شماره روزنامه ۶۶۳۴
|

فرآیند تاریخی شکل‌گیری خطوط مرزی در آفریقا بررسی شد

واکنش‌ها و دیدگاه‌های افرادی با پیشینه‌های کاملا گوناگون، در یک نقطه مشترک مهم به هم می‌رسند: همه آن‌ها، دقیقا مانند خود ما، در دوران دبیرستان و آموزش‌های عمومی این‌گونه آموخته بودند که دولتمردان اروپایی در «کنفرانس غرب آفریقا در برلین» (در سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۵)، مرزهای قاره آفریقا را روی خط‌کش و…

آزمون‌های دولتی چگونه به ساخت یک امپراتوری کمک کردند؟

«امپراتوری چین مهد شایسته‌سالاری بود»؛ این روایتی است که سال‌هاست به ما گفته شده و ذهنیت نسل‌های مختلف را درباره نحوه اداره کشور چین شکل داده است. براساس این داستان رایج تاریخی، برای بیش از هزار سال، داوطلبانِ مشتاق ورود به ساختار قدرت، در آزمون‌های استخدامی بسیار سخت، نفس‌گیر و چندمرحله‌ای شرکت…

اخبار اندیشه روزنامه شماره ۶۶۰۱

    چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۴۰۵
  • آینده قاره سبز در گفت‌وگوی دو نوبلیست اقتصاد بررسی شد

    روزنامه شماره ۶۶۰۱

    چرا اقتصاد اروپا کم می‌آورد؟

    در بخش اول این گفت‌وگو، فیلیپ آگیون با تکیه بر نظریه مشهور خود یعنی «تخریب خلاق»، به کالبدشکافی ریشه‌های رکود اقتصادی و کاهش رقابت‌پذیری اروپا در مرزهای فناوری و هوش مصنوعی در برابر ایالات متحده و چین پرداخت. او تشریح کرد که اروپا پس از جنگ جهانی دوم در مرحله رشد بر پایه جبران عقب‌ماندگی موفق بود، اما در گذار به نوآوری در لبه مرز دانش و بهره‌گیری از انقلاب فناوری اطلاعات ناکام ماند. آگیون ساختار نهادی کمیسیون اروپا را یکی از موانع اصلی دانست که با وضع مقررات بیش از حد و محدودیت‌های سختی مثل سقف کسری بودجه، سیاست‌های صنعتی پویا را خفه کرده است. علاوه بر این، او به ریشه‌های فرهنگی اشاره کرد که در آنها برخلاف آمریکا، ریسک‌پذیری تشویق نمی‌شود و ترس از شکست مایه شرمساری است، امری که در نهایت سرمایه‌گذاری خطرپذیر را محدود می‌کند. در نهایت، او ضمن تایید گزارش ماریو دراگی برای اصلاحات، الگوی «انعطاف‌پذیری توام با امنیت» دانمارک را به عنوان راهکاری برای حمایت از کارگران در دوران گذار به عصر هوش مصنوعی معرفی کرد.
  • ضدیت با رشد اقتصادی را جدی بگیریم؟

    دوران اخیر را می‌توان مقطع مهمی برای جنبش «رشدزدایی» دانست. نخست، توماس پیکتی، اقتصاددان فرانسوی، به همراه گروهی از پژوهشگران، در همین ماه گزارش عدالت جهانی را منتشر کرد؛ گزارشی که در آن، برنامه‌ای برای بازآرایی بنیادین اقتصاد جهان با هدف تحقق عدالت اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی ارائه شده است. یکی از ارکان اصلی این پیشنهاد، کاهش نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای غربی به رقمی میان صفر تا نیم درصد است. اندکی بعد، گروهی دیگر از اقتصاددانان، از جمله برنده جایزه نوبل، جوزف استیگلیتز، نیز به این دیدگاه پیوستند و استدلال کردند که «راهبرد اتکا به رشد اقتصادی، راهبردی محکوم به شکست است.»
۱