وابستگی تجارت به کریدورهای هوشمند

واکنش بازارها به اختلال در تنگه هرمز، افزایش قابل‌توجه قیمت اوره، آلومینیوم، هلیوم و گوگرد را به همراه داشت. این واکنش نشان می‌دهد که جهان با کمبود منابع مواجه نیست، بلکه با ریسک دسترسی به منابع روبه‌رو است. این تغییر، نشانه یک پارادایم شیفت در جغرافیای تجارت جهانی است؛ جایی که «امنیت اتصال» به اندازه «هزینه حمل» اهمیت پیدا کرده است.  در گذشته، شرکت‌ها کوتاه‌ترین مسیر را انتخاب می‌کردند، اما امروز مطمئن‌ترین مسیر به مزیت رقابتی تبدیل شده است. از همین رو، رقابت میان کشورها از رقابت بر سر بنادر و منابع، به رقابت بر سر کریدورها و شبکه‌های لجستیک تغییر یافته است. مسیرهای ترانزیتی دیگر صرفا زیرساخت نیستند؛ آنها به دارایی‌های راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند. در این چارچوب، ایران از یک مزیت کم‌نظیر برخوردار است. قرار گرفتن در چهارراه اتصال خلیج‌فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و اروپا، ظرفیت تبدیل شدن به یک‌ هاب منطقه‌ای را فراهم کرده است؛ ظرفیتی که تنها با توسعه زیرساخت محقق نمی‌شود و نیازمند دیپلماسی اقتصادی، مشارکت بخش خصوصی و همکاری منطقه‌ای است.

در این میان، گرجستان جایگاه کلیدی دارد. این کشور حلقه اتصال قفقاز به دریای سیاه و بازار اروپا است و می‌تواند همراه با ایران، یک شبکه مکمل برای انتقال کالا، سرمایه و خدمات ایجاد کند؛ شبکه‌ای که وابستگی تجارت به گلوگاه‌های سنتی را کاهش دهد. بر همین اساس، می‌توان مفهوم Trans-Caspian Gateرا به عنوان یک راهبرد نوین همکاری منطقه‌ای مطرح کرد. کریدور میانی صرفا یک مسیر حمل‌ونقل نیست، بلکه یک اکوسیستم اقتصادی مبتنی بر اتصال هوشمند، حمل‌ونقل چندوجهی، مراکز لجستیک، انبارهای راهبردی، خدمات مالی، گمرک دیجیتال، مناطق آزاد و سرمایه‌گذاری مشترک است. 

هدف TC Gate انتقال صرف کالا نیست؛ بلکه افزایش تاب‌آوری زنجیره تامین جهانی و ایجاد یک مسیر قابل اتکا میان خلیج فارس، دریای خزر، قفقاز، دریای سیاه و اروپا است. این الگو می‌تواند مزیت‌های متعددی ایجاد کند: کاهش ریسک ژئوپلیتیک برای شرکت‌های بین‌المللی؛ افزایش سهم ایران و گرجستان از اقتصاد ترانزیت و خدمات لجستیک؛ جذب سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های منطقه‌ای؛ توسعه صنایع وابسته به حمل‌ونقل، انبارداری، بیمه، فناوری و خدمات مالی و شکل‌گیری یک شبکه پایدار برای تجارت میان آسیا و اروپا. اقتصاد جهانی در حال عبور از عصر «جغرافیای انرژی» به عصر «جغرافیای اتصال» است.

در این نظم جدید، برنده کشوری نیست که صرفا منابع بیشتری در اختیار دارد، بلکه کشوری موفق‌تر خواهد بود که بتواند شبکه‌ای امن، متنوع و هوشمند برای جریان کالا، سرمایه و اطلاعات ایجاد کند شاید بسته شدن تنگه هرمز بیش از هر چیز یک هشدار باشد؛ هشداری که نشان می‌دهد آینده تجارت جهانی نه در وابستگی به یک مسیر، بلکه در تنوع‌بخشی به کریدورها و ایجاد شبکه‌های تاب‌آور شکل خواهد گرفت. کریدور میانی می‌تواند پاسخی منطقه‌ای به این تحول باشد؛ پلی میان جنوب و شمال، شرق و غرب، و مدلی برای همکاری اقتصادی که مزیت آن نه صرفا موقعیت جغرافیایی، بلکه توانایی ایجاد اعتماد، اتصال و پایداری در زنجیره تامین جهانی است.

*  عضو اتاق مشترک بازرگانی ایران و گرجستان