ونزوئلا؛ بازوی نفتی واشنگتن

برای درک اهمیت این تحول، باید توجه داشت که ونزوئلا صرفا یک تولیدکننده نفت نیست، بلکه یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت جهان است و هر تغییری در ساختار مدیریت انرژی این کشور می‌تواند بر معادلات بازار جهانی اثر بگذارد. توالی رویدادها نشان می‌دهد که آزادسازی شریان‌های نفتی ونزوئلا از همان روز نخست در دستور کار واشنگتن قرار داشته است. تنها دوازده روز پس از بازداشت نیکلاس مادورو، اصلاحیه بنیادین قانون هیدروکربن‌های ونزوئلا تدوین و تصویب شد که انحصار دولتی را شکست و به شرکت‌های خصوصی اجازه داد به‌طور مستقیم وارد چرخه تولید، فروش و مدیریت درآمدهای ارزی شوند. به بیان ساده‌تر، نخستین گام برای تغییر مدل اداره صنعت نفت ونزوئلا، پیش از ورود سرمایه‌گذاران جدید برداشته شد؛ تغییری که مسیر حرکت این صنعت را از ساختار دولتی گذشته جدا می‌کرد.

با این حال، آنچه در اواخر ماه اوت۲۰۲۶ تحت عنوان قرارداد واگذاری هفده میدان نفتی به شرکت خصوصی North American Blue Energy Partners یا NABEP رونمایی شد، مستقیما از دل بحران خاورمیانه بیرون آمد. استراتژی اولیه آمریکا صرفا بازگرداندن نفت ونزوئلا به مدار بازار بود؛ اما با آغاز درگیری‌های گسترده با ایران از اواخر فوریه ۲۰۲۶ و انسداد عملی تنگه هرمز، ماهیت این استراتژی تغییر کرد. سقوط ذخایر راهبردی نفت آمریکا (SPR) به محدوده ۲۸۴‌میلیون بشکه، پایین‌ترین سطح از اوایل دهه۱۹۸۰، واشنگتن را وادار کرد تا توافق نفتی ونزوئلا را از یک قرارداد توسعه‌میدان متعارف، به یک ابزار لجستیک نظامی و امنیتی ارتقا دهد.

قرارداد صدساله برای توسعه میادینی با ۶۵‌میلیارد بشکه ذخیره اثبات‌شده، دارای مختصاتی است که در تاریخ قراردادهای امتیازی کم‌نظیر است. در این ساختار، نهادهای حاکمیتی آمریکا مستقیما در ترکیب سهامداری و زنجیره تامین یک شرکت خصوصی نفتی ادغام شده‌اند:

• تامین مالی عملیات از محل تولید: مالکیت ۳۵درصدی دفتر سرمایه راهبردی پنتاگون بر سهام NABEP، عملا بخشی از جریان نقدینگی و حاشیه سود تولید نفت ونزوئلا را به منبعی برای پوشش هزینه‌های نظامی و لجستیک جنگ تبدیل کرده است.

• احیای ذخایر استراتژیک: تخصیص حق خرید تضمینی ۲۰درصد از نفت تولیدی به قیمت تمام‌شده برای وزارت خارجه آمریکا، یک کانال تامین ارزان و پایدار برای بازسازی SPR خارج از نوسانات قیمت در بازار اسپات (Spot Market) ایجاد کرده است.

• بهینه‌سازی حاشیه سود پالایشی: با هدایت نفت خام فوق‌سنگین و ترش ونزوئلا به شبکه پالایشگاهی خلیج مکزیک که دارای بالاترین ضریب پیچیدگی برای فرآوری این نوع خوراک هستند، چرخه ارزش افزوده به طور کامل در خاک ایالات متحده تکمیل می‌شود.

در کنار این ساختار، تاسیسات و زیرساخت‌های فرسوده ونزوئلا که تولید آن را از سه‌میلیون به کمتر از هشتصدهزار بشکه در روز رسانده بود، نیازمند تزریق فوری سرمایه و تکنولوژی است. الزام NABEP به سرمایه‌گذاری یکصد‌میلیارد دلاری در این بخش، عملا بازار انحصاری بزرگی برای شرکت‌های خدمات نفتی آمریکایی ایجاد می‌کند.

تا پیش از تحولات ژانویه، رژیم تحریم‌ها صنعت نفت ونزوئلا را به نقطه‌ای رسانده بود که برای حفظ حداقل تولید، به یک شبکه لجستیک و مالی متکی به شرق نیاز داشت. ایران با تامین منظم میعانات گازی برای رقیق‌سازی نفت فوق‌سنگین میدان نفتی اورینوکو، اجرای قراردادهای ۱۱۰‌میلیون یورویی نوسازی پالایشگاه‌هایی نظیر ال‌پالیتو و ایجاد مکانیسم‌های تهاتر، نقش تثبیت‌کننده‌ای در صنعت پایین‌دستی این کشور ایفا می‌کرد. همزمان، چین از طریق شرکت‌های CNPC و سینوپک و با پشتوانه وام‌های مبتنی بر نفت و روسیه از طریق روس‌زاروبژنفت در بخش بالادستی و امنیتی حضور داشتند. قرارداد ماه اوت۲۰۲۶ این شبکه درهم‌تنیده را به‌طور کامل متلاشی کرد. از چهارده میدان جدیدی که در اختیار NABEP قرار گرفت، پنج میدان متعلق به بلوک‌های عملیاتی چین و بخش دیگری تحت کنترل اپراتورهای روسی بود. این جابه‌جایی مالکیت، به اخراج فیزیکی و حقوقی رقبای ژئوپلیتیک از صنعت نفت ونزوئلا انجامید و کانال‌های تبادل فرآورده و تجهیزات میان تهران و کاراکاس را کاملا مسدود کرد.

چرخش واشنگتن از سیاست فشار و تحریم به استراتژی در دست گرفتن مستقیم تمام مسیر تولید تا فروش نفت، یکی از هوشمندانه‌ترین جابه‌جایی‌ها در شطرنج اقتصاد و سیاست دنیاست.کشوری که با تکیه بر خدمات فنی و میعانات صادراتی ایران توانسته بود از فروپاشی کامل شبکه انرژی خود جلوگیری کند، با یک مداخله سریع نظامی و معماری یک قرارداد هوشمند، به منبع اصلی تامین انرژی و تامین مالی ماشین جنگی واشنگتن علیه همان شریک سابق تبدیل شد. این رویکرد نشان می‌دهد که بازار انرژی دیگر صرفا فضایی برای رقابت بر سر سهم بازار نیست، بلکه مستقیما به زمین بازی تقابل‌های سخت نظامی پیوند خورده است.

* کارشناس نفت و انرژی