تامین مالی بنگاه‌ها و پروژه‌ها در ایران

مساله اصلی، کمبود مطلق ابزار تامین مالی نیست. تسهیلات بانکی، صکوک، افزایش سرمایه، تامین مالی زنجیره‌ای، لیزینگ و سایر روش‌ها در ساختار مالی کشور وجود دارند. مساله آن است که بسیاری از بنگاه‌ها روش تامین مالی را نه براساس ماهیت نیاز، بلکه بر مبنای ابزاری انتخاب می‌کنند که در لحظه دردسترس‌تر به نظر می‌رسد.

راه‌حل، جایگزینی کامل بانک با بازار سرمایه یا ابزارهای جدید نیست؛ بلکه طراحی یک «معماری تامین مالی» متناسب با نوع نیاز، جریان نقدی و ریسک پروژه است. این مساله در هلدینگ‌های بزرگ اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هلدینگ باید همزمان درباره سرمایه در گردش، طرح‌های توسعه‌ای و تخصیص منابع محدود میان فرصت‌های مختلف تصمیم بگیرد. در تاپیکو نیز این نگاه مبنای جهت‌گیری در حوزه تامین مالی قرار گرفته است؛ به این معنا که ظرفیت‌های بازار پول، بازار سرمایه، تامین مالی زنجیره‌ای و منابع داخلی در کنار یکدیگر دیده شوند و برای عملیاتی‌شدن این رویکرد در سطح شرکت‌ها و پروژه‌های گروه برنامه‌ریزی شود.

از بانک‌محوری تا ترکیب هوشمند منابع

اقتصاد ایران همچنان اقتصادی بانک‌محور است. تسهیلات بانکی برای سرمایه در گردش و نیازهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت همچنان ابزاری ضروری است؛ اما استفاده از منابع کوتاه‌مدت برای توسعه ظرفیت تولید یا اجرای پروژه‌های بزرگ، عدم تطابق سررسید منابع و مصارف ایجاد می‌کند. پروژه ممکن است چند سال بعد به جریان نقدی برسد، درحالی‌که بازپرداخت منابع بسیار زودتر آغاز شود. بنابراین بانک باید یکی از اجزای بسته مالی باشد، نه لزوما تنها تامین‌کننده پروژه‌های بلندمدت. بازار سرمایه نیز می‌تواند سهم مهم‌تری در تامین نیازهای بزرگ و بلندمدت داشته باشد. با این حال، یکی از واقعیت‌های مهم تامین مالی در اقتصاد ایران آن است که هزینه تامین منابع از بسیاری از روش‌های غیربانکی، به‌ویژه بازار سرمایه، به‌طور جدی بالاتر از تسهیلات بانکی است؛ واقعیتی که نمی‌توان در سیاستگذاری یا تصمیم‌گیری بنگاه‌ها از آن چشم‌پوشی کرد. سیاستگذاران پولی و مالی باید بپذیرند که توسعه روش‌های غیربانکی بدون توجه به هزینه واقعی تجهیز منابع و بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران امکان‌پذیر نیست؛ فعالان اقتصادی نیز باید بپذیرند که عبور از وابستگی کامل به منابع محدود بانکی، الزاما به معنای دسترسی به منابعی با نرخ مشابه تسهیلات بانکی نیست. بنابراین مقایسه روش‌ها نباید صرفا براساس نرخ اسمی انجام شود؛ حجم منابع، دوره تامین مالی، تناسب سررسید و ریسک تمدید منابع نیز اهمیت دارند. هدف معماری تامین مالی، انتخاب ارزان‌ترین منبع در هر مقطع نیست؛ بلکه طراحی ترکیبی از منابع است که از نظر هزینه، سررسید، دسترسی و ریسک با نیاز بنگاه یا پروژه متناسب باشد.

تامین مالی زنجیره‌ای؛ انتقال اعتبار به‌جای تزریق مکرر نقدینگی

یکی از مهم‌ترین اجزای معماری جدید تامین مالی، توسعه تامین مالی زنجیره‌ای است. در روش سنتی، هر بنگاه به‌صورت جداگانه برای دریافت تسهیلات به بانک مراجعه می‌کند و برای هر حلقه از زنجیره، فرآیند مستقلی از اعتبارسنجی، تامین وثیقه و تخصیص منابع شکل می‌گیرد؛ درحالی‌که بخش مهمی از این نیاز مالی ناشی از معاملات میان حلقه‌های یک زنجیره اقتصادی واحد است.

در تامین مالی زنجیره‌ای، به‌جای آنکه برای هر معامله الزاما نقدینگی جدید تزریق شود، اعتبار در طول زنجیره تولید منتقل می‌شود. ابزارهایی مانند اوراق گام، برات الکترونیکی، فاکتورینگ و روش‌های مبتنی بر مطالبات و صورت حساب، این امکان را فراهم می‌کنند که تعهدات و مطالبات تجاری بنگاه‌ها به ابزار قابل انتقال و تامین مالی تبدیل شوند. این سازوکار استفاده کارآمدتر از ظرفیت اعتباری و کاهش فشار بر منابع نقدی را ممکن می‌کند.

این موضوع برای هلدینگ‌های صنعتی اهمیت مضاعف دارد. در مجموعه‌ای مانند تاپیکو که شرکت‌های مختلف آن در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و صنایع وابسته حضور دارند، تامین مالی زنجیره‌ای صرفا یک ابزار بانکی جدید نیست؛ بلکه می‌تواند به بخشی از سیاست مدیریت سرمایه در گردش در سطح گروه تبدیل شود. استفاده هدفمند از مطالبات و تعهدات تجاری و انتقال اعتبار میان حلقه‌های زنجیره می‌تواند بخشی از نیاز شرکت‌ها به تامین مستقیم نقدینگی را کاهش دهد.

از این منظر، توسعه استفاده از ظرفیت‌های تامین مالی زنجیره‌ای در کنار تسهیلات بانکی، بازار سرمایه و منابع داخلی، یکی از مسیرهای قابل پیگیری در برنامه تامین مالی شرکت‌های گروه است.

از تامین مالی شرکت‌ها تا معماری سرمایه در هلدینگ

در یک هلدینگ بزرگ، مساله فقط این نیست که هر شرکت چگونه منابع موردنیاز خود را تامین کند؛ پرسش مهم‌تر آن است که منابع محدود گروه چگونه میان شرکت‌ها، پروژه‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری توزیع شود.

در چنین ساختاری، ستاد هلدینگ نباید صرفا واسطه دریافت منابع و انتقال آن به شرکت‌های تابعه باشد؛ بلکه باید سیاستگذار تامین مالی، طراح ساختار سرمایه و یکی از ارکان تخصیص سرمایه در سطح گروه باشد. ظرفیت بدهی، هزینه سرمایه، زمان رسیدن به جریان نقدی، نیاز ریالی و ارزی، ریسک خوراک و بازار محصول و اهمیت راهبردی پروژه‌ها باید در کنار یکدیگر دیده شوند. در پروژه‌های توسعه‌ای نیز، اولویت اقتصادی و راهبردی و قابلیت تامین مالی پروژه باید پیش از انتخاب ابزار و تخصیص منابع ارزیابی شود. از همین رو، حرکت از «تامین مالی موردی» به سمت «برنامه تامین مالی گروه» اهمیت پیدا می‌کند؛ برنامه‌ای که در آن نیاز شرکت‌ها و پروژه‌ها شناسایی و اولویت‌بندی و برای هرکدام ترکیب مناسب منابع طراحی شود. انتخاب ابزار مرحله دوم تصمیم است؛ مرحله نخست، تخصیص سرمایه است. تامین مالی نیز صرفا به معنای جذب منابع جدید نیست. وصول سریع‌تر مطالبات، اصلاح چرخه سرمایه در گردش، کاهش موجودی‌های غیرضروری و واگذاری دارایی‌های غیرمولد می‌توانند نیاز به استقراض و هزینه مالی را کاهش دهند. در تاپیکو نیز آزادسازی منابع موجود و ارتقای بهره‌وری سرمایه در گردش شرکت‌های گروه، بخشی از همین معماری تامین مالی است.

از سیاستگذاری تا اجرا

آینده تامین مالی بنگاه‌ها و پروژه‌ها در ایران نه در حذف بانک، بلکه در پایان‌دادن به بانک‌محوری افراطی است. شبکه بانکی باید نقش خود را در سرمایه در گردش و تامین مالی زنجیره‌ای ایفا کند، بازار سرمایه سهم بیشتری در تجهیز منابع بلندمدت داشته باشد و منابع سهامداری و داخلی نیز متناسب با ماهیت هر نیاز در ساختار مالی قرار گیرند. در تاپیکو نیز این نگاه مبنای حرکت به سمت رویکردی جامع‌تر قرار گرفته است؛ رویکردی که بانک را حذف نمی‌کند، اما آن را تنها گزینه نمی‌داند؛ بازار سرمایه را صرفا محل انتشار اوراق نمی‌بیند؛ ظرفیت زنجیره ارزش و تامین مالی زنجیره‌ای را وارد طراحی مالی می‌کند؛ منابع داخلی را بخشی از فرآیند تامین مالی می‌داند و تامین منابع پروژه‌ها را به اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌ها پیوند می‌دهد.

گام مهم، تبدیل این جهت‌گیری به برنامه‌های عملیاتی در سطح شرکت‌های گروه است؛ از شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای مالی و انتخاب ابزار متناسب گرفته تا استفاده هماهنگ از شبکه بانکی و بازار سرمایه، توسعه تامین مالی زنجیره‌ای، بهبود مدیریت سرمایه در گردش و پیگیری برنامه‌های تامین مالی شرکت‌ها و پروژه‌ها.

در نهایت، معیار موفقیت صرفا حجم منابع جذب‌شده نیست. منابع باید در زمان مناسب، با هزینه و سررسید مناسب و متناسب با جریان نقدی تامین شوند و سرمایه محدود به فعالیت‌هایی اختصاص یابد که بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد می‌کنند.

مزیت رقابتی هلدینگ‌های آینده فقط دسترسی به پول نیست؛ توانایی طراحی ترکیب درست منابع، تخصیص هوشمند سرمایه، توزیع ریسک و تطبیق تعهدات مالی با جریان نقدی است.

* عضو موظف هیات‌مدیره و قائم‌مقام مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری نفت و گاز و پتروشیمی تامین (تاپیکو)