درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
در سالهای اخیر، مواد معدنی به یکی از مولفههای اصلی رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیک جهان تبدیل شدهاند. گذار به انرژیهای پاک، توسعه خودروهای برقی، گسترش فناوریهای پیشرفته و نیاز روزافزون به زیرساختهای دیجیتال، تقاضا برای موادی مانند لیتیوم، کبالت، مس و عناصر خاکی کمیاب را افزایش داده و کشورهایی را که به این منابع دسترسی دارند، به بازیگران مهم اقتصاد آینده تبدیل کرده است.
همزمان با شتاب گرفتن حرکت جهان به سوی انرژیهای پاک، ثروت معدنی آفریقا در مرکز یک رقابت جدی و نبرد جهانی قرار گرفته است؛ رقابتی که از اوجگیری بیسابقهی قیمت طلا گرفته تا جهش شدید تقاضا برای کبالت، مس، گرافیت و عناصر خاکی نادر را در برمیگیرد.
با بازآرایی اقتصاد جهانی برای پاسخگویی به نیازهای انقلاب صنعتی چهارم، وابستگی انقلاب صنعتی چهارم به برخی منابع خاص بیش از پیش آشکار شده است. اجزای زیرساختهای انرژی و دیجیتال امروز، از جمله کابلهای فیبر نوری، صفحات خورشیدی، باتریها، ریزتراشهها و آهنرباها، همگی به مواد معدنی حیاتی نیاز دارند. تقاضا برای این مواد معدنی هماکنون فرصتهایی برای سرمایهگذاران و کشورهایی که از ذخایر قابلتوجهی برخوردارند، ایجاد کرده است. در عین حال، تضمین دسترسی مطمئن به این مواد معدنی به یکی از اولویتهای راهبردی قدرتهای بزرگ جهان تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کشورهای آفریقایی که ۳۰درصد از ذخایر جهانی مواد معدنی حیاتی را در اختیار دارند از جمله مقصدهای مهمی برای سرمایهگذاری بینالمللی به شمار میروند؛ کشورهایی که میتوانند از افزایش تقاضا بهرهمند شوند و در عین حال، به شرکای جذابی برای منافع و اهداف آمریکا تبدیل شوند.