کریدور جنوبی عمان و آینده حکمرانی دریایی در تنگه هرمز
تسلط بر شریان انرژی جهان
از این منظر، آنچه امروز با عنوان یک «گذرگاه موقت» معرفی میشود، میتواند در بلندمدت به یکی از مؤلفههای پایدار حکمرانی دریایی در تنگه هرمز تبدیل شود. تنگه هرمز صرفا یک آبراه راهبردی نیست؛ این گذرگاه، شریان حیاتی اتصال تولیدکنندگان عمده هیدروکربن در خلیج فارس به بازارهای جهانی انرژی است. بخش قابلتوجهی از صادرات نفت خام، میعانات گازی، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور میکند و به همین دلیل، هرگونه تغییر در رژیم تردد، سازوکارهای مدیریت ناوبری یا ترتیبات عملیاتی آن، فراتر از یک تحول فنی در حملونقل دریایی، پیامدهایی ژرف برای امنیت انرژی، ژئواکونومی منطقهای و موازنههای ژئوپلیتیک در نظام تجارت جهانی انرژی به همراه خواهد داشت. در پی تنشهای اخیر در هرمز و کاهش تردد از مسیر سنتی (TSS)، بازیگران منطقهای و بینالمللی به دنبال ایجاد سازوکارهای جایگزین برای حفظ جریان تجارت دریایی بودهاند. در این چارچوب، کریدور جنوبی عمان صرفا یک مسیر جایگزین برای عبور کشتیها نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به سازوکاری موازی برای مدیریت بخشی از ترافیک دریایی و ارائه خدمات عملیاتی مرتبط با عبور از تنگه هرمز است؛ خدماتی که از هماهنگی ناوبری و اطلاعرسانی دریایی تا پشتیبانی عملیاتی، تعامل با اپراتورهای کشتیرانی و سایر مؤلفههای حکمرانی دریایی را دربرمیگیرد. اهمیت موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در کنار تحریم نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس (PGSA) از سوی وزارت خزانهداری آمریکا قرار دهیم. در تجارت دریایی بینالمللی، خطوط کشتیرانی، بیمهگران و موسسات مالی بهطور معمول در پی کاهش ریسکهای حقوقی، مالی و عملیاتی ناشی از تعامل با نهادهای تحریمشده هستند.
ازاینرو، هر سازوکاری که امکان ناوبری، هماهنگی عملیاتی و ارائه خدمات دریایی را خارج از این چارچوب فراهم کند، ظرفیت بیشتری برای جلب اعتماد بازار و تثبیت جایگاه خود در معماری حکمرانی دریایی منطقه خواهد داشت.
از این منظر، اهمیت کریدور جنوبی عمان صرفا در ایجاد یک مسیر جدید دریایی خلاصه نمیشود، بلکه در ظرفیت آن برای شکلدهی به یک مرجعیت عملیاتی موازی در مدیریت تردد و خدمات پشتیبان تجارت انرژی نهفته است.
از منظر ژئواکونومی دریایی، مساله اصلی صرفا جابهجایی مسیر حرکت کشتیها نیست، بلکه انتقال تدریجی مرجعیت عملیاتی در مدیریت ترافیک و تجارت دریایی است. بر این اساس، اگر کریدور جنوبی عمان از حمایت خطوط کشتیرانی و بازار برخوردار شود، بهتدریج از یک مسیر جایگزین به بخشی از معماری عملیاتی حملونقل دریایی منطقه تبدیل خواهد شد. تجربه کریدورهای بینالمللی نیز نشان میدهد مسیرهایی که با هدف مدیریت بحران شکل میگیرند، در صورت اثبات کارآمدی و کسب مقبولیت بازار، میتوانند به ترتیباتی پایدار در زنجیره لجستیک و تجارت دریایی تبدیل شوند. برای ایران، مساله اصلی از دست رفتن ناگهانی نقش ژئوپلیتیک در تنگه هرمز نیست. موقعیت جغرافیایی ایران، طول سواحل، ظرفیتهای دریایی و جایگاه آن در معادلات امنیتی خلیجفارس همچنان از عوامل تعیینکننده در این آبراه بهشمار میروند.
با این حال، شکلگیری سازوکارهای موازی میتواند به تدریج بخشی از مزیتهای ژئواکونومیک ایران را با چالش مواجه کند؛ در بازار جهانی انرژی، شریانهای دریایی صرفا مسیر انتقال نفت و گاز نیستند، بلکه بستر اعمال قدرت اقتصادی و حکمرانی دریاییاند. بازیگری که علاوه بر تامین امنیت کشتیرانی، خدمات ناوبری، بیمه، هماهنگی عملیاتی و پشتیبانی لجستیک یک کریدور را مدیریت کند، عملا سهمی از زنجیره ارزش تجارت جهانی انرژی را در اختیار خواهد گرفت. از این منظر، رقابت پیرامون تنگه هرمز، بیش از آنکه رقابتی صرفا جغرافیایی باشد، رقابتی بر سر مرجعیت دریایی، حکمرانی کریدورهای انرژی و مدیریت یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت جهانی هیدروکربنها است.
از زاویهای گستردهتر، آنچه را که امروز در هرمز در حال وقوع است، میتوان بخشی از رقابت بزرگتر بر سر حکمرانی گلوگاههای انرژی جهان دانست. در نظم دریایی امروز، نفوذ پایدار از توانایی شکلدهی به قواعد، رویهها، استانداردها و سازوکارهای عملیاتی ناشی میشود. به بیان دیگر، بازیگری که مرجع هماهنگی و مدیریت ترافیک دریایی باشد، عملا سهم بیشتری از ارزش ژئواکونومیک و نفوذ ژئوپلیتیک آن را در اختیار خواهد گرفت. بر همین مبنا، اهمیت کریدور جنوبی عمان بیش از آنکه به موقعیت جغرافیایی آن محدود باشد، به ظرفیت آن برای ایجاد یک مرجعیت عملیاتی موازی در مدیریت ترافیک دریایی بازمیگردد. تحولی که پیامدهای آن فراتر از جابهجایی یک مسیر کشتیرانی، بر موازنه قدرت در حکمرانی دریایی و تجارت جهانی انرژی اثرگذار خواهد بود. کریدور جنوبی عمان صرفا یک مسیر جایگزین در نقشه دریانوردی خلیج فارس نیست، بلکه نشانه شکلگیری یک سازوکار موازی در حکمرانی ترافیک دریایی و تجارت انرژی است که میتواند بهتدریج بخشی از مرجعیت عملیاتی، نهادی و اقتصادی مرتبط با تنگه هرمز را به خود منتقل کند.
در صورت تثبیت این روند، تحول پیشرو صرفا به تغییر مسیر عبور کشتیها محدود نخواهد ماند، بلکه بر موازنه قدرت در مدیریت یکی از راهبردیترین شریانهای انرژی جهان نیز اثر خواهد گذاشت. از این منظر، رقابت آینده در تنگه هرمز، نه رقابتی میان جغرافیا و کریدورهای جایگزین، بلکه رقابتی بر سر حکمرانی، مرجعیت عملیاتی و مدیریت جریان تجارت انرژی است.
موقعیت ژئوپلیتیک ایران و اشراف آن بر تنگه هرمز همچنان یک مزیت راهبردی پایدار در معادلات انرژی و امنیت دریایی منطقه محسوب میشود؛ اما تحولات اخیر نشان میدهد که کریدور جنوبی عمان، جغرافیای تنگه هرمز را تغییر نمیدهد، بلکه میتواند بخشی از کارکردهای عملیاتی و نهادی متکی بر این جغرافیا را در قالب سازوکارهای موازی بازتوزیع کند. از این رو، اهمیت تحولات کنونی بیش از آنکه در ایجاد یک مسیر دریایی جدید باشد، در آغاز فرآیندی نهفته است که میتواند الگوی حکمرانی، مرجعیت عملیاتی و توزیع منافع ژئواکونومیک در مهمترین گلوگاه انرژی جهان را دستخوش بازآرایی تدریجی کند.
* کارشناس انرژی