جهان همچنان نگران کمبود سوخت است؛
پالایش؛ حلقه مفقوده بازار انرژی
هرمز؛ دیگر تنها معادله بازار نیست
در هفتههای اخیر با وجود بازگشت حملات نظامی آمریکا به ایران و ازسرگیری محاصره دریایی بنادر، صادرات نفت خلیجفارس بهطور کامل متوقف نشده است.
برآوردها نشان میدهد طی هفتههای پس از تفاهم موقت تهران و واشنگتن، حدود ۲۰۰میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز وارد بازار جهانی شد؛ رقمی که معادل حدود ۱۷روز مصرف جهانی است و بخش مهمی از نگرانیها درباره کمبود فوری نفت را کاهش داد.
اگرچه اکنون تردد نفتکشها نسبت به دوران تفاهم کاهش یافته است؛ اما جریان نفت تا حدی ادامه دارد. همین موضوع باعث شده است بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند مشکل اصلی بازار دیگر عرضه نفت خام نیست، بلکه توان پالایش این نفت است. به گفته راب تامل، مدیر سرمایهگذاری شرکت Tortoise Capital، تا زمانی که نفت بتواند به مقصد برسد، کمبود نفت خام وجود نخواهد داشت؛ مساله اصلی تبدیل این نفت به فرآوردههای قابل مصرف است.
انتقال بحران از چاه نفت به پالایشگاه
برخلاف تصور عمومی، نفت خام مستقیما قابل استفاده نیست. هر بشکه نفت باید در پالایشگاه به بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، نفت کوره، قیر و محصولات پتروشیمی تبدیل شود. اما درست همین حلقه زنجیره انرژی اکنون با شدیدترین فشار چند سال اخیر روبهرو شده است. برآورد بانک جیپی مورگان نشان میدهد ظرفیت پالایش جهان نسبت به پیش از آغاز جنگ روزانه حدود ۸میلیون بشکه کاهش یافته است؛ موضوعی که به معنای افت حدود ۱۰درصدی تولید جهانی سوخت است. این کاهش تنها ناشی از کمبود نفت نیست، بلکه مجموعهای از عوامل همزمان آن را رقم زده است؛ حملات نظامی به پالایشگاههای خاورمیانه، خسارت به زیرساختهای انرژی، محدودیتهای حملونقل، اختلال در زنجیره تامین و حتی موج گرمای شدید که کار پالایشگاهها را دشوارتر کرده است. در نتیجه، حتی اگر نفت بیشتری وارد بازار شود، ظرفیت تبدیل آن به فرآوردههای نفتی همچنان محدود خواهد ماند. نکته مهم آن است که بحران کنونی تنها به خلیج فارس محدود نیست. درحالیکه بازار توجه خود را بر تنگه هرمز متمرکز کرده، هزاران کیلومتر دورتر، حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز به یکی از عوامل اصلی اختلال بازار سوخت تبدیل شده است.
روسیه که پیش از جنگ یکی از بزرگترین صادرکنندگان بنزین و گازوئیل جهان بود، پس از آسیب دیدن تعدادی از پالایشگاههای خود صادرات گازوئیل را محدود کرد؛ تصمیمی که به سرعت بازار جهانی را تحت تاثیر قرار داد. بر اساس برآوردها، روسیه پیش از این روزانه حدود ۸۰۰هزار بشکه گازوئیل صادر میکرد که نزدیک به ۱۲درصد تجارت جهانی گازوئیل را تشکیل میداد. جیپی مورگان اعلام کرده حدود ۲۰درصد کاهش ظرفیت پالایش جهان مستقیما به آسیب پالایشگاههای روسیه مربوط میشود. در نتیجه، قیمت قراردادهای گازوئیل طی سه هفته اخیر بیش از ۲۰درصد افزایش یافته است.
این به آن معناست که حتی اگر صادرات نفت از هرمز به تدریج عادی شود، بازار فرآوردههای نفتی همچنان با کمبود روبهرو خواهد بود. جنگ خاورمیانه نقش پالایشگاههای آمریکا را نیز تغییر داد. پس از آنکه صادرات فرآوردههای نفتی خاورمیانه کاهش یافت، پالایشگاههای آمریکا تولید گازوئیل و سوخت جت را افزایش دادند تا بخشی از نیاز اروپا، آسیا و استرالیا را جبران کنند. اما این تصمیم هزینهای نیز برای بازار داخلی آمریکا داشت. افزایش صادرات فرآوردهها موجب شد ذخایر داخلی بنزین با سرعت بیشتری کاهش یابد. طبق تازهترین گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر نفت خام و بنزین این کشور هر دو کاهش یافتهاند و موجودی بنزین اکنون پایینتر از متوسط پنجساله قرار دارد؛ موضوعی که یکی از دلایل اصلی بالا ماندن قیمت سوخت در بازار آمریکا به شمار میرود.
از سوی دیگر، مشکل قدیمی صنعت پالایش آمریکا نیز همچنان پابرجاست. چهار پالایشگاه بزرگ کالیفرنیا طی سالهای اخیر تعطیل شده و آخرین پالایشگاه بزرگ این کشور نزدیک به نیم قرن پیش ساخته شده است. بنابراین، حتی در صورت افزایش عرضه نفت، ظرفیت پالایش آمریکا به آسانی قابل افزایش نیست. چین نیز در این بحران مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. پکن برای جبران کاهش واردات نفت از خلیجفارس، بخشی از ذخایر راهبردی خود را مصرف کرد؛ اما همزمان تولید پالایشگاههای خود را حدود سهمیلیون بشکه در روز کاهش داد. در کنار توسعه نیروگاههای زغالسنگ و خودروهای برقی، این اقدام موجب شد صادرات بنزین و گازوئیل چین به کشورهای آسیای جنوب شرقی به شدت افت کند. در نتیجه، کمبود فرآوردههای نفتی از خاورمیانه به بازارهای آسیایی نیز سرایت کرد. کارشناسان معتقدند تا زمانی که پکن از امنیت کامل مسیر هرمز اطمینان پیدا نکند، بعید است پالایشگاههای این کشور به ظرفیت کامل بازگردند.
حلقه فراموششده امنیت انرژی
در جریان ماههای گذشته تقریبا تمام نگاهها متوجه تنگه هرمز بود، اما اکنون تصویر بزرگتری در حال شکلگیری است. حدود ۳۰پالایشگاه خاورمیانه در جریان جنگ هدف حملات قرار گرفتهاند و هنوز مشخص نیست چه زمانی همه آنها به ظرفیت کامل بازخواهند گشت. از سوی دیگر، کاهش صادرات دیزل روسیه، محدودیت ظرفیت پالایش آمریکا، افت تولید پالایشگاههای چین و کاهش ذخایر بنزین در اقتصادهای بزرگ، همگی فشار مضاعفی بر بازار فرآوردههای نفتی وارد کردهاند. به همین دلیل، حتی اگر نفت بیشتری از هرمز عبور کند، جهان ممکن است همچنان با کمبود بنزین، گازوئیل و سوخت جت مواجه باشد. در سالهای گذشته هرگاه صحبت از امنیت انرژی میشد، نگاهها به میدانهای نفتی و تنگه هرمز دوخته میشد؛ گویی کافی بود نفت از چاه استخراج و از دریا عبور کند تا بحران انرژی مهار شود. اما بحران کنونی نشان داده امنیت انرژی تنها به استخراج و صادرات نفت وابسته نیست، بلکه حلقهای در میانه این زنجیره وجود دارد که تاکنون کمتر مورد توجه قرار میگرفت. امروز زنجیره ارزش نفت از چاه تا جایگاه سوخت، بیش از هر زمان دیگری به عملکرد پالایشگاهها وابسته شده است؛ همان بخشی از صنعت که نفت خام را به بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردههای قابل مصرف تبدیل میکند. حملات همزمان به پالایشگاههای خاورمیانه و روسیه، کاهش محسوس ظرفیت پالایش در چین بهدلیل رکود تقاضای داخلی و سیاستهای زیستمحیطی و محدودیتهای چندساله ساخت پالایشگاههای جدید در آمریکا، در کنار هم گلوگاهی ساختاری ایجاد کردهاند؛ گلوگاهی که آثار آن حتی با ادامه بیوقفه صادرات نفت خام نیز از میان نخواهد رفت.
به بیان دیگر، حتی اگر تنگه هرمز باز بماند و کشتیهای نفتکش بدون مانع تردد کنند، دنیا همچنان با کمبود ظرفیت لازم برای تبدیل آن نفت خام به سوخت قابل مصرف روبهرو خواهد بود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگرچه عبور نفت از هرمز همچنان مهمترین متغیر ژئوپلیتیک بازار محسوب میشود، اما تعیینکننده اصلی قیمت بنزین و گازوئیل در ماههای آینده نه تنگه هرمز، بلکه ظرفیت پالایش جهان خواهد بود. در واقع، بازار انرژی وارد مرحلهای شده که در آن نبرد سنتی بر سر بشکههای نفت خام، جای خود را به رقابتی تازه و پیچیدهتر بر سر هر لیتر بنزین و گازوئیل تولیدشده داده؛ نبردی که در آن، برنده نه لزوما دارنده بیشترین ذخایر نفتی، بلکه اقتصادی خواهد بود که ظرفیت پالایش کافی و پایدار در اختیار داشته باشد.