منافع هند و چین
برای هندیها و دیگر مردم جنوب آسیا، بزرگترین ضربه به جایگاه دبی وارد شده است. حمله به بزرگترین شهر امارات متحده عربی، تصویر آن را بهعنوان پناهگاهی بسیار امن با مالیات پایین، نوعی سوئیس خاورمیانه، خدشهدار کرده است. امارات متحده عربی ممکن است بهزودی ناچار شود بهجای صرفاً دفع حملات ایران، رویکرد تهاجمی در پیش بگیرد. برای بسیاری از مردم جنوب آسیا، دبی نوعی شهر رؤیایی به شمار میرفت، «تصوری از اینکه یک شهر ایدهآل برای طبقه متوسط هند چگونه میتواند و باید باشد». برای آنان، این شهر نوعی کلانشهر پاکیزه و منظم بود که در آن واقعیتهای ناخوشایندتر از دید پنهان میشد. به گفته مهیر شارما، دبی «فقرا و طبقه کارگر را در اردوگاههای کارگری دور از چشم قرار میدهد ... کاری که در هند آزاد و دموکراتیک بسیار دشوارتر است».
این شهر برای مردم جنوب آسیا از همه طبقات اقتصادی چنان جذاب بود که اکنون برآورد میشود حدود ۲۷درصد جمعیت دبی هندی، ۱۲درصد پاکستانی و ۷درصد بنگلادشی باشند. او میگوید: «بسیاری از طبقه متوسط جنوب آسیا ترجیح میدهند در دبی بهعنوان ساکنان درجه دوم زندگی کنند، با خدمتکاران و غذای خانگی، تا اینکه در غربی که برایشان بیگانه و نامهربان به نظر میرسد شهروند کامل باشند.» اکنون این رؤیا فرو ریخته است و طول و شدت جنگ تعیین خواهد کرد که چه میزان از آن بیشتر فروخواهد پاشید.
جایگاه چین در خلیج فارس موضوع گمانهزنیهای فراوان بوده است، زیرا انگیزههای واشنگتن برای آغاز حمله به ایران بسیار آشفته و نامنسجم به نظر میرسد. آیا این جنگ واقعاً تلاشی برای تضعیف راهبردی پکن از طریق آشکار کردن میزان وابستگی آن به مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز است؟ برخی ناظران حتی تعداد موشکهای پاتریوت مصرفشده آمریکا را میشمارند و آن را از منابعی که ممکن است برای تقویت دفاع تایوان اختصاص یابد کم میکنند. تهران، با وجود همدردی علنی چین، در واقع چندان در اولویتهای شی جینپینگ قرار نداشته است، چنانکه از تعداد دفعات سفر او به ایران میتوان دریافت.
چین بیتردید نگران قیمت نفت و گاز طبیعی مایع است، اما نفت خام ایران تنها حدود ۱۳درصد از واردات نفت دریایی چین را تشکیل میدهد؛ رقمی مهم اما در نهایت قابل جایگزینی. در مقابل، تایوان و کره جنوبی و صنایع نیمهرسانای آنها، در برابر قطع احتمالی LNG بسیار آسیبپذیرتر هستند. در کوتاهمدت، پکن نمیخواهد چیزی برنامههای سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پایان ماه مارس را مختل کند. چین تنها زمانی واکنشی شدید نشان خواهد داد که جنگ مستقیما بر ادعاهای آن درباره تایوان تأثیر بگذارد. و برای کسانی که تعداد موشکها را میشمارند، باید یادآور شد که بودجه واقعی دفاعی چین ممکن است بسیار بیشتر از رقمی باشد که بهطور رسمی اعلام میشود. هزینههای دفاعی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۴۵ میلیارد دلار اعلام شد، درحالیکه بودجه دفاعی واشنگتن حدود ۹۰۰ میلیارد دلار است. با این حال، وزارت دفاع آمریکا برآورد میکند که هزینه واقعی پکن ممکن است بین ۴۰ تا ۹۰ درصد بیشتر از رقم منتشرشده باشد.
- بلومبرگ