توجه معاملهگران نفتی به تدریج از اخبار نظامی به سمت عوامل بنیادین بازگشته است
مصونیت جهانی انرژی در جنگ
حمید ملازاده: درحالیکه بازار جهانی نفت همچنان در حال ارزیابی پیامدهای تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه است، به گزارش تارنمای Tradingeconomics نفت برنت روز چهارشنبه اول ژوئیه بدون نوسان حدود72دلار در هر بشکه معامله شد؛ آن هم پس از ثبت شدیدترین افت فصلی از سال۲۰۲۰. معاملهگران اکنون چشم به مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا در دوحه دوختهاند؛ مذاکراتی که با هدف کاهش تنشها پیرامون تنگه هرمز و دستیابی به راهحلی پایدار دنبال میشود. همزمان با ازسرگیری تردد نفتکشها و افزایش صادرات نفت از منطقه، نگرانیها درباره مازاد عرضه در بازار جهانی نیز رو به افزایش است.
ایران اعلام کرده پس از لغو محاصره دریایی آمریکا، بیش از ۴۰میلیون بشکه نفت صادر کرده و در کنار رشد قابلتوجه صادرات روسیه، این موضوع احتمال اشباع بازار و تداوم فشار بر قیمتهای جهانی نفت را تقویت کرده است. بازار جهانی نفت در هفتههای اخیر وارد مرحلهای شده که شاید مهمترین ویژگی آن نه نوسان قیمت، بلکه تغییر نگاه معاملهگران به ریسکهای ژئوپلیتیک باشد. اگر تا همین چند هفته پیش هر خبر از تنش در خاورمیانه میتوانست چند دلار به بهای هر بشکه نفت اضافه کند، اکنون به نظر میرسد فعالان بازار بیش از آنکه به احتمال گسترش درگیریها توجه کنند، بر تداوم جریان عرضه و چشمانداز دیپلماسی متمرکز شدهاند؛ تغییری که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «کاهش پرمیوم جنگ» یا حذف تدریجی ریسک ژئوپلیتیک از قیمت نفت یاد میکنند.
انتظارات روانی
در بازارهای جهانی، قیمت نفت همواره علاوه بر عوامل بنیادین مانند عرضه، تقاضا و سطح ذخایر، تحتتاثیر انتظارات روانی نیز قرار دارد. به همین دلیل، وقوع جنگ، حمله به زیرساختهای انرژی یا تهدید مسیرهای انتقال نفت، معمولا پیش از آنکه عرضه واقعی مختل شود، به رشد قیمتها منجر میشود. اما تجربه هفتههای اخیر نشان داده که این رابطه دیگر به قدرت گذشته نیست. علت اصلی این تغییر رفتار را باید در عملکرد بازار طی ماههای گذشته جستوجو کرد. با وجود افزایش تنشهای منطقهای، صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیجفارس ادامه یافت، عبور نفتکشها از تنگه هرمز بهطور کامل متوقف نشد و عرضه جهانی نفت اختلال فراگیری را تجربه نکرد. در نتیجه، معاملهگران به این جمعبندی رسیدند که احتمال وقوع شوک واقعی در عرضه چندان بالا نیست و از آن جهت توجه سرمایهگذاران به تدریج از اخبار نظامی به سمت متغیرهای اقتصادی بازگشته است.
در چنین شرایطی، از سیاست تولید اوپکپلاس گرفته تا وضعیت رشد اقتصادی چین، نرخ بهره در آمریکا، میزان تقاضای سوخت در فصل تابستان و چشمانداز مصرف جهانی انرژی جزو متغیرهای اصلی تعیین قیمت هستند. به بیان دیگر، بازار بار دیگر عوامل بنیادین را بر اخبار سیاسی ترجیح میدهد. با این حال، این تغییر رویکرد لزوما به معنای پایان ریسک نیست. خاورمیانه همچنان مهمترین مرکز تولید و صادرات نفت جهان به شمار میرود و بخش قابلتوجهی از نفت و گاز مایع جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. هرگونه اختلال جدی در این مسیر، حمله به تاسیسات نفتی یا گسترش دامنه درگیریها میتواند ظرف چند ساعت معادلات بازار را تغییر و بار دیگر ریسک ژئوپلیتیک را به قیمت نفت بازگرداند.
توان تولیدکنندگان بزرگ
از سوی دیگر، رفتار امروز بازار نشان میدهد سرمایهگذاران بیش از گذشته به توان تولیدکنندگان بزرگ برای مدیریت بحران اعتماد پیدا کردهاند. افزایش ظرفیت مازاد برخی اعضای اوپکپلاس، انعطاف بیشتر تجارت جهانی نفت و تجربه مدیریت بحرانهای گذشته، این تصور را ایجاد کرده که حتی در صورت بروز اختلالهای محدود، بازار قادر به جبران کمبود عرضه خواهد بود. برای ایران نیز این تحول از چند جهت اهمیت دارد. از یکسو، کاهش پرمیوم جنگ میتواند مانع از رشد قابلتوجه قیمت نفت و در نتیجه محدود شدن درآمدهای بالقوه صادراتی شود. از سوی دیگر، آرامتر شدن فضای بازار و کاهش نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی، شرایط مناسبتری برای تداوم صادرات نفت و فرآوردههای انرژی فراهم میکند. به عبارت دیگر، هرچند قیمتهای پایینتر به معنای کاهش ارزش هر بشکه نفت است؛ اما ثبات نسبی بازار میتواند به حفظ جریان صادرات کمک کند.
در این میان، نباید از نقش دیپلماسی نیز غافل شد. هر نشانهای از کاهش تنشهای سیاسی یا ازسرگیری مذاکرات، به سرعت در انتظارات بازار منعکس میشود. برعکس، شکست مذاکرات یا وقوع حادثهای غیرمنتظره میتواند روند کنونی را معکوس کند و بار دیگر قیمتها را با جهشی ناگهانی مواجه سازد. در نهایت، شاید مهمترین پیام بازار نفت در روزهای اخیر این باشد که معاملهگران دیگر صرفا با شنیدن صدای جنگ، دست به خرید هیجانی نمیزنند. آنها اکنون بیش از هر چیز به این پرسش پاسخ میدهند که آیا جنگ، عرضه واقعی نفت را مختل خواهد کرد یا خیر. تا زمانی که پاسخ این پرسش منفی باشد، احتمال تداوم آرامش نسبی در بازار وجود دارد؛ اما این آرامش بر بستری از ریسکهای ژئوپلیتیک بنا شده و کافی است یکی از متغیرهای کلیدی تغییر کند تا «بازاری که دیگر از جنگ نمیترسد»، بار دیگر به سرعت واکنش نشان دهد.