صلح در پیش است؟

ما از جزئیات کامل آنچه در یادداشت تفاهم میان ایران و ایالات متحده آمده است، اطلاعی نداریم. تا به امروز، هیاهوی رسانه‌ای بیشتر از محتوای واقعی بوده است، اما سه مورد وجود دارد که باید مراقب آنها بود: ۱. این یادداشت تفاهم چه کاری انجام می‌دهد؛ ۲. آرزوی انجام چه کاری را دارد؛ ۳. برای جلوگیری از درگیری‌های بیشتر، نیاز به انجام چه کاری دارد.

بر اساس گزارش‌های عمومی، این یادداشت تفاهم یک طرح چهارده ماده‌ای است که آتش‌بس‌های متزلزل در ایران و لبنان را مدون می‌کند و خطوط کلی حوزه‌های مذاکرات آینده را ترسیم می‌نماید. این طرح به احتمال زیاد موقتا خشونت را کاهش می‌دهد، ترافیک دریایی را افزایش می‌دهد و زمان بیشتری را در اختیار طرفین قرار می‌دهد تا روی جزئیات کار کنند. به نظر نمی‌رسد که این تفاهم‌نامه مسائل اصلی پیرامون سازوکارهای تنگه هرمز، امتیازات هسته‌ای ایران، یا انگیزه‌های مالی ایران و لغو تحریم‌ها را حل کند. قرار است به آن مسائل در فاز دوم پرداخته شود و برنامه‌ها برای رسیدگی به آن مسائل از همین حالا به خاطر محتوای هنوز تایید نشده‌شان، با انتقادهای داخلی در سه طرف مواجه شده است. انگیزه‌هایی در ایالات متحده، ایران و رژیم اسرائیل وجود دارد که دستیابی به فاز دوم را دشوار خواهد کرد. تا به امروز، ایالات متحده صبر لازم را برای تکمیل یک توافق هسته‌ای پیچیده که نیازمند اقدامات نظارتی و راستی‌آزمایی جدید است، نشان نداده است. همچنین راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای یک رژیم تحریمی همپوشان نیاز است؛ رژیمی که در دولت اول ترامپ برای جلوگیری از بازگشت به توافق هسته‌ای طراحی شده بود. به همین ترتیب، ایران ممکن است تمایلی به انجام کاری فراتر از یک توافق کوچک و معاملاتی با ایالات متحده نداشته باشد و این رو این احتمال وجود دارد که ایران با شرایطی موافقت کند که به شدت به نفع ایران باشد، اما احتمالا آن شرایط در ایالات متحده و اسرائیل آن‌قدر ناگوار و غیرقابل قبول خواهد بود که دستیابی به توافق را بسیار بعید می‌سازد. در این میان، به نظر می‌رسد اسرائیل با هرگونه توافقی مخالف است و از نفوذ خود برای مسدود کردن یا تضعیف آن استفاده خواهد کرد؛ به ویژه اگر شرایط بد باشد.

یک یادداشت تفاهم، بدون هیچ‌گونه توافق بعدی، مطمئن نخواهد بود و حفظ آن به تنهایی غیرممکن است. باید درک و تفاهم بیشتری در رابطه با تنگه هرمز وجود داشته باشد تا از سرگیری تجارت دریایی تضمین شود، در غیر این صورت ایالات متحده به راحتی می‌تواند دوباره به جنگ با ایران سقوط کند. در شرایطی که جزئیات مربوط به پارامترهای مذاکرات آینده آشکار می‌شود، باید محتاط بود. احتمالا یک «دلتا» (اختلاف) بزرگ میان آرمان‌های ترسیم‌شده در یادداشت تفاهم و آنچه در یک توافق نهایی پدیدار می‌شود، وجود خواهد داشت.

درباره بازگشت سریع بازارهای انرژی به حالت عادی چندان مطمئن نباشید

بازگشایی گزارش‌شده تنگه هرمز در پی یک تفاهم اولیه میان واشنگتن و تهران، بدون شک خبر خوشایندی برای بازارهای جهانی انرژی است. با این حال، این فرض که بازارهای نفت به سرعت به شرایط پیش از درگیری بازخواهند گشت، نیازمند بررسی دقیق است.

موارد زیادی نامشخص باقی مانده که از جمله مهم‌ترین آنها آینده برنامه هسته‌ای ایران و دوام خود توافق گسترده‌تر است. اگر تنگه واقعا بازگشایی شود و مهم‌تر از آن، اگر ترافیک دریایی بتواند بدون تهدید موشک‌ها، پهپادها یا مین‌ها حرکت کند، بدبینی به نبوغ و عزم راسخ بخش انرژی کار عاقلانه‌ای نخواهد بود. تاسیسات ذخیره‌سازی نفت در سراسر منطقه خلیج‌فارس همچنان پر از موجودی هستند و آماده‌اند تا آرامش فوری را به بازارها هدیه کنند؛ درحالی‌که هزاران مهندس و تکنسین از همین حالا برای بازگرداندن زیرساخت‌های تولید و صادرات به سطوح پیش از جنگ در حال تلاش هستند.

چالش اینجاست که بازارهای انرژی‌بر پایه قطعیت و اطمینان حرکت می‌کنند. یک آتش‌بسِ کج‌دارومریز (شروع و توقف‌های مکرر) که بارها مسیرهای کشتیرانی را مختل کند، عملیات مین‌روبی را به تاخیر بیندازد، یا امکان حملات دوره‌ای به زیرساخت‌های حیاتی را فراهم سازد، بازگشت عرضه را کند می‌سازد و حق بیمه ریسک را بالا نگه می‌دارد. تولیدکنندگان خلیج‌فارس همچنان به نقش خود به عنوان تامین‌کنندگان قابل اعتماد متعهد هستند، اما ثبات را نمی‌توان یک‌شبه ایجاد کرد و در سطح جهانی، موجودی انبارها در پایین‌ترین سطح خود در چند سال اخیر قرار دارد.

بازارها واکنش مثبتی نشان داده‌اند و قیمت نفت با انتشار این خبر کاهش یافته است. با این حال، قیمت‌ها همچنان به طور قابل‌توجهی بالاتر از سطحی است که سال را با آن آغاز کرده بودند. با توجه به بی‌اعتمادی عمیق میان همه طرف‌ها و کاهش شدید ذخایر تجاری و استراتژیک که برای جبران خسارت‌های اخیر عرضه استفاده شده‌اند، یک حق بیمه ژئوپلیتیک احتمالا پابرجا خواهد ماند. بازگشت به قیمت‌گذاری پیش از جنگ، نه تنها نیازمند بازسازی عرضه مختل‌شده است، بلکه به انتظارات مجدد برای مازاد عرضه نیاز دارد؛ چیزی که گروه کشورهای تولیدکننده نفت اوپک ممکن است برای مهندسی آن تلاش کنند، اگرچه احتمالا نه قبل از اواخر امسال. چالش دیگر این است که جنگ آسیب‌های ساختاری ایجاد کرده است. بخش‌هایی از زیرساخت‌های پایین‌دستی منطقه و ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع (LNG)، از جمله تاسیسات در راس‌لفان، به تعمیرات گسترده‌ای نیاز خواهند داشت. حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، بازگشت به روال عادی کسب‌وکار زمان‌بر خواهد بود.

اینها پرسش‌های بزرگی هستند که اکنون بازارها خواهان پاسخ به آنها خواهند بود

انتظار نداشته باشید که بازارها برای مدت طولانی امضای توافق را جشن بگیرند. این خبر که دقیقا همزمان با باز شدن بازارهای آسیایی اعلام شد، معاملات آتی را افزایش داد و قیمت نفت را کاهش داد. طی ماه گذشته، با انتشار اخبار مربوط به هر توافق احتمالی در پایانه‌های بلومبرگ، معامله‌گران انرژی این احتمال را در قیمت‌ها لحاظ کرده بودند که دیر یا زود یک توافق عملا محقق خواهد شد. این بدان معناست که بازارها، که بنا به ماهیت خود آینده‌نگر هستند، از قبل پیامد امروز را پیش‌خور کرده‌اند.

اگر تعجب می‌کردید که چرا با وجود بسته شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز، نفت به جای بیش از ۱۲۰ دلار، زیر ۹۰دلار در هر بشکه معامله می‌شود، دقیقا به این دلیل است که این نتیجه به خوبی پیش‌بینی و مخابره شده بود. بازارهای مالی  برای اینکه این صعود موقت را به یک روند پایدار تبدیل کنند، خواهان پاسخ به دو سوال کلیدی در آینده هستند: ۱. آیا تنگه واقعا همان‌طور که وعده داده شده باز می‌شود؟ ۲. هزینه عبور از تنگه اکنون در مقایسه با قبل از جنگ چقدر خواهد بود؟ خطرات ناشی از مین‌ها، پهپادها و شعله‌ور شدن دوباره درگیری‌ها همگی باید در آن محاسبات گنجانده شوند. تا زمانی که شواهد سخت و ملموس‌تری در رابطه با هر دو سوال وجود نداشته باشد، بازارها امضای توافق صلح را تنها به عنوان یک داده آماری دیگر خواهند دید.

این‌ها فقط سوالات بازار نیستند؛ اینها سوالاتی هستند که رهبران گروه هفت (G۷) هنگامی که ترامپ برای اجلاس سران G۷ امسال وارد ایویان در فرانسه می‌شود، از او خواهند پرسید. اقتصادهای این بلوک به لطف جنگ با تورم بالاتری مواجه شده‌اند؛ به‌طوری‌که بانک مرکزی اروپا هفته گذشته برای اولین بار در سه سال گذشته نرخ بهره را افزایش داد. اقتصاد جهانی در طول بیش از ۱۰۰روز جنگ، فراز و نشیب‌های شدیدی را تجربه کرده است و نمی‌تواند بر اساس توافقی بدون جزئیات، نفس راحتی بکشد و اولین آزمون این جزئیات زمانی خواهد بود که ترامپ توسط امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و دیگران که برای این اجلاس گرد هم آمده‌اند، تحت فشار قرار گیرد. ترامپ احتمالا می‌خواست با یک توافق پابرجا به این جلسه بیاید. اکنون او شرایط را برای نشست رهبران تعیین کرده است و آنها به او واکنش نشان خواهند داد.

 دستاوردهای تاکتیکی جنگ به معنای موفقیت استراتژیک نبوده است

توافق با ایران احتمالا بهترین نتیجه ممکن است، اما شاید بهتر از آنچه نباشد که در صورت پیگیری دیپلماسی به جای جنگ در همان وهله اول توسط ایالات متحده، قابل دستیابی بود. دولت ترامپ می‌تواند ادعا کند که به بخش‌هایی از قدرت نظامی ایران آسیب رسانده است. اما با وجود این موفقیت‌های تاکتیکی و حذف رهبران کلیدی ایران، این جنگ یک شکست استراتژیک بود. این نظم همچنان پابرجا است و پس از انتقام‌گیری‌هایش در سراسر خلیج فارس، جسورتر شده است. از زمانی که ایالات متحده این جنگ را آغاز کرد، اهداف استراتژیک آن تغییر کرده است. آمریکا در نهایت در تحقق تغییر رژیم ایران شکست خورد.

درحالی‌که گزارش شده این توافق تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد، ایران نشان داده است که تهدیدهای دیرینه‌اش مبنی بر بستن تنگه، صرفا هیاهو نیست و می‌تواند اقتصاد جهانی را به آشوب بکشد. توانایی بستن تنگه، سلاح قدرتمندی است که ایران در آینده نیز تهدید به استفاده از آن خواهد کرد.

این احتمال وجود دارد که این آتش‌بس بتواند راه را برای یک توافق دائمی‌تر هموار کند؛ اما بیشتر احتمال دارد که این یک تفاهم موقت و شکننده باشد که در بهترین سناریو، تا پایان کار این دولت مانع از آغاز مجدد جنگ خواهد شد.

* هیات تحریریه