چین ۱.۵میلیارد بشکه نفت معادل بیش از ۱۰۰روز واردات این کشور در اختیار دارد
پکن؛ برنده خاموش بحران نفت
آنچه طی ماههای اخیر رخ داد، نشان داد چین دیگر تنها بزرگترین مصرفکننده نفت جهان نیست، بلکه به بازیگری تبدیل شده که میتواند جهت حرکت بازار را نیز تغییر دهد. بسته شدن عملی تنگه هرمز در اوج درگیریها، عبور حدود ۲۰درصد از تجارت جهانی نفت را مختل و قیمت نفت برنت را از محدوده ۷۲دلار در هر بشکه به اوج ۱۲۶دلار رساند. هرچند قیمتها پس از فروکش نسبی تنشها تا اوایل ژوئیه دوباره کاهش یافت، اما بحران اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ بازار نفت دیگر تنها تحت تاثیر تصمیمات اوپک یا تولیدکنندگان بزرگ نیست، بلکه سیاستهای وارداتی چین نیز میتواند به همان اندازه تعیینکننده باشد.
وقتی چین ناگهان خرید نفت را کاهش داد
مهمترین اقدام پکن در جریان بحران، کاهش ناگهانی واردات نفت خام بود؛ تصمیمی که بسیاری از معاملهگران را غافلگیر کرد. آمارهای گمرکی چین نشان میدهد واردات نفت چین در ژوئن با افت بیش از ۴۱درصدی به ۷میلیون بشکه در روز رسید (کمترین میزان از سال ۲۰۱۶)؛ به این معنا که این کشور در مدت مشابه سال قبل بیش از ۱۲میلیون بشکه نفت در روز وارد کرده بود. این کاهش واردات تنها یک تصمیم تجاری نبود، بلکه بخشی از یک استراتژی از پیش طراحیشده برای مدیریت تنش به شمار میرفت. افت شدید تقاضای چین باعث شد بخشی از کسری عرضه ناشی از حذف بیش از ۱۵میلیون بشکه در روز از صادرات خاورمیانه توسط بازار جهانی جذب شود و از جهش بیشتر قیمتها جلوگیری شود. به بیان دیگر، اگر چین همچنان با ظرفیت معمول به خرید نفت ادامه میداد، احتمالا بازار جهانی با شوک قیمتی بسیار شدیدتری روبهرو میشد.
قدرتی که سالها در حال ساختن آن بود
کاهش واردات تنها به این دلیل امکانپذیر شد که چین طی سالهای گذشته بهطور هدفمند ذخایر عظیم نفتی ایجاد کرده بود. واردات نفت این کشور در سال۲۰۲۵ حدود ۵درصد افزایش یافت؛ افزایشی که بخش عمده آن نه برای مصرف، بلکه برای پر کردن مخازن ذخیرهسازی انجام شد. برآوردها نشان میدهد چین اکنون ۱.۵میلیارد بشکه نفت خام در اختیار دارد؛ رقمی که معادل بیش از ۱۰۰روز واردات متوسط این کشور است. این ذخایر به پکن اجازه داد بدون نگرانی از کمبود عرضه، خرید نفت از بازار جهانی را بهطور محسوسی کاهش دهد. نکته مهمتر آنکه دولت چین هیچ آمار رسمی از میزان ذخایر راهبردی خود منتشر نمیکند. همین نبود شفافیت باعث شده است تصمیمات پکن برای بازار جهانی تا حد زیادی غیرقابل پیشبینی باشد و بر نااطمینانی معاملهگران بیفزاید.
صادرات پکن هم محدود شد
استراتژی چین تنها به کاهش واردات محدود نشد. همزمان، دولت این کشور صادرات فرآوردههای نفتی از جمله بنزین، گازوئیل و سوخت جت را نیز محدود کرد تا از تامین کامل نیاز داخلی اطمینان حاصل کند. این تصمیم، هرچند امنیت انرژی چین را تقویت کرد، اما کشورهای وابسته به واردات سوخت از چین، از جمله استرالیا، بنگلادش و فیلیپین را با فشار بیشتری روبهرو ساخت. چین در سال گذشته روزانه حدود ۸۰۰هزار بشکه فرآورده نفتی صادر کرده بود؛ رقمی که حدود ۱۲درصد واردات فرآوردههای نفتی آسیا را تشکیل میدهد. بنابراین، محدود شدن صادرات چین، بهسرعت بازار سوخت آسیا را دچار کمبود کرد و حاشیه سود پالایشگاههای منطقه را افزایش داد. هرچند پکن در ماه ژوئیه بخشی از این محدودیتها را کاهش داد، اما تجربه اخیر نشان داد دولت چین در صورت تشدید دوباره بحران، میتواند ظرف مدت کوتاهی جریان عرضه سوخت در آسیا را تغییر دهد.
چین پالایش را کاهش داد
نکته قابلتوجه دیگر این بود که چین برای حفظ ذخایر نفت خود، به جای برداشت گسترده از مخازن، فعالیت پالایشگاهها را کاهش داد. آمارها نشان میدهد میزان پالایش نفت این کشور در ژوئن به حدود ۱۲میلیون بشکه در روز رسید؛ پایینترین سطح از دوران اوج همهگیری کرونا در سال۲۰۲۰ و حدود ۱۸درصد کمتر از سال قبل. این موضوع نشان میدهد بخش عمده ذخایر راهبردی چین همچنان دستنخورده باقی مانده و پکن هنوز ابزار قدرتمندتری برای مقابله با بحرانهای احتمالی آینده در اختیار دارد.
برگ برنده پکن
همزمان با افزایش ذخایر، چین طی سالهای اخیر تولید داخلی نفت خود را نیز افزایش داده است. تولید نفت این کشور در سال گذشته به رکورد ۴.۳میلیون بشکه در روز رسید. از سوی دیگر، رشد سریع خودروهای برقی و توسعه حملونقل الکتریک موجب شده است آهنگ رشد تقاضای نفت در این کشور کاهش یابد. ترکیب این عوامل، وابستگی چین به واردات نفت را نسبت به یک دهه قبل به شکل محسوسی کاهش داده و قدرت مانور این کشور را در شرایط بحرانی افزایش داده است.
از مصرفکننده قیمتپذیر تا بازیگر قیمتساز
تا همین چند سال پیش، چین در ادبیات بازار نفت یک Price Taker یا «قیمتپذیر» محسوب میشد؛ کشوری که صرفا قیمتهای جهانی را میپذیرفت و رفتار آن تابع شرایط بازار بود. اما بحران اخیر نشان داد این تعریف دیگر پاسخگوی واقعیت نیست. کاهش ناگهانی واردات نفت، محدود کردن صادرات فرآوردهها، استفاده مدیریتشده از ذخایر راهبردی و انعطاف در پالایش، همگی نشان دادند چین اکنون قادر است تعادل بازار جهانی را تغییر دهد. به بیان دیگر، پکن به تدریج در حال تبدیل شدن به یک Price Maker یا «قیمتساز» است؛ جایگاهی که تاکنون عمدتا در اختیار اوپک، روسیه و در سالهای اخیر آمریکا قرار داشت. این تحول، پیامدهای مهمی برای آینده بازار انرژی دارد. اگر چین بتواند در بحرانهای بعدی نیز با کاهش یا افزایش سریع واردات خود بر تعادل عرضه و تقاضا اثر بگذارد، معاملهگران دیگر تنها به تصمیمات اوپک یا آمار تولید آمریکا توجه نخواهند کرد، بلکه هر تغییر در سیاست انرژی پکن نیز میتواند به اندازه تصمیمات بزرگترین تولیدکنندگان جهان بر قیمت نفت اثرگذار باشد. پیامدهای این تحول تنها به بازار نفت محدود نمیشود. چین با عبور موفق از بحران هرمز نشان داد که میتواند شوکهای عرضه را تا حد زیادی در داخل مدیریت کند؛ موضوعی که وابستگی این کشور به بازار جهانی انرژی را کاهش داده است. در مقابل، این استقلال بیشتر میتواند به افزایش رقابت ژئوپلیتیک میان چین و آمریکا نیز منجر شود. هرچه پکن کمتر از نوسانات بازار جهانی آسیب ببیند و همزمان توان بیشتری برای اثرگذاری بر قیمتها پیدا کند، نفوذ آن در معادلات انرژی جهان نیز افزایش خواهد یافت.
برنده واقعی بحران چه کسی بود؟
اگرچه جنگ علیه ایران و بحران هرمز خسارتهای گستردهای برای بازار جهانی انرژی به همراه داشت، اما شاید مهمترین دستاورد آن، آشکار شدن چهره جدید چین در بازار نفت بود. کشوری که روزگاری بزرگترین مصرفکننده و آسیبپذیرترین واردکننده نفت جهان به شمار میرفت، اکنون با تکیه بر ذخایر عظیم راهبردی، افزایش تولید داخلی، توسعه خودروهای برقی و مدیریت هوشمند واردات و صادرات، به بازیگری تبدیل شده که نه تنها میتواند از شوکهای انرژی جان سالم به در ببرد، بلکه قادر است بر روند قیمتها نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند بزرگترین پیامد بحران اخیر، نه افزایش یا کاهش قیمت نفت، بلکه تغییر موازنه قدرت در بازار جهانی انرژی است؛ تغییری که در آن چین از یک مصرفکننده بزرگ به یک قدرت تعیینکننده در بازار نفت تبدیل شده است. این دگرگونی میتواند قواعد بازی انرژی را در سالهای آینده بازنویسی کند و وزن تصمیمات پکن را در کنار اوپک و دیگر تولیدکنندگان بزرگ، به یکی از مهمترین متغیرهای بازار جهانی نفت بدل سازد.