جنگ فقط زیرساختها را ویران نمیکند، اقتصاد را نیز وارد چرخهای از نااطمینانی، فرار سرمایه، تورم و فرسایش تولید میکند؛ چرخهای که پایان درگیری نظامی الزاما به معنای پایان آن نیست. اقتصاد ایران اکنون در وضعیتی قرار گرفته که بازسازی آن صرفا با سیاستهای پولی، تزریق منابع یا وعدههای رشد اقتصادی ممکن نخواهد بود. مهمترین مساله، بازگرداندن ثبات به اقتصادی است که زیر فشار جنگ، تحریم و ریسک سیاسی، توان تصمیمگیری بلندمدت را از دست داده است.
اقتصاد ایران در نقطهای قرار گرفته است که دیگر نمیتوان میان سیاست خارجی و تولید داخلی مرز کشید. سرنوشت کارخانه، کارگر، سرمایهگذار، بازار ارز و زنجیره تامین فقط در وزارتخانههای اقتصادی تعیین نمیشود. بخش مهمی از آینده اقتصاد ایران در میدان سیاست خارجی رقم میخورد؛ جایی که دسترسی کشور به بانک، بیمه، حملونقل، فناوری، سرمایه، بازار و شریک تجاری ممکن یا ناممکن میشود.
بیش از ۲ماه از آغاز جنگ علیه کشور میگذرد؛ جنگی که خسارتهای قابل توجه انسانی، اقتصادی و زیرساختی برای کشور به همراه داشته و هنوز نیز چشمانداز روشنی از پایان آن وجود ندارد. نااطمینانی از آینده، تنگنای ارزی و فشار معیشتی، اقتصاد ایران را در وضعیتی قرار داده که تصمیمهای سیاستگذار بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده شده است.