از رشد کمّی تا عدم توسعه ساختاری
پلتفرمهای ویدئویی برخط (VOD) فیلم و سریال مانند فیلیمو، نماوا، فیلمنت، شیدا و تماشاخونه؛
پلتفرمهای ویدئویی محتوای کاربر محور (UGC) مانند روبیکا، آپارات و نماشا؛
پلتفرمهای پخش زنده (LIVE) ویدئویی مانند تلوبیون، آنتن و آیاسپورت.
اگر شاخص تعداد نصب اپلیکیشنها را بهعنوان یکی از پارامترهای مهم در محاسبه ضریب نفوذ در بازار این سرویسها در نظر بگیریم، تحلیل ارقام و سایر دادههای آماری و عملیاتی که عمدتا به صورت غیررسمی در خصوص مدت زمان تماشای فیلم و سریال و محتوای کاربر محور و پخش زنده از طریق پلتفرمهای ایرانی منتشر میشود، در کنار اخبار مشکلات و چالشهای متعدد این پلتفرمها در حوزههای محتلف؛ نشان میدهد که این حجم بازار لزوما به معنای «بلوغ ساختاری» نیست. بلوغ یک بازار رسانهای صرفا متکی بر حجم مخاطبان نیست، بلکه مبتنی بر تنوع مدلهای درآمدی، پیشبینیپذیری و شفافیت محیط کسبوکار، توسعه زیرساختهای فنی و ارتباطی و تعادل میان حلقههای مختلف زنجیره ارزش است. با این معیار شاید بتوان گفت که صنعت ویدئوی آنلاین ایران دچار نوعی توسعه نامتوازن شده است؛ زیرا درحالیکه تعداد بسیار زیادی پلتفرم در این حوزه فعال شدهاند، اما مدلهای درآمدی جدید با بهره گیری از ابزارهای نوین پرداخت و فینتک محدود هستند، تعدد نهادهای تنظیمگر و مجوزهای ناکارآمد و تعارضات میان دستگاههای متولی حاکمیتی بر قرار است، ضوابط و الگوهای ممیزی و سانسور همچنان غیرشفاف و سلیقهای است، چالش در توسعه زیرساختهای فنی و ارتباطی وجود دارد، دسترسی به اینترنت با کیفیت و پایدار وجود ندارد و هزینه تولید آثار ویدئویی بهویژه در بخش دستمزدهای عوامل تولید به شدت افزایش یافته است. در کنار این موارد در یک سال اخیر وقوع جنگ دوازده روزه، جنگ رمضان و چالشهای جدی ناشی از شرایط جنگی از جمله قطعی مکرر و طولانی اینترنت نیز بر چالشهای موجود افزوده است. از سوی دیگر در بزنگاههای مهمی همچون رقابتهای جام جهانی فوتبال اخباری از انحصار در پخش زنده مسابقات فوتبال و چالشهای پس از آن امکان رقابت و توسعه پلتفرمها را با مانع جدی روبهرو کرده است.
برای درک عمق این چالشها کافی است مروری بر نشستها و گفتوگوهای دوستانه فعالان این حوزه داشته باشیم. مدیران پلتفرمها به جای تمرکز بر حوزه تولید و انتشار آثار و توسعه فنی زیرساخت پلتفرمهای خود، بهصورت مکرر درگیر انجام اصلاحات و تغییرات شکلی و محتوایی در آثار تولیدی به درخواست نهادها و سازمانهای مختلف هستند. به دنبال آن نیز عمدتا احضار و گاهی شکایت از سوی مراجع مختلف اتفاق میافتد. نکته تاسفبرانگیز آن است که گاهی برخی از این چالشهای جدی بابت مسائلی همچون نمایش سکانس سیگار کشیدن فلان بازیگر است! بگذریم از مسائل پیچیدهای که در خصوص سناریوی آثار و بازیگران و موارد مشابه مطرح میشود و نشاندهنده نبود یک خطکش و معیار روشن و شفاف در بررسی آثار و فرآیند ممیزی است.
ممیزیهای دقیقه نودی و دستور به حذف یا اصلاح بخشهایی از فیلم و سریال در فاصله چند ساعت مانده تا کنداکتور پخش، علاوه بر تحمیل خسارات سنگین مالی، ثبات عملیاتی پلتفرمها و اعتماد مخاطبان را نیز دچار چالش میکند. علاوه بر ممیزیهای سلیقهای، نگاه انحصارگرایانه به عرصه «پخش زنده» نیز یکی دیگر از محدودیتهای جدی در این صنعت است. اصولا ورود رسانههای عمومی و دولتی به عرصه تنظیمگری رسانههای دیجیتال، بهدلیل تداخل منافع تجاری و حاکمیتی، مرزهای رقابت عادلانه را نابود میکند.
نمونه برجسته این رویکرد را در رویدادهای بزرگ ورزشی مانند جام جهانی فوتبال شاهد بودهایم. درحالیکه پخش زنده رویدادها اصلیترین محرک رشد پلتفرمهاست، پلتفرمهای ایرانی مکلف شدند محتوا را صرفا از طریق «آیفریم» نمایش دهند. این الزام ساختاری عملا امکان استفاده از گزارشگر اختصاصی، جانمایی تبلیغات اختصاصی هوشمند و تجاریسازی پخش زنده را از پلتفرمها سلب کرد و آنها را به توزیعکنندگان سیگنال موجود، تقلیل داد.
این رفتارهای انحصارگرایانه که مصداق بارز پدیده «تسخیر تنظیمگر» و مغایر با اصل ۴۴ قانون اساسی و قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار است، نیازمند کالبدشکافی و اصلاح و بهروزرسانی جدی با توجه به شرایط جدید عرصه رسانهها در دوران هوش مصنوعی است. جایی که فاصله تبدیل یک ایده به یک فیلم یا پویانمایی، کمتر از چند ساعت است و در عمل امکان اصلاح و ممیزی آثار به شیوه سنتی کنونی غیر ممکن خواهد بود.
از منظر اقتصاد شبکه، اینترنت «نهاده اصلی تولید» و بستر توزیع در صنعت VOD است. هرگونه اختلال، افت کیفیت و سیاستهای ناپایدار در قیمتگذاری اینترنت، مستقیما به افزایش نرخ ریزش کاربران میانجامد؛ امری که با «سند معماری و الزامات شبکه ملی اطلاعات» در تعارض است. در کنار موانع داخلی، تحریمهای ظالمانه اقتصادی نیز ضربه کاری دیگری بر پیکره این صنعت وارد کرده است. پلتفرمهای محتوای دیجیتال بدون دستیابی به مقیاس اقتصادی فرامرزی و حضور در اکوسیستمهای بینالمللی، توان مالی و فرصت لازم برای نوسازی زیرساختی و تعمیق تولید محتوا را از دست میدهند. نبود ارتباط با شبکههای پرداخت بینالمللی، امکان فروش اشتراک و دریافت درآمد ارزی از بازار چند دهمیلیونی کشورهای فارسی زبان همسایه مانند افغانستان و تاجیکستان و ایرانیان خارج از کشور را مسدود کرده و سقف رشد صنعت را به مرزهای داخلی محدود کرده است.
در این میان باید توجه داشت که مساله حقوق مالکیت فکری و کپیرایت در ایران حکایت «شمشیر دو لبه» است. از یکسو، عدم پیوستن ایران به کنوانسیونهای بینالمللی کپیرایت (مانند کنوانسیون برن) به یک مزیت اقتصادی برای پلتفرمهای داخلی تبدیل شده است و بخش زیادی از آرشیو فیلمها، سریالها و انیمیشنهای خارجی روز دنیا بدون پرداخت هزینه و کپیرایت به کمپانیهای سازنده، دوبله و بر روی پلتفرمهای داخلی عرضه میشوند. اما لبه دوم و برنده این شمشیر، گاهی یقه تولیدات بومی را میگیرد و آن نبود امکان صیانت قاطع از مالکیت فکری در فضای دیجیتال است که باعث میشود گاهی سرمایهگذاریهای سنگین چند دهمیلیارد تومانی روی ساخت سریالهای اختصاصی ایرانی بلافاصله پس از پخش آنلاین رسمی، توسط برخی کانالهای تلگرامی و شبکههای ماهوارهای بدون مجوز منتشر شوند. این چالش حقوقی، مدل اقتصادی VODها را از تنوعبخشی درآمدی محروم کرده و سرمایهگذاری بر تولیدات فاخر بومی را با ریسک بالایی مواجه میسازد.
برای عبور صنعت VOD ایران از فاز رشد کمّی به توسعه پایدار و دستیابی به بلوغ ساختاری، اصلاحات عمیق در سطوح مختلف الزامی و حیاتی است. یکی از مهمترین موارد ایجاد نهاد تنظیمگر مستقل و تخصصی و قانونی است که خود در جایگاه رقابت با پلتفرمهای بخش خصوصی و رسانههای دیجیتال نباشد. بدیهی است که نقش و جایگاه نمایندگان بخش خصوصی واقعی در چنین نهادی لازم و ضروری است. موضوع بعد پایان دادن به انحصار در پخش زنده است که با توجه به واقعیتهای موجود در ابزارهای نوین رسانههای دیجیتال بسیار واضح و روشن است. از سوی دیگر واقعیسازی تعرفهها و بهبود کیفیت شبکه اینترنت بر اساس سند شبکه ملی اطلاعات باید مدنظر قرار گیرد. همچنین ساماندهی جامع رژیم حقوقی کپیرایت برای حمایت از تولیدات داخلی و بهکارگیری ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی-اقتصادی برای دور زدن محدودیتهای مالی و تجاری با کشورهای همسایه حائز اهمیت است که در این زمینه نقش اتاقهای بازرگانی بسیار پر رنگ و موثر است.
صنعت نمایش ویدئوی آنلاین ایران ظرفیت تبدیل شدن به یکی از ارکان مهم اقتصاد دیجیتال و صادرات فرهنگی کشور را دارد؛ مشروط بر آنکه حکمرانی رسانهای، آن را نه بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان بازوی اصلی توسعه فرهنگی و اقتصادی در فضای مجازی به رسمیت بشناسد.
* نایبرئیس کمیسیون فناوری اطلاعات و ارتباطات اتاق بازرگانی ایران