لید copy

چهار یادداشت این پرونده، هر یک از زاویه‌ای متفاوت، این مساله مرکزی را واکاوی می‌کنند. از «پارادوکس نهادی» که در آن نوآوری برخلاف کیفیت پایین قانون‌گذاری و بی‌ثباتی مقررات رشد کرده، تا تجربه استونی که نشان می‌دهد چگونه حکمرانی دیجیتال می‌تواند بوروکراسی فرساینده را به بستری مولد بدل کند. از ایده «نوآوری باز» به‌عنوان راه گریزی از انزوا و تبدیل ایران به بخشی فعال در شبکه جهانی دانش، تا ضرورت طراحی یک استراتژی بازاریابی جهانی که محصولات دیجیتال ایرانی را از بازار محلی به میدان رقابت بین‌المللی ببرد. وجه مشترک همه این تحلیل‌ها، تاکید بر یک نکته کلیدی است؛ مساله اصلی ایران کمبود استعداد، ایده یا خلاقیت نیست؛ مساله، شکاف میان «توانستن» و «شدن» است.

شکافی که ریشه در ضعف نهادها، ناپایداری زیرساخت‌ها، فلسفه حکمرانی اقتصادی معطوف به کنترل و اتصال ناقص به جهان دارد. این پرونده نشان می‌دهد که نوآوری در ایران امروز هم‌زمان یک هشدار و یک فرصت تاریخی است؛ هشدار از فرسایش سرمایه انسانی در غیاب بستر مناسب و فرصت برای جهشی بزرگ در صورت اصلاح حکمرانی، دیجیتال‌سازی، گشودن مرزهای همکاری و ورود جسورانه به بازارهای جهانی. انتخاب مسیر، تعیین‌کننده جایگاه ایران فردا در نقشه نوآوری جهان است.