تلاش برای دور زدن هرمز؟
تحلیلگران موسسه «بلومبرگ اینتلیجنس» در گزارشی نوشتهاند: «جنگ ایران و آمریکا در سال۲۰۲۶ و اختلال در تنگه هرمز، شاید در نهایت نه بهدلیل ایجاد یک بحران فوری در بازار نفت، بلکه بهخاطر شتاب بخشیدن به تلاشهای جهانی برای کاهش وابستگی به مهمترین گلوگاه انرژی جهان در یادها بماند.»
در همین حال، نشانهها حاکی از آن است که توافق آتشبس میان ایران و آمریکا بهسرعت در حال فرسایش است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که واشنگتن محاصره ایران در تنگه هرمز را از سر خواهد گرفت و همچنین پیشنهاد داد از محمولههایی که از این آبراه عبور میکنند، معادل ۲۰درصد ارزش بار، عوارض دریافت شود.
هرچند احتمال تحقق چنین طرحی محل تردید است و سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرده مبنای حقوقی برای اخذ چنین عوارضی وجود ندارد، اما همین تهدید نیز انگیزه تولیدکنندگان انرژی را برای جستوجوی مسیرهای جایگزین افزایش داده است.
بازار نفت نیز به این تحولات واکنش نشان داد. اظهارات ترامپ موجب شد قیمت نفت بیش از ۹درصد افزایش یابد و بهای هر بشکه نفت برنت به ۸۶دلار و ۵۷سنت برسد. این در حالی است که پس از اعلام آتشبس، قیمت نفت به کمتر از ۷۰دلار سقوط کرده بود. با این حال، قیمتهای کنونی هنوز فاصله قابلتوجهی با سطوح ثبتشده در هفتههای نخست درگیری دارد. تحلیلگران موسسه گلدمنساکس هفت پروژه خط لوله و زیرساخت صادرات انرژی را که در دست ساخت، برنامهریزی یا از نظر فنی قابل اجرا ارزیابی شدهاند، بررسی کردهاند. برآورد آنها نشان میدهد تا پایان سال آینده، ظرفیت این پروژهها به همراه خطوط لوله موجود میتواند بیش از ۴۵درصد صادرات پیش از جنگ تولیدکنندگان حوزه خلیجفارس را در برابر شوکهای احتمالی ناشی از اختلال در تنگه هرمز مصون کند. این سهم تا پایان سال۲۰۲۸ به بیش از ۶۰درصد افزایش خواهد یافت.

در میان پروژههای در حال اجرا، میتوان به خط لوله «غرب به شرق» در امارات متحده عربی و خط لوله «بصره-حدیثه» در عراق اشاره کرد. همچنین روزنامه فایننشالتایمز گزارش داده است که یک شرکت بهرهبردار بنادر مستقر در دبی در حال مذاکره برای توسعه بندری جدید در سواحل امارات است تا وابستگی این کشور به تنگه هرمز کاهش یابد.
نکته قابلتوجه آن است که اجرای این پروژهها با سرعتی چشمگیر پیش میرود؛ سرعتی که برای ناظران آشنا با روند توسعه زیرساختها در ایالات متحده حتی شگفتآور به نظر میرسد. گلدمن ساکس با بررسی ۹پروژه دیگر، عمدتا در کشورهای حاشیه خلیجفارس، به این نتیجه رسیده است که زمان میانه تکمیل آنها حدود دو سال و نیم است. افزون بر این، تجربه نشان میدهد پروژههایی که در واکنش به اختلال در عرضه انرژی تعریف میشوند، معمولا با سرعت بیشتری به سرانجام میرسند. با این همه، واقعیت آن است که جهان همچنان به تنگه هرمز نیاز دارد. تحلیلگران بلومبرگ برآورد میکنند که حتی پس از توسعه مسیرهای جایگزین، روزانه بین ۷ تا ۹میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی همچنان در معرض ریسکهای مرتبط با این آبراه باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، صادرات گاز طبیعی مایع قطر در عمل جایگزین قابل اتکایی ندارد و کشورهای کویت و عراق نیز همچنان وابستگی زیادی به تنگه هرمز خواهند داشت. در آغاز جنگ، حدود ۲۰درصد نفت جهان از این مسیر عبور میکرد و بسیاری از تحلیلگران نسبت به پیامدهای فاجعهبار اختلال در این آبراه هشدار داده بودند. اما در عمل، این پیشبینیها بیش از حد بدبینانه از آب درآمد. بازار نفت، برخلاف بسیاری از انتظارات، توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
این انعطافپذیری نه بهدلیل تکمیل پروژههای جدید، بلکه در نتیجه کاهش واردات نفت چین، آزادسازی بیسابقه ذخایر راهبردی نفت، وجود ظرفیتهای جایگزین انتقال و همچنین تداوم صادرات غیررسمی نفت از مسیر تنگه هرمز حاصل شد.
در سالهای اخیر بارها مشاهده شده است که بازارها در مواجهه با شوکهای بزرگ، تابآوری و پویایی بیشتری نسبت به برآوردهای اولیه تحلیلگران و اقتصاددانان از خود نشان دادهاند. در نهایت، هرچند سرنوشت جنگ همچنان نامشخص است، اما یک نکته روشن به نظر میرسد: تجارت جهانی نفت، صرفنظر از نتیجه این درگیری، در حال ورود به مرحلهای تازه است و نقشه مسیرهای انتقال انرژی در جهان دستخوش تغییر خواهد شد.
* Axios Markets