عبور روزانه کشتیها از تنگه هرمز، از میانگین ۱۴۰فروند پیش از آغاز جنگ آمریکا با ایران، به ۸ فروند کاهش یافته است
هرمز؛ فاصله توافق تا تردد

حمید ملازاده: تنگه هرمز شاید به بازگشایی نزدیک شده باشد، اما حتی اگر توافق تهران و مسقط نهایی و عبور کشتیهای تجاری دوباره امکانپذیر شود، بازار انرژی لزوما به نقطه پیش از جنگ بازنخواهد گشت. مساله امروز دیگر فقط «باز یا بسته بودن» این آبراه راهبردی نیست؛ پرسش مهمتر این است که پس از ماهها اختلال، چه قواعدی بر عبور کشتیها حاکم خواهد شد و چه میزان از اعتماد از دسترفته در بازار انرژی به این مسیر بازمیگردد؟ یک مقام آمریکایی روز جمعه 7 ماه اوت به رویترز گفت مذاکرات میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز پیشرفت کرده و انتظار میرود بهزودی توافقی برای عبور بدون مانع کشتیهای تجاری از این آبراه اعلام شود.
بر اساس این گزارش، در صورت نهایی شدن و اجرای توافق، واشنگتن نیز قصد دارد محاصره بنادر ایران را لغو کند؛ با این حال، اقدام آمریکا به اجرای تعهدات ایران مشروط خواهد بود. این تحول در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تردد دریایی در هرمز همچنان در سطح بسیار پایینی قرار دارد. بر اساس گزارش رویترز، در چهار روز نخست هفته جاری تنها ۳۳فروند کشتی از تنگه عبور کردهاند؛ رقمی که نشان میدهد حتی در صورت نزدیک شدن طرفها به توافق، بازگشت فیزیکی تردد به سطح عادی همچنان فاصله زیادی دارد. بر مبنای آمار کپلر معمولا میانگین تعداد کشتیهایی که قبل از آغاز جنگ آمریکا با ایران از تنگه هرمز عبور میکردند به ۱۴۰ عدد طی یک روز میرسید.
مساله فقط بازگشایی نیست
هرمز پیش از جنگ یکی از مهمترین شریانهای تجارت انرژی جهان بود. آژانس بینالمللی انرژی میگوید در سال۲۰۲۵ حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان از این تنگه عبور کرده است. افزون بر آن، بیش از ۱۱۰میلیارد مترمکعب LNG نیز از هرمز عبور کرده که بخش عمده آن مربوط به صادرات قطر و امارات بوده است. حدود ۸۰درصد نفت عبوری از این مسیر نیز راهی بازارهای آسیایی میشد. به همین دلیل، اختلال در هرمز تنها یک مساله امنیتی میان ایران و آمریکا نیست؛ این اختلال مستقیما به پالایشگاههای آسیایی، نیروگاههای واردکننده LNG، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، تولیدکنندگان خلیجفارس و مصرفکنندگان انرژی در سراسر جهان متصل است. اما همین وابستگی بالا باعث شده است بازگشت به وضعیت سابق به سادگی امکانپذیر نباشد. در ماههای گذشته، شرکتهای نفتی و کشتیرانی مجبور شدهاند مسیرهای جایگزین، ذخایر بالاتر، ظرفیت حمل اضافی و قراردادهای جدید بیمهای را در نظر بگیرند. برخی کشورهای خلیجفارس نیز تلاش کردهاند صادرات خود را از مسیرهایی خارج از هرمز افزایش دهند. در نتیجه، حتی اگر تردد از تنگه از فردا عادی شود، بخشی از تصمیماتی که شرکتها در ماههای بحران اتخاذ کردهاند، احتمالا باقی خواهد ماند.
معامله واقعی بر سر «نحوه عبور» است
مهمترین بخش مذاکرات فعلی دقیقا همینجاست. توافق احتمالی تنها درباره اصل باز بودن آبراه نیست، بلکه درباره چگونگی عبور کشتیها است. ایران در روزهای گذشته خواهان کنترل بر تردد کشتیهایی شده که از مسیر ورودی وارد خلیجفارس میشوند و بر ترافیک خروجی نیز نظارت میخواهد. یک مقام ایرانی به رویترز گفته بود تهران در چارچوب طرح مورد مذاکره با عمان خواهان کنترل تردد ورودی و امکان مداخله در صورت ضرورت است. این موضوع، حساسترین بخش توافق است؛ زیرا از نگاه صنعت کشتیرانی، «باز بودن هرمز» با «قابل استفاده بودن هرمز» یکسان نیست. رویترز پیشتر گزارش داده بود توافق سیاسی لزوما به معنای بازگشت فوری کشتیرانی نیست؛ زیرا تحریمهای آمریکا، نحوه پرداخت هزینه عبور و الزامات بیمهای همچنان میتواند اجرای عملی هر توافقی برای بازگشایی هرمز را با مانع روبهرو کند. بنابراین، حتی اگر ایران و عمان بر سر بازگشایی مسیر توافق کنند، بدون حل مشکل بیمه و تحریمها، بازگشت کشتیها به هرمز ممکن است همچنان با مانع روبهرو باشد.
بیمه؛ حلقهای که نمیتوان نادیده گرفت
در بازار انرژی، امنیت یک کشتی فقط با حضور نظامی تامین نمیشود. مالک کشتی باید مطمئن باشد که محموله، کشتی و خدمه تحت پوشش بیمه قرار دارند و عبور از یک منطقه تحریمشده، قرارداد بیمه را باطل نمیکند. این مساله یکی از دلایلی است که بازگشت تردد به هرمز ممکن است بسیار کندتر از بازگشت قیمتها باشد. بازارهای مالی میتوانند در چند ساعت به خبر یک توافق واکنش نشان دهند؛ اما صنعت کشتیرانی برای بازگرداندن کشتیها به مسیر نیازمند اطمینان عملیاتی، قرارداد بیمه، برنامه بارگیری و تخلیه و ارزیابی ریسک است. بنابراین، اگر توافق اعلام شود، احتمالا نخستین نشانه موفقیت آن نه در بیانیههای سیاسی، بلکه در افزایش تدریجی تعداد کشتیهای عبوری مشاهده خواهد شد.
هرمز و مساله LNG
پیامدهای توافق برای بازار گاز حتی میتواند مهمتر باشد. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش بازار گاز خود اعلام کرده اختلال در هرمز بازار جهانی LNG (گاز طبیعی مایع) را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و جریان LNG از این مسیر همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ است. این بحران همچنین چشمانداز عرضه جدید LNG در سالهای آینده را تغییر داده است. برای قطر، اهمیت موضوع دوچندان است. بخش بسیار بزرگی از LNG صادراتی قطر از هرمز عبور میکند و مقصد اصلی این محمولهها نیز آسیاست. بنابراین، هرگونه توافق پایدار در هرمز میتواند فشار بر بازار LNG آسیا را کاهش دهد و به خریداران بزرگ این منطقه امکان دهد بخشی از ریسک امنیتی ماههای گذشته را کاهش دهند. اما اینجا نیز یک تفاوت مهم وجود دارد: بازگشت کشتیها الزاما به معنای بازگشت فوری عرضه نیست. تاسیسات آسیبدیده، قراردادهای تغییرمسیر یافته، ذخایر مصرفشده و برنامههای خرید جایگزین همچنان بر بازار اثر خواهند گذاشت.
تغییر نگاه کشورهای خلیجفارس
یکی از پیامدهای بلندمدت بحران، تغییر نگاه کشورهای تولیدکننده نفت و گاز خلیج فارس به امنیت صادرات است. آژانس بینالمللی انرژی تصریح کرده که گزینههای دور زدن هرمز محدود است. تنها عربستان سعودی و امارات و تا حدی عراق دارای خطوط لوله فعال نفت خام هستند که میتوانند بخشی از جریان نفت را بدون عبور از تنگه منتقل کنند؛ در مقابل، کشورهایی مانند کویت، قطر، بحرین و ایران برای صادرات خود وابستگی بالایی به هرمز دارند. از این منظر، بحران اخیر احتمالا سرمایهگذاری در خطوط لوله، مخازن ذخیرهسازی، پایانههای صادراتی، ناوگان نفتکش و مسیرهای جایگزین را تسریع خواهد کرد. در واقع، ممکن است بزرگترین اثر اقتصادی جنگ نه کاهش دائمی تولید، بلکه افزایش هزینه امنیت عرضه باشد.
بازگشایی هرمز در کوتاهمدت میتواند یک پیام کاهشی برای بازار نفت داشته باشد؛ زیرا بخشی از ریسک عرضه که طی ماههای گذشته در قیمتها منعکس شده، کاهش مییابد. اما این به معنای بازگشت خودکار نفت به شرایط پیش از جنگ نیست. آژانس بینالمللی انرژی بحران هرمز را یکی از بزرگترین اختلالهای عرضه در تاریخ بازار نفت توصیف کرده و بر محدود بودن ظرفیت مسیرهای جایگزین تاکید کرده است. از سوی دیگر، بازار باید منتظر بماند تا مشخص شود چه مقدار از تولید ازدسترفته واقعا به بازار بازمیگردد و چه مدت طول میکشد تا صادرات، ذخایر و شبکه حملونقل به وضعیت پایدار برسند. بنابراین، نخستین واکنش بازار ممکن است کاهش «صرف ریسک ژئوپلیتیک» باشد، اما مرحله دوم به دادههای فیزیکی بازار وابسته خواهد بود: تعداد کشتیها، حجم صادرات، موجودی نفت و فرآورده، جریان LNG و ظرفیت پالایشگاهها.
هرمز بعد از جنگ
توافق ایران و عمان، در صورت نهایی شدن، میتواند نقطه عطفی برای کاهش تنش در بازار انرژی باشد؛ اما نباید آن را با بازگشت کامل شرایط گذشته اشتباه گرفت. هرمز ممکن است دوباره باز شود، اما هرمزِ پس از جنگ همان هرمزِ پیش از جنگ نخواهد بود. در ماههای گذشته، بازار جهانی انرژی یک درس مهم گرفته است: وابستگی به یک آبراه، حتی اگر آن آبراه سالها بدون وقفه فعال بوده باشد، خود یک ریسک اقتصادی است. از این پس شرکتهای نفتی، دولتها و خریداران بزرگ LNG احتمالا هزینه بیشتری برای تنوع مسیرها، ذخیرهسازی و امنیت حمل پرداخت خواهند کرد. به همین دلیل، اهمیت توافق احتمالی تهران و مسقط فقط در باز کردن یک تنگه خلاصه نمیشود. این توافق میتواند نخستین تلاش برای تعریف قواعد جدید عبور از مهمترین شریان انرژی جهان باشد؛ قواعدی که اگر بهدرستی طراحی نشوند، ممکن است حتی پس از پایان جنگ نیز هرمز را به یک نقطه دائمی از ریسک در بازار انرژی تبدیل کنند. و شاید همین، مهمترین سوال پیش روی بازار باشد: آیا توافق جدید هرمز را به یک مسیر عادی تجارت بازمیگرداند، یا فقط شکل ریسک آن را تغییر میدهد؟