شماره روزنامه ۶۶۰۱
|

آینده قاره سبز در گفت‌وگوی دو نوبلیست اقتصاد بررسی شد

در بخش عمده‌ای از دوران پس از جنگ، سیاستگذاران اروپایی ثبات و پیش‌بینی‌پذیری را بر پرورش نوآوری‌های بنیادین ترجیح داده‌اند. امروز، درحالی‌که ایالات متحده و چین برای تسلط بر هوش مصنوعی رقابت می‌کنند، اروپای راکد برای بازپس‌گیری جایگاه خود در مرزهای فناوری دست‌وپا می‌زند.

دو روز پس از آنکه سه نامزد کنگره که از سوی زهران ممدانی، شهردار نیویورک، مورد حمایت قرار گرفته بودند، در انتخابات مقدماتی این ایالت به پیروزی رسیدند، هیات تعیین دستورالعمل اجاره‌بهای شهر نیویورک نیز پیروزی دیگری را برای او رقم زد.

اخبار اندیشه روزنامه شماره ۶۶۰۱

    چهارشنبه، ۱۰ تیر ۱۴۰۵
  • آینده قاره سبز در گفت‌وگوی دو نوبلیست اقتصاد بررسی شد

    روزنامه شماره ۶۶۰۱

    چرا اقتصاد اروپا کم می‌آورد؟ (قسمت پایانی)

    در بخش اول این گفت‌وگو، فیلیپ آگیون با تکیه بر نظریه مشهور خود یعنی «تخریب خلاق»، به کالبدشکافی ریشه‌های رکود اقتصادی و کاهش رقابت‌پذیری اروپا در مرزهای فناوری و هوش مصنوعی در برابر ایالات متحده و چین پرداخت. او تشریح کرد که اروپا پس از جنگ جهانی دوم در مرحله رشد بر پایه جبران عقب‌ماندگی موفق بود، اما در گذار به نوآوری در لبه مرز دانش و بهره‌گیری از انقلاب فناوری اطلاعات ناکام ماند. آگیون ساختار نهادی کمیسیون اروپا را یکی از موانع اصلی دانست که با وضع مقررات بیش از حد و محدودیت‌های سختی مثل سقف کسری بودجه، سیاست‌های صنعتی پویا را خفه کرده است. علاوه بر این، او به ریشه‌های فرهنگی اشاره کرد که در آنها برخلاف آمریکا، ریسک‌پذیری تشویق نمی‌شود و ترس از شکست مایه شرمساری است، امری که در نهایت سرمایه‌گذاری خطرپذیر را محدود می‌کند. در نهایت، او ضمن تایید گزارش ماریو دراگی برای اصلاحات، الگوی «انعطاف‌پذیری توام با امنیت» دانمارک را به عنوان راهکاری برای حمایت از کارگران در دوران گذار به عصر هوش مصنوعی معرفی کرد.
  • ضدیت با رشد اقتصادی را جدی بگیریم؟

    دوران اخیر را می‌توان مقطع مهمی برای جنبش «رشدزدایی» دانست. نخست، توماس پیکتی، اقتصاددان فرانسوی، به همراه گروهی از پژوهشگران، در همین ماه گزارش عدالت جهانی را منتشر کرد؛ گزارشی که در آن، برنامه‌ای برای بازآرایی بنیادین اقتصاد جهان با هدف تحقق عدالت اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی ارائه شده است. یکی از ارکان اصلی این پیشنهاد، کاهش نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای غربی به رقمی میان صفر تا نیم درصد است. اندکی بعد، گروهی دیگر از اقتصاددانان، از جمله برنده جایزه نوبل، جوزف استیگلیتز، نیز به این دیدگاه پیوستند و استدلال کردند که «راهبرد اتکا به رشد اقتصادی، راهبردی محکوم به شکست است.»
۱