طاعون سیاه باعث ایجاد یک نابرابری و اختلاف جغرافیایی بزرگ در نهادهای سیاسی شد. در مناطقی که همهگیری شدید بود، واقعیتهای جدید اجتماعی و اقتصادی باعث شکلگیری نهادهای سیاسی مردمیتر و مشارکتیتر شد. اما در مناطقی که طاعون خفیفتر بود، سیستم ارباب-رعیتی همچنان باقی ماند و عملا جلوی هرگونه شانس برای…
فیلسوفان و اقتصاددانان را کمتر میتوان کنار یکدیگر دید؛ حتی زمانی که ناگزیر به تعامل میشوند، بحثهایشان بیشتر به مجادله میانجامد. اما این یک مساله جدید نیست و قدمت آن به بیش از یک قرن میرسد.
اخبار
اندیشه
شنبه، ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
چگونه اجرای ناقص سیاستهای اصلاحی وضعیت اقتصاد را بدتر میکند؟
یکی از تهدیدات رایج علیه اصلاحات اقتصادی، اجرای ناقص آنها است. بررسیها نشان میدهد که اجرای ناقص اصلاحات، در بیشتر مواقع، نه اقدامی سهوی، بلکه گامی هدفمند در راستای تامین منافع خاص است. این موضوع، اجرای اصلاحات در قالب یک بسته سیاستی جامع را ضرورت میبخشد.
تحلیل عمیق فرآیندهای سیاستگذاری در اقتصاد سیاسی مدرن آشکار میسازد که شکاف میان نظریههای تجاری کلاسیک و واقعیتهای اجرایی، نه از سر ناآگاهی سیاستمداران، بلکه ناشی از یک بازار پیچیده و پنهان است که در آن «سیاست صنعتی» به عنوان یک کالا معامله میشود. درحالیکه اقتصاددانان مدتهاست که بر مزایای سیاستهای صنعتی کارا و یا آزادسازی تجارت تاکید دارند اما شاهدیم که موانع تجاری، تعرفهها، سهمیهبندیها و سایر سیاستهای صنعتی ناکارآمد همچنان به قوت خود باقی هستند. این تناقض نشان میدهد که سیاستهای صنعتی در یک خلأ فنی و بر اساس محاسبات صرفا اقتصادی شکل نمیگیرند، بلکه محصول رقابتی تنگاتنگ در بازار سیاست هستند که در آن منافع گروههای خاص بر رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی ترجیح داده میشود.
یکی از ریشهدارترین کژفهمیها در سیاستگذاری توسعه، تلقی فرآیند پیچیده وچند بعدی تحول جوامع به عنوان مسیری خطی، یک شکل و قابل تکرار است. این نگاه سادهانگارانه که ریشه در نظریههای نوسازی دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دارد، چنین القا میکند که اگر کشورهای در حال توسعه صرفا از الگوها و نهادهای جوامع پیشرفته تقلید کنند، به سرانجام مشابهی دست خواهند یافت. اما شواهد تاریخی و یافتههای پژوهشی در علوم اقتصادی و اجتماعی، تصویری کاملا متفاوت ارائه میدهند: توسعه، فرآیندی «انباشتی»، «وابسته به مسیر» و عمیقا «غیرخطی» است.
فصل «درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات» در معماری مالی دولت، جایگاهی متفاوت از سایر فصول درآمدی دارد. در اینجا دولت نه در مقام مالیات ستان ظاهر میشود و نه در مقام عرضهکننده خدمت عمومی؛ بلکه در جایگاه «مجری قاعده» میایستد. منطق این فصل، منطق اجرای قانون، بازدارندگی و جبران خسارت است، نه منطق تامین مالی پایدار. همین تمایز، این فصل را به یکی از حساسترین نقاط تلاقی مالیه عمومی و اقتصاد سیاسی تبدیل میکند.
در طول تعطیلات جشن بهار که امسال از ۱۵ تا ۲۳ فوریه ادامه داشت، چین دوباره گرد هم میآید. مردم با قطارهای سریعالسیر سراسر کشور را طی میکنند تا به خانوادههایشان بپیوندند، در تلویزیون رباتهای رقصان را تماشا کنند و پاکتهای قرمز حاوی اسکناسهای نو را به خویشاوندان جوانتر بدهند. اما بیش از هر چیز، برای خوردن گرد هم میآیند. در کافهای در شهر جنوبی فوژو، مردم محلی و گردشگران چیزکیک میخوردند و کامبوچا مینوشیدند. یکی از مشتریان وُنتونهایی سفارش داد که در ورقههایی موسوم به «پوست پرستو» پیچیده شده بود؛ ورقههایی که از ترکیب نشاسته سیبزمینی شیرین و گوشت خوک کوبیدهشده تهیه میشوند. یو هوان، مشتری دیگری که در صنعت مد در شانگهای کار میکند، گفت: «من واقعا از غذا خوردن لذت میبرم. این یکی از راههایی است که از آن طریق احساس خوشبختی میکنم.»