نفت در میانه دو جنگ

حمید ملازاده:  بازار جهانی نفت طی کمتر از پنج ماه، دو شوک بزرگ ژئوپلیتیک را تجربه کرده؛ دو بحرانی که هر دو در خلیج‌فارس و پیرامون تنگه هرمز رخ داده‌اند، اما واکنش بازار به آنها تفاوت چشم‌گیری داشته است. در نخستین موج جنگ آمریکا با ایران که از ۲۸فوریه۲۰۲۶ آغاز شد، بهای نفت برنت ظرف تنها ۱۰روز از 71دلار به کانال سه رقمی ۱۰۰دلار در هر بشکه رسید؛ جهشی نزدیک به ۳۰دلار که یکی از سریع‌ترین افزایش‌ قیمت‌ها در سال‌های اخیر به شمار می‌رفت. اما در دور دوم تنش‌ها که پس از فروپاشی تفاهم‌نامه موقت تهران و واشنگتن از ۷ ژوئیه آغاز شده، شاخص برنت با وجود تشدید درگیری‌ها، بازگشت محاصره دریایی آمریکا و کاهش محسوس تردد نفتکش‌ها، تنها تا محدوده ۸۵دلار افزایش یافته؛ یعنی حدود ۱۵ دلار رشد در  10 روز. این تفاوت، مهم‌ترین پرسش این روزهای بازار نفت را شکل داده است؛ چرا بحرانی که از نظر امنیتی پیچیده‌تر و از نظر لجستیک پرریسک‌تر به نظر می‌رسد، تنها نیمی از جهش قیمتی بحران نخست را رقم زده است؟

در ظاهر، شرایط امروز حتی نگران‌کننده‌تر از اسفندماه است. در نخستین جنگ، هرچند حملات نظامی موجب اختلال در تردد نفتکش‌ها، افزایش نرخ بیمه جنگ و نگرانی درباره امنیت هرمز شد، اما محاصره رسمی بنادر نفتی ایران هنوز برقرار نبود و صادرات نفت ایران، هرچند با دشواری، ادامه داشت. اما در دور دوم، شرایط کاملا متفاوت است. پس از لغو مجوز موقت صادرات و ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا، بازار اکنون همزمان با دو ریسک بزرگ روبه‌روست؛ از یک‌سو حملات نظامی و تهدید امنیت کشتیرانی و از سوی دیگر محدودیت مستقیم بر صادرات نفت ایران. در واقع، این نخستین بار است که جنگ و محاصره دریایی به صورت همزمان وارد معادلات بازار نفت شده‌اند. با این حال، واکنش قیمت‌ها بسیار ملایم‌تر بوده است. دلیل اصلی جهش نزدیک به ۳۰دلاری نفت در روزهای ابتدایی جنگ نخست را باید در ابهام کامل بازار جست‌وجو کرد.

در اواخر فوریه، معامله‌گران هیچ تصویری از ابعاد بحران نداشتند. هیچ‌کس نمی‌دانست آیا تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته خواهد شد، آیا صادرات عربستان، عراق، امارات و کویت متوقف می‌شود، آیا پای دیگر کشورهای منطقه به جنگ باز خواهد شد یا حتی آیا صادرات گاز طبیعی مایع قطر نیز مختل می‌شود یا خیر؟ بازار در چنین شرایطی، بدترین سناریو را قیمت‌گذاری کرد. همین موضوع باعث شد برنت طی کمتر از دو هفته از کانال ۷۰دلاری به مرز سه رقمی 100دلار برسد؛ جهشی که بیشتر از آنکه ناشی از کاهش واقعی عرضه باشد، نتیجه قیمت‌گذاری گسترده بر پایه ترس از بدترین سناریو و عدم قطعیت بود. اما بازار نفت امروز با بازار پنج ماه قبل تفاوت دارد. در این مدت، معامله‌گران و شرکت‌های انرژی فرصت یافتند رفتار زنجیره عرضه را در شرایط جنگی مشاهده کنند. آنها دریافتند که حتی در شدیدترین شرایط نیز صادرات نفت خلیج‌فارس به طور کامل متوقف نشده است.

ایران با استفاده از ناوگان موسوم به «ناوگان سایه»، انتقال کشتی به کشتی (STS)، ذخیره‌سازی شناور و مسیرهای تجاری تثبیت‌شده، بخش قابل‌توجهی از صادرات خود را حفظ کرد. کشورهای عربی نیز بخشی از صادرات خود را از طریق خطوط لوله جایگزین به دریای سرخ و دریای عمان منتقل کردند. به بیان دیگر، بازار اکنون تجربه‌ای را در اختیار دارد که در فوریه وجود نداشت؛ تجربه‌ای که باعث شده است معامله‌گران به جای قیمت‌گذاری بر اساس بدترین سناریو، احتمال وقوع هر سناریو را با دقت بیشتری ارزیابی کنند. عامل مهم دیگر، شناخت بهتر بازار از ظرفیت‌های جایگزین انتقال نفت است. در سال‌های اخیر عربستان ظرفیت خط لوله شرق به غرب را افزایش داده است. امارات نیز بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله حبشان–فجیره مستقیما به دریای عمان منتقل می‌کند.

علاوه بر این، برآوردهای گلدمن ساکس نشان می‌دهد ظرفیت خطوط لوله‌ای که می‌توانند بخشی از صادرات خلیج فارس را بدون عبور از هرمز منتقل کنند، تا پایان۲۰۲۸ به بیش از ۱۴‌میلیون بشکه در روز خواهد رسید. اگرچه این ظرفیت هنوز جایگزین کامل هرمز نیست، اما نسبت به گذشته بخشی از نگرانی بازار را کاهش داده است. کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی نیز امروز نسبت به آغاز بحران آمادگی بیشتری دارند. پس از تجربه جنگ اوکراین و بحران انرژی اروپا، بسیاری از اقتصادهای بزرگ سطح ذخایر راهبردی و تجاری خود را افزایش داده‌اند. این ذخایر می‌توانند برای هفته‌ها بخشی از کمبود عرضه را جبران کنند و همین مساله از شدت واکنش اولیه بازار کاسته است. البته خود آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده که این ذخایر تنها برای مقابله با اختلال‌های کوتاه‌مدت طراحی شده‌اند و در صورت طولانی شدن بحران، نمی‌توانند جایگزین صادرات روزانه خلیج فارس شوند. ملایم‌تر بودن واکنش قیمت‌ها به معنای کاهش ریسک نیست. برعکس، بسیاری از شاخص‌های بازار نشان می‌دهد وضعیت امنیتی نسبت به ماه‌های نخست جنگ وخیم‌تر شده است. تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز به پایین‌ترین سطح 2ماه اخیر رسیده است.

بسیاری از کشتی‌ها هنگام عبور، سامانه‌های موقعیت‌یاب (AIS) خود را خاموش می‌کنند و برخی مورد اصابت پرتابه قرار می‌گیرند. هزینه بیمه جنگ افزایش یافته است. معاملات نقدی نفت خاورمیانه نسبت به قراردادهای آتی گران‌تر شده که از نگاه معامله‌گران نشانه نگرانی درباره عرضه کوتاه‌مدت است. در کنار همه اینها، محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران نیز دوباره برقرار شده؛ عاملی که در بحران نخست وجود نداشت.

 یکی دیگر از تفاوت‌های مهم میان دو دوره، تغییر رفتار سرمایه‌گذاران است. در هفته‌های نخست جنگ، هر خبر نظامی به سرعت قیمت نفت را جابه‌جا می‌کرد. اما اکنون معامله‌گران بیش از آنکه به تیترهای سیاسی توجه کنند، شاخص‌های واقعی بازار را زیر نظر دارند؛ از تعداد نفتکش‌های ورودی به هرمز گرفته تا میزان صادرات ایران، خرید پالایشگاه‌های آسیایی، نرخ بیمه، کرایه حمل نفتکش‌ها و حجم ذخایر جهانی. در واقع، بازار امروز جنگ را نه صرفا از دریچه موشک‌ها، بلکه از مسیر جریان واقعی نفت تحلیل می‌کند. پاسخ این پرسش تا حد زیادی به مدت بحران بستگی دارد. اگر تنش‌ها در هفته‌های آینده مهار شود و جریان صادرات نفت از هرمز ادامه یابد، احتمال تثبیت قیمت‌ها در محدوده ۸۰ تا ۹۰دلار بیشتر است.

اما اگر محاصره دریایی تشدید شود، تردد نفتکش‌ها بیش از این کاهش یابد یا بخشی از صادرات کشورهای عربی نیز مختل شود، بسیاری از تحلیلگران بازگشت قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار را کاملا محتمل می‌دانند. مقایسه دو موج جنگ نشان می‌دهد بازار نفت طی چند ماه گذشته، از بازاری هیجان‌زده به بازاری باتجربه‌تر تبدیل شده است. در بحران نخست، بزرگ‌ترین محرک قیمت، ترس از ناشناخته‌ها بود؛ اما در بحران دوم، معامله‌گران با شناخت بهتر از ظرفیت‌های جایگزین، ذخایر جهانی و انعطاف زنجیره عرضه، واکنشی سنجیده‌تر نشان داده‌اند. با این حال، آرامش نسبی بازار نباید به اشتباه نشانه کاهش خطر تلقی شود.