ایران و آمریکا در مسیر دیپلماسی
ایران و ایالات متحده طی چهار دهه گذشته رابطهای پیچیده، نوسانی و مبتنی بر چرخهای از «نزدیکی و تخاصم» را تجربه کردهاند. در این دوره، دو کشور در مقاطع مختلف به توافق نزدیک شده یا حتی به تفاهمهای عملی نیز رسیدهاند؛ اما این روند هیچگاه به یک ثبات پایدار منجر نشده و بارها با بازگشت تنشها و بیاعتمادی متوقف شده است. خروج آمریکا از برجام -که بسیاری از کارشناسان بینالمللی آن را بهترین دستاورد ممکن در چارچوب مذاکرات هستهای میدانستند- بار دیگر سطح بیاعتمادی را در روابط دو کشور افزایش داد و مسیر همکاری را دشوارتر کرد. در ادامه، روابط دو کشور پس از حمایتهای گسترده آمریکا از اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس ورود مستقیم به درگیری ۴۰روزه، وارد مرحلهای کاملا جدید شد. نهایتا با امضای یک تفاهمنامه مشترک در ۲۷خرداد۱۴۰۵، چشمانداز تازهای در روابط تهران و واشنگتن شکل گرفت. این تفاهمنامه (Memorandum of Understanding) چارچوبی اولیه برای توقف جنگ و حرکت بهسوی یک توافق جامع طی ۶۰ روز آینده ارائه میدهد.

سه محور اصلی آن شامل توقف کامل درگیریهای نظامی، کاهش تنشهای امنیتی و آغاز یک بسته گسترده اقتصادی-تحریمی است. در حوزه امنیتی، دو طرف متعهد به توقف فوری و دائمی عملیات نظامی، احترام به حاکمیت یکدیگر و عدم مداخله در امور داخلی شدهاند. همچنین آمریکا موظف به لغو محاصره دریایی و عقبنشینی نیروهای خود از اطراف ایران طی ۳۰روز است؛ درحالیکه ایران نیز مسوول تسهیل عبور امن کشتیهای تجاری در مسیر راهبردی تنگه هرمز و آغاز گفتوگوهای منطقهای درباره مدیریت آن شده است. در حوزه اقتصادی، بستهای شامل بازسازی حداقل ۳۰۰میلیارد دلاری، لغو تدریجی تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تسهیل صادرات نفت ایران پیشبینی شده است.
در بخش هستهای نیز ایران بر عدم ساخت سلاح هستهای تاکید کرده و طرفین درباره چارچوب غنیسازی تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی به مذاکره خواهند پرداخت؛ درحالیکه وضعیت فعلی برنامه هستهای تا توافق نهایی ثابت میماند. در نهایت، اجرای این تفاهمنامه تحت سازوکار نظارتی مشترک پیگیری شده و توافق نهایی باید در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد تثبیت شود. در این پرونده، «باشگاه اقتصاددانان» نگاهی اجمالی به دیدگاه کارشناسان بینالمللی درباره این تفاهمنامه انداخته است.
باشگاه اقتصاددانان