فرصت پیوستن به رالی صعودی ؟
البته در این بازگشایی، نمادهایی که بهطور مستقیم از جنگ آسیبدیده بودند، از جمله برخی پتروشیمیها و شرکتهای فولادی، بازگشایی نشدند. اما سایر نمادها و گروههایی که متحمل خسارت نشده بودند، فعالیت خود را از سر گرفتند و برخلاف انتظارات اولیه، با رشد قیمت مواجه شدند. یکی از مهمترین دلایل این اتفاق را میتوان حمایت نهاد ناظر بازار سرمایه از بازار سهام دانست. اجرای طرحهایی همچون انتشار اوراق اختیار فروش تبعی موسوم به «هممیهن»، اعطای وام ۲۰۰میلیون تومانی، محدودیت فروش برای بازارگردانها و سهامداران حقوقی و مجموعهای از سیاستهای حمایتی دیگر، نقش مهمی در ایجاد آرامش و تقویت تقاضا در بازار ایفا کردند. با این حال، این عوامل تنها دلایل رشد بازار نبودند.
در سوی دیگر، با وجود آنکه همچنان ریسکهای سیاسی و ابهامات ناشی از سیاست خارجی بر فضای بازار سایه افکنده است، مشاهده میکنیم که بازار تا حد زیادی نسبت به موضوع جنگ بیاعتنا شده و خریداران همچنان در صفوف خرید حضور دارند.
فارغ از محدودیتهای فروش حقوقیها و سایر اقدامات حمایتی، عقبماندگی بازار سرمایه از سایر بازارهای موازی و همچنین تورم موجود در اقتصاد کلان، موجب شده است ارزش کل بازار سرمایه به محدوده حدود ۸۰میلیارد دلار برسد؛ سطحی که از منظر تاریخی میتوان آن را در محدوده کفهای ارزشی بازار ارزیابی کرد.
از سوی دیگر، تداوم تورم و افزایش سطح عمومی قیمتها باعث رشد تولید و فروش در بسیاری از شرکتها شده است. این موضوع بهویژه در صنایع غذایی، سیمانی، دارویی، شرکتهای سرمایهگذاری و برخی تکسهمها بهخوبی قابل مشاهده است. همچنین انتظارات مثبتی نسبت به تعدیل سودآوری در صنایع بزرگتر نظیر پالایشگاهها و پتروشیمیهایی که بازگشایی شدهاند، وجود دارد. بر همین اساس، نسبتهای تحلیلی ارزشگذاری از جمله P/B و بهویژه P/E فوروارد در بسیاری از نمادها در محدودههای بسیار جذابی قرار گرفتهاند؛ بهگونهایکه حتی با در نظر گرفتن ریسکهای موجود، سرمایهگذار انگیزه بالایی برای خرید سهام دارد. البته به نظر میرسد همین ریسکها نیز بهتدریج در حال کاهش هستند. گزارشهایی از احتمال دستیابی به نوعی توافق سیاسی به گوش میرسد و همین موضوع بر انتظارات فعالان بازار اثرگذار بوده است.
همچنین باید توجه داشت که در ماههای گذشته و پیش از وقوع جنگ، بازار در حال انعکاس آثار افزایش نرخ ارز نیمایی در قیمت سهام بود. اما وقوع جنگ و توقف معاملات سبب شد این فرآیند ناتمام بماند و بازار فرصت لازم برای لحاظ کردن کامل آثار رشد نرخ ارز را در قیمتها پیدا نکند. از اینرو، بخشی از تقاضای فعلی را میتوان ناشی از همین تقاضای انباشته دانست که اکنون در حال تخلیه شدن است. اینکه روند صعودی بازار تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، در وهله نخست به وضعیت ریسکهای سیاسی بستگی دارد. اگر شرایط فعلی، یعنی وضعیت نه جنگ و نه صلح، ادامه پیدا کند و تنش جدیدی شکل نگیرد، به نظر میرسد بازار بهتدریج حساسیت خود را نسبت به موضوع جنگ و تهدیدهای نظامی از دست بدهد. بهویژه آنکه بسیاری از شرکتها و صنایع بورسی عملا آسیب خاصی از جنگ متحمل نشدهاند. بر همین اساس، حتی در صورت افزایش عرضهها نیز انتظار میرود بازار همچنان نسبت به گروههایی مانند صنایع غذایی، دامپروری، سیمانی، بانکی، برخی تکسهمها و همچنین صنایع پالایشی، پتروشیمی، فلزی و صندوقهای سرمایهگذاری وابسته که آسیب مستقیمی از جنگ ندیدهاند، اقبال نشان دهد.
همچنین به نظر نمیرسد در صورت بروز مجدد تنشهای محدود، بازار سرمایه مانند دوره قبل با توقف طولانیمدت مواجه شود؛ مگر آنکه شرایط بهمراتب شدیدتر و گستردهتر از گذشته باشد. در مجموع، به نظر میرسد شتاب صعودی قدرتمندی که در بازار شکل گرفته، همچنان ادامهدار باشد. طی روزهای آینده نیز با کاهش تدریجی محدودیتها، بازار وارد مرحله جدیدی از معاملات خواهد شد و حجم دادوستدها افزایش مییابد. در آن مقطع، کیفیت و استحکام روند صعودی بازار بهتر قابل ارزیابی خواهد بود. با این حال، به نظر میرسد در صورت وقوع اصلاحها و افزایش عرضهها، فرصتهای خرید مناسبی برای سرمایهگذارانی که نقدینگی در اختیار دارند، ایجاد خواهد شد.
* کارشناس بازار سرمایه