، بخشی از ظرفیت تولیدش با اختلال مواجه شده است. شرکت در افشای صبح دیروز اعلام کرده که یک واحد از یک فاز از سه فاز اوره در حال تولید است و دو فاز دیگر فعلا متوقف هستند و زمان بازگشت آنها مشخص نیست. همزمان نیز گزارش تفسیری اصلاحشده خود را ارائه کرده و در آن پیشبینی تولید ۶ماه دوم سال مالی را اصلاح کرده است که با توجه به اینکه سال مالی آن منتهی به شهریور است، این دوره عملا معادل ششماهه ابتدایی سال ۱۴۰۵ خواهد بود.
در این افشا، پیشبینی شده که شرکت در ۶ماه اول سال حدود ۴۰درصد ظرفیت تولید داشته باشد. با توجه به اینکه معمولا در صنعت پتروشیمی در زمستان بهدلیل محدودیت گاز، افت تولید وجود دارد، اما در ۶ماه اول سال معمولا افت تولید به این شدت مشاهده نمیشود، بنابراین اعلام تولید ۴۰درصدی به این معناست که شرکت در عمل در یک بخش قابلتوجهی از سال با محدودیت جدی مواجه خواهد بود. احتمالا در بخشی از سال با یک فاز فعال و در بخشی دیگر با دو فاز یا بیشتر فعالیت خواهد کرد. به نظر من، همین سطح از افشا میتواند برای بازگشایی نماد کفایت کند.
اما نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که افشا در حوالی ساعت ۹:۴۰ صبح منتشر شد و همان روز نیز نماد بازگشایی شد. این موضوع محل تامل است. حداقل انتظار این است که اگر شرکتی افشا ارائه میدهد، یک روز فرصت داده شود تا تحلیلگران و فعالان بازار بتوانند این اطلاعات را بهطور دقیق مطالعه و تحلیل کنند. حتی بهتر آن است که شرکتها در چنین شرایطی یک کنفرانس اطلاعرسانی، ترجیحا بهصورت مجازی برگزار کنند تا تحلیلگران بتوانند سوالات خود را مطرح و پاسخهای دقیق دریافت کنند. در شرایط فعلی، ابهاماتی مانند اینکه آیا این ۴۰درصد برآوردی خوشبینانه است یا بدبینانه، بدون پاسخ باقی میماند.
در حال حاضر ما در بازار تجربهای داریم که اگر یک نماد در مدت کوتاهی ۱۰ تا ۱۵ روز، ۵۰درصد رشد یا افت داشته باشد، سازمان آن را متوقف میکند تا توضیحات لازم ارائه شود و از تحلیلگران نیز سوالات دریافت میشود. حال در شرایطی که یک بحران گسترده پشت سر گذاشته شده و نمادها مدت طولانی متوقف بودهاند، به نظر میرسد این سطح از دقت و گفتوگو با بازار باید حتی بیشتر هم باشد. بنابراین برگزاری کنفرانسهای شفافسازی میتواند نقش بسیار مهمی در بهبود کیفیت اطلاعات و کاهش ابهام داشته باشد.
در مجموع، انتقاد اصلی به اصل بازگشایی نیست، بلکه به سرعت و نحوه اجرای آن است. به نظر میرسد در برخی موارد سازمان با عجله اقدام به بازگشایی کرده، درحالیکه ضرورتی برای این شتاب وجود نداشته است. باید اجازه داده شود بازار فرصت کافی برای دریافت، تحلیل و هضم اطلاعات داشته باشد. این موضوع در نهایت به کارآتر شدن بازار سرمایه کمک خواهد کرد.
* کارشناس بازار سرمایه