راه میانه کدام است؟

شماره روزنامه: ۴۷۵۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۹۴۳۱۱ باشگاه اقتصاددانان

جوزف استرنبرگ/ وال استریت ژورنال

دموکراسی آیا آینده‌ای دارد؟ فرضیه پایان تاریخ فوکویاما آینده‌ای را برای تاریخ تصور می‌کرد که در آن چیزی جز بازار آزاد و لیبرال دموکراسی نیست. با گسترش درگیری‌ها در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ این سوال ایجاد شد که آیا این آینده برای سراسر کشور‌ها قابل دستیابی است و می‌توان این نظریه را بسط داد؟ علاوه بر این درگیری‌ها، ظهور تروریسم و افزایش فعالیت آنها در مناطق مختلف جهان نشان داد که برخی مردم آرزو دارند پایان کاملا متفاوتی را برای تاریخ تصور کنند. بسیاری از اندیشمندان که حتی در فضای آزاد سیاسی زندگی می‌کنند، ادعا دارند که نمی‌توان نظریه‌ای درخصوص پایان تاریخ به‌صورت قطعی مدعی شد.

راه میانه کدام است؟

به تازگی تلاش قابل توجهی برای درک نظری این جنبش‌ها از طریق اقتصاددان معروف، عجم اوغلو و دانشمند سیاسی جیمز رابینسون انجام شده است. این دو  در کتاب جدید خود به نام «دالان باریک: دولت‌ها، جوامع و سرنوشت آزادی»، بیان می‌کنند که چرا لیبرال دموکراسی به رغم ثمره‌های سیاسی و اقتصادی قابل توجهی که برای جوامع به همراه داشته، کسب کردن آن در ابتدا امری بسیار دشوار است. آقایان عجم اوغلو و رابینسون، همان‌طور که انتظار می‌رفت، کتاب خود را با توماس هابز، فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم، شروع می‌کنند. آنها مشاهده می‌کنند لویاتان استبدادی که خود هابز آن را نامگذاری کرده است، در کشوری که با سرکوب‌های سیاسی در ازای امنیت افراد جامعه مواجه است، تنها وسیله جلوگیری از وضعیت جنگی که هابز تعریف می‌کند، نیست. در عوض بسیاری از جوامع با به وجود آوردن مجموعه‌ای از هنجار‌ها در قالب‌های اقتصادی و سیاسی در غیاب لویاتان استبدادی، نظم و امنیت را در جامعه شکل داده‌اند. نویسندگان کتاب پیشنهاد می‌کنند که یک راه میانه‌ای به نام «لویاتان در زنجیر» وجود دارد که قادر به تهیه نظمی است که از منظر اجتماعی و اقتصادی سرکوبگر نباشد و از لحاظ سیاسی نیز استبدادی نباشد. دالان باریک به این موضوع ارجاع دارد که جامعه در مسیری حرکت می‌کند که از طرفی توسط یک دولت کارآمد و از طرف دیگر توسط جامعه‌ای پر تحرک احاطه می‌شود.

در این صورت انگیزه‌ها سرکوب نشده و افراد جامعه در فضایی مناسب و خلاق زیست می‌کنند. در این جامعه نه از لویاتان استبدادی خبری است و نه از هنجار‌ها و محدودیت‌های سفت و سخت اجتماعی. عجم اوغلو و رابینسون تاکید می‌کنند که جامعه نه یک بار که بار‌ها باید از این دالان عبور کند تا بتواند خود را از بند محدودیت‌ها رها کند. البته در بسیاری از موارد این امر دشوار است؛ زیرا افراد از معرفی لویاتان جدید در قالب هنجار‌ها و قوانین تازه به خوبی استقبال نمی‌کنند. در این کتاب درخصوص گروه‌ها و جوامع مختلفی همچون قبایل آفریقایی، امپراتوران چینی، فیلسوفان روشنگری و پیشوایان مذهبی صحبت شده و تحلیلی درخصوص چگونگی این جوامع ارائه شده است. اما مساله‌ای که مغفول مانده این است که نویسندگان هرگز گزارش منسجمی را ارائه نمی‌دهند که چگونه جامعه می‌تواند راه خود را به درون راهروی باریک پیدا کند.

در بخشی از کتاب بحث دالان تاریک به بحث درخصوص شرایط آمریکا می‌پردازد. نویسندگان با بررسی گذشته تاریخی آمریکا به بررسی چگونگی نوشتن قانون اساسی کشور و تغییرات آن در طول زمان می‌پردازند. در قسمتی از بررسی آمریکا، با تمرکز بر ریاست جمهوری دونالد ترامپ هشدار می‌دهند که آمریکا می‌تواند از این دالان به سمت استبداد منحرف شود. سوال مهمی که پیش می‌آید این است که چگونه می‌توان فهمید یک جامعه در مسیر دالان گفته شده حرکت می‌کند یا نه.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن