مرد صنعت ایران
در دورهای که مسوولیت تدوین استراتژی توسعه صنعتی کشور را بر عهده داشتم، با علاقه و پشتکاری مثالزدنی، سمینارها و جلسات متعددی را برگزار میکرد و هرچه توان داشت بهکار میبرد تا به ترویج فرهنگ صنعتی کمک کند.
این همت و تلاش بهخصوص وقتی از منظری غیر ذینفعانه بهکار میافتد، خودبهخود، دیگران را تحتتاثیر قرار داده و به طور طبیعی، به فرد، جایگاهی ممتاز و اثرگذار میدهد. اوایل برای من تعجب آور بود که او چگونه از چنین جایگاه و موقعیت ممتازی نزد صنعتگران با تجربه و قدیمی کشور برخوردار شده است، اما بهتدریج متوجه شدم که مهندس خلیلی در برقراری این همه ارتباط سازمان یافته و این همه شبکهسازی گسترده، هیچگاه به دنبال امتیازگیری از این و آن، برای کسبوکار خودش نبوده است. از بیمهریهایی که بر او رفته بود، بزرگ منشانه عبور میکرد و همیشه نگاهش به پیشِ رو و آینده بود.
ایران عزیز برای آنکه توسعه پیدا کند و در این جهان پر تلاطم و بهخصوص در این منطقه بلاخیز، راه درست خود را بیابد و فرزندانش را از گذرگاههای سخت و پرخطر، به سلامت عبور دهد، فقط نیازمند حکمرانانی توسعهگر و توسعهاندیش و باتدبیر نیست -که البته بسیار مهم و تعیین کننده است- بلکه علاوه بر آن و شاید قبل از هرچیز دیگر، به تعدادی از مردان و زنان نیازمند است که دغدغه اصلیشان، توسعه ایران باشد و به اندازه یک نسل، طاقت تحمل دشواریهای مسیر توسعه مسالمتآمیز و گام به گام را داشته باشند.
محسن خلیلیعراقی، انصافا، از این نظر، دِین خود را به میهن خود و مردم عزیز آن ادا کرد و انباشت ارزشمندی از اقدامات گوناگون که بهرغم تنوع، همگی در نگاه به توسعه ایران اشتراک داشتند به عنوان ارزشمندترین میراث از خود به جا گذاشت.
نام محسن خلیلیعراقی بر تارک صنعت ایران ثبت شده و برفراز آن، خواهد درخشید. روزی خواهد رسید که ایرانی بدون نگرانی و اضطراب، ایرانی شکوفا شده که کودکان و جوانان آن، با امید و اشتیاق درانتظار فرداهای بهتر، لحظه شماری میکنند، سر بر خواهد آورد و در آن روز، به روح بزرگانی همچون محسن خلیلیعراقی که این مسیر را برای آنان هموار کردند، درود خواهند فرستاد. چنین باد.
* اقتصاددان