سوپاپهای اطمینان سیاستگذاری
اصل این بحث درست است؛ اقتصاد سیاسی پس از تحقیقات «آلبرتو آلِسینا» مورد توجه بیشتری قرار گرفت. آلِسینا مجموعه مقالاتی منتشر کرد که بعدها تحت عنوان «چرخههای سیاسی تجاری» (Political Business Cycles) شناخته شد. بر اساس این دیدگاه، سیاستمدار اقداماتی انجام میدهد که در کوتاهمدت به نفع او باشد. این موضوع بهویژه در دورههای انتخاباتی بسیار شناختهشده است؛ به این معنا که در سالهای منتهی به انتخابات، معمولا سیاستهای انبساطی محبوبیت بیشتری پیدا میکنند، زیرا مردم از نتایج کوتاهمدت آن بهرهمند میشوند و این امر میتواند احتمال رأیآوردن سیاستمدار را افزایش دهد اما پس از پیروزی در انتخابات، زمانی که دوره انتخاباتی پشت سر گذاشته شد، ممکن است سیاستمدار برای کنترل پیامدهای این اقدامات، به سمت سیاستهای انقباضی حرکت کند. بنابراین، این مساله موضوع جدیدی در سیاستگذاری نیست و در بسیاری از کشورها کموبیش امکان سوءاستفاده سیاستمداران از چنین سازوکاری وجود دارد.
با این حال، در انتخاب مصداقها باید دقت بیشتری داشت. به نظر من، نه یارانه نقدی، نه کالابرگ و نه همه سیاستهای حمایتی را نمیتوان لزوما پوپولیستی دانست. اعتقاد نگارنده بر آن است که هر سیاستی که باعث شود یارانههای غیرقیمتی و یارانههای قیمتی به یارانههای درآمدی تبدیل شوند، در راستای بهبود وضعیت کشور است؛ به این معنا که به جای اختصاص یارانه به بنزین، ارز یا هزاران کالای دیگر، بهتر است این حمایتها به شکل مستقیم به افراد پرداخت شود. در این صورت، حق انتخاب افراد بهتر رعایت میشود، عدالت بیشتری برقرار خواهد شد و مسائل مرتبط با تخصیص منابع نیز بهبود پیدا میکند.
مصادیق سیاستهای پوپولیستی
سیاستهای پوپولیستی، سیاستهایی هستند که در آنها سیاستگذار تصور میکند اصلاح برخی مسائل، در کوتاهمدت هزینه اجتماعی دارد؛ بنابراین از انجام آن خودداری میکند؛ برای مثال، ممکن است سیاستمدار با خود بگوید اگر اصلاحات را انجام دهیم، هزینه آن را ما پرداخت میکنیم، بدنام میشویم و آثار مثبت آن در دولت بعدی ظاهر خواهد شد؛ در نتیجه، ترجیح میدهد اقدامی انجام ندهد و مساله را به آینده منتقل کند. به عنوان نمونه، از دوره آقای خاتمی به این سو، تقریبا هیچ رئیسجمهوری به اصلاح جدی قیمت بنزین ورود چندانی نکرد. در نتیجه، شکاف میان قیمت داخلی و خارجی بنزین بهتدریج بیشتر و بیشتر شد. این سیاست شاید در کوتاهمدت به حفظ محبوبیت دولتها کمک کند، اما در بلندمدت زمانی که مشکلات انباشته میشوند، شرایط را دشوارتر میکند و محدودیتهای بیشتری برای دولتهای بعدی ایجاد خواهد کرد.
در پاسخ به این پرسش که سیاستگذار تا چه زمانی میتواند مشکلات را به آینده منتقل کند نیز باید گفت تا زمانی که اقتصاد هنوز به منابعی مانند درآمدهای نفتی دسترسی دارد؛ زیرا هر میزان ناکارآمدی و اشتباه را میتوان تا مدتی با درآمدهای نفتی پوشش داد. اما زمانی که اقتصاد با محدودیت منابع مواجه شود، دیگر امکان ادامه این روند وجود ندارد. در چنین شرایطی، مشکلات بهصورت آشکار نمایان میشوند. برای مثال، ممکن است قیمت بنزین به نقطهای برسد که نه امکان تولید داخلی و تامین مصرف وجود داشته باشد و نه منابع ارزی کافی برای واردات بنزین و عرضه آن به مردم. در این مرحله، سیاستگذار با محدودیت جدی مواجه خواهد شد و دیگر امکان عقب انداختن اصلاحات وجود ندارد. یکی از مسائلی که امروز در ایران مشاهده میشود و میتواند آسیبزا باشد، این است که برخی افراد تنها یک متغیر را بررسی میکنند و شرایط داخلی را با یک کشور یا وضعیت دیگر مقایسه میکنند؛ برای مثال، ممکن است فردی بگوید چرا اینجا شرایط مانند کشور دیگری نیست و باید همان الگو اجرا شود؛ درحالیکه جوانب مختلف موضوع، از جمله تفاوتهای نهادی، اقتصادی و اجتماعی، در نظر گرفته نشده است. این نوع نگاه، یکی از خطاهای جدی در تحلیل و سیاستگذاری است.
* اقتصاددان