چرا فدرالرزرو نباید و نمیتواند «هیچ کاری نکند»؟
نامعادله لسهفر پولی در استاندارد فیات
خب، من با پایاندادن به کار فدرالرزرو مخالف نیستم، مشروط بر اینکه بتوان این کار را بدون ایجاد آشوب و بهویژه بدون آسیبرساندن به افراد بیگناه انجام داد؛ از جمله بسیاری از دارندگان داراییهای مبتنی بر دلار آمریکا. آرمان مطلوب خود من شبیه طرح میلتون فریدمن برای جایگزینکردن کمیته بازار آزاد فدرال با یک رایانه است؛ با این تفاوت که رایانه موردنظر من بهطور خودکار نه رشد باثبات یک کمیت پولی مشخص، بلکه سطحی باثبات از مخارج اسمی را تضمین کند. اینکه چنین اصلاحی را بتوان به معنای دقیق کلمه «پایاندادن» به فدرالرزرو دانست یا نه، مسالهای صرفا معنایی است. به هر حال، اگر روزی بتوانیم به چنین وضعی برسیم، برای من کاملا مطلوب خواهد بود. اما تا آن زمان، من از فدرالرزروی که «هیچ کاری نکند» حمایت نمیکنم. افزون بر این، معتقدم اساسا چیزی به نام فدرالرزروی که «هیچ کاری نکند» وجود ندارد.
برای مثال، فدرالرزرو در واکنش به هراس ناشی از شیوع ویروس کرونا، کاهش فوری و اضطراری ۵۰ واحد پایهای نرخ بهره را اعلام کرده است. نمیدانم آیا این واکنش، بهترین واکنش ممکن است یا نه؛ اما برخلاف تصور بسیاری از دوستان لیبرتارین من، مطمئنم که این واکنش بهتر از آن است که فدرالرزرو اصلا واکنشی نشان ندهد. همچنین معتقدم نمیتوان از موضعی محتاطانه و لیبرتارین دفاع کرد که بگوییم اگر فدرالرزرو دست روی دست میگذاشت، وضعیت ما بهتر میشد؛ چه رسد به اینکه ناگهان در میان ابری از دود ناپدید میشد!
عرضه و تقاضا
اینکه بگوییم فدرالرزرو باید به شیوع ویروس کرونا واکنش نشان دهد، به این معنا نیست که معتقدیم میتواند مانع وارد آمدن آسیب جدی این شیوع به اقتصاد جهان شود. اقدامات فدرالرزرو بیماری را درمان نمیکنند، مانع گسترش آن نمیشوند، محدودیتهای قرنطینهای دولتها را لغو نمیکنند و نمیتوانند از اختلال در زنجیرههای تامین و تولید در نقاط دیگر جهان، که در اثر تعطیلی کارخانهها به دلیل بیماری ایجاد میشود، جلوگیری کنند. اما مقامات فدرالرزرو از این موضوع آگاهاند، همانطور که بیشتر اقتصاددانانی که خواستار واکنش فدرالرزرو شدهاند نیز از آن آگاهاند. ادعای آنان این نیست که فدرالرزرو میتواند یا باید بکوشد پیامدهای نامطلوب این بیماری در سمت عرضه را جبران کند. ادعای آنان این است که فدرالرزرو میتواند و باید اقداماتی انجام دهد تا از آن که پیامدهای این تحولات سمت عرضه در بازارهای مالی (که از جمله شامل افزایش شدید جهانی تقاضا برای داراییهای مبتنی بر دلار آمریکا بوده است) به فروپاشی مخارج منجر شود، جلوگیری کند.
بهطور خلاصه، ایده این است که اقتصاد آمریکا و جهان از مواجهه همزمان با دو ضربه مضاعف، یعنی ترکیبی از یک شوک نامطلوب عرضه و یک شوک نامطلوب تقاضا (مخارج)، مصون بمانند. برای تحقق این هدف، فدرالرزرو نمیتواند صرفا دست روی دست بگذارد؛ و توصیه به انجام چنین کاری، اگر جدی گرفته شود، بیش از آنکه به فدرالرزرو آسیب برساند، به بسیاری از افراد بیگناه آسیب خواهد زد.
تشبیه مقابله با آتشسوزی
فعلا سیاست پولی را کنار بگذاریم و وضعیت متفاوتی را در نظر بگیریم: سیاست مقابله با آتشسوزی. برای پیشبرد بحث، فرض کنیم که مقابله با آتشسوزی در انحصار دولت است و شرکتهای خصوصیِ آتشنشانی، اگر اجازه فعالیت داشته باشند، این کار را بهتر از دولت انجام خواهند داد. البته چنین فرضی میتواند استدلال برای خصوصیسازی خدمات آتشنشانی را موجه کند.
اما حالا فرض کنید، با وجود اینکه این استدلال با بیاعتنایی مواجه شده است، هوای خشک، دمای بالا و وزش باد شدید باعث شوند آتشسوزیهای پوشش گیاهی در همهجا رخ دهند و برخی از آنها مراکز عمده جمعیتی را تهدید کنند. آیا عاقلانه است کسانی که از خصوصیسازی خدمات آتشنشانی حمایت میکنند، توصیه کنند نیروهای آتشنشانی دولتی در جای خود بمانند و هیچ کاری نکنند؟ آیا چنین توصیهای به جلب حمایت از استدلال آنان برای خصوصیسازی کمک میکند؟ یا صرفا باعث میشود طرفداران این ایده، اگر نه بیرحم، دستکم غیرمسوول به نظر برسند؟
به گمان من، پاسخ این پرسش روشن است. دستکم امیدوارم چنین باشد! ممکن است از اداره آتشنشانی دولتی خوشمان نیاید، اما تا زمانی که تنها گزینه موجود برای ما همین است، باید اصرار داشته باشیم که این اداره نه «هیچ کاری نکند»، بلکه تا حد امکان بکوشد نتیجه مطلوبی را که در یک بازار خصوصی به دست میآمد، بازتولید کند.
با پول فیات، «هیچ کاری نکردن» بیمعناست
تشبیه سیاست مقابله با آتشسوزی فقط تا حدی میتواند راهگشا باشد؛ بخشی از این محدودیت به این دلیل است که در آن تشبیه، معنای «هیچ کاری نکردن» کاملا روشن است. اما وقتی صحبت از مدیریت پول فیات به میان میآید، چنین مفهومی معادلِ به همان اندازه روشنی ندارد. حتی زمانی که فدرالرزرو یا هر بانک مرکزی دیگری ظاهرا «هیچ کاری نمیکند»، باز هم درگیر برنامهریزی متمرکز پولی است. بهویژه، همچنان بر نرخهای بهره کوتاهمدت تاثیر میگذارد. بنابراین، برای لیبرتارینها نیز بیمعناست که بگویند فدرالرزرو باید اجازه دهد «بازارها» این نرخها را تعیین کنند. چه این امر را بپسندیم و چه نپسندیم، و صرفنظر از اینکه فدرالرزرو چه اقدام مشخصی انجام دهد، این نهاد «بازیگر» اصلی در بازار اعتبار، و بهخصوص در بازار اعتبار کوتاهمدت، است و اگر هم بخواهد، نمیتواند از تاثیرگذاری بر نرخهای کوتاهمدت اجتناب کند.
اینکه فدرالرزرو نمیتواند از تاثیرگذاری بر نرخهای بهره کوتاهمدت اجتناب کند، باید بهویژه در چارچوب عملیاتی کنونی آن، یعنی چارچوب ذخایر فراوان یا «کف»، کاملا آشکار باشد. در این چارچوب، موضع سیاستی فدرالرزرو اساسا به ارزشهایی بستگی دارد که این نهاد برای دو نرخی که مستقیما تعیین میکند در نظر میگیرد: نرخ بهرهای که به ذخایر مازاد بانکها میپردازد، یعنی نرخ بهره ذخایر مازاد (IOER)، و نرخ پایینتری که به سایر طرفهای معامله در عملیات بازخرید معکوس یکشبه خود میپردازد، یعنی نرخ ON-RRP. برای مثال، هنگامی که فدرالرزرو همین اواخر اهداف نرخ بهره خود را کاهش داد، هر یک از این نرخهای اداری را نیز به میزان ۵۰ واحد پایه کاهش داد. هنگامی که فدرالرزرو نرخهای خود را تعدیل میکند، نرخهای بازار نیز معمولا به دنبال آن حرکت میکنند؛ این امر صرفا نتیجه آربیتراژ نرخ بهره است.
با توجه به این توصیف از نحوه عملکرد فدرالرزرو، اینکه این نهاد امروز «هیچ کاری میکرد» به چه معنا بود؟ فرض کنید نرخها را بدون تغییر باقی میگذاشت. آیا این کار به معنای «هیچ کاری نکردن» بود؟ بههیچوجه؛ بلکه به معنای دنبالکردن یک برنامه جایگزین فدرالرزرو بود (یا اگر ترجیح میدهید، یک «برنامه متمرکز») که خواهان ادامه همان برنامهای بود که فدرالرزرو چند روز پیش بهطور اتفاقی در پیش گرفته بود. همچنین نمیتوان گفت که هر سطحی از نرخهای تعیینشده توسط فدرالرزرو معادلِ «درگیر نشدن» آن در برنامهریزی متمرکز پولی است. در نهایت، از آنجا که نرخهای بهره «طبیعی» یا «خنثی» (یعنی نرخهایی که با حداقل اختلال فدرالرزرو در سیگنالهای قیمتیِ تسویهکننده بازار سازگارند) خود میتوانند مرتبا تغییر کنند، هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم یک موضع سیاستی ثابت فدرالرزرو، عموما بهتر از یک موضع سیاستی متغیر است.
پیش از سال ۲۰۰۸ نیز تفاوتی نداشت
گفتم که بیمعنا بودن سیاست «هیچ کاری نکن» از سوی فدرالرزرو، امروزه بیش از هر زمان دیگری آشکار است. اما این مفهوم پیش از سال ۲۰۰۸ نیز بیمعنا بود؛ یعنی زمانی که فدرالرزرو نه از طریق تعدیل نرخهای بهره اداری خود، بلکه با تغییر اندازه ترازنامهاش بر نرخهای بهره بازار تاثیر میگذاشت.
اگر در اینجا موضوع چندان بدیهی به نظر نمیرسد، دلیلش وسوسهای است که ما را به یکسانانگاشتن ترازنامه ثابت فدرالرزرو (و بهطور مشخصتر، خودداری کامل آن از خرید یا فروش داراییها در بازار آزاد) با «هیچ کاری نکردن» سوق میدهد. اما باید در برابر این وسوسه مقاومت کرد. ترازنامه ثابت فدرالرزرو در چارچوب پیش از سال ۲۰۰۸، به همان اندازه که ثابت نگهداشتن نرخ بهره فدرالرزرو امروز یک برنامه متمرکز پولی است، در آن زمان نیز برنامهای متمرکز پولی بود.
افزون بر این، چنین برنامهای میتوانست بهطور ویژهای برنامهای احمقانه باشد. این برنامه جایگزین بسیار نامناسبی برای استاندارد کلاسیک طلا میبود؛ استانداردی که خود اجازه میداد پایه پولی بهطور پیوسته رشد کند و بدین ترتیب، تورم منفی را در محدودهای قابلتحمل نگه میداشت. این برنامه در سالهای ۱۹۳۰تا ۱۹۳۳ نیز برنامهای عاقلانه نمیبود (نگاه کنید به میلتون فریدمن و آنا شوارتز)، همانطور که در ۱۱سپتامبر یا در سال ۲۰۰۸ نیز عاقلانه نبود. و اگر امروز همچنان به آن چارچوب قدیمی متکی بودیم، اکنون نیز چنین برنامهای بهطور ویژهای احمقانه میبود.
گستاخی در کار نیست
وقتی میگویم برخی برنامههای متمرکز پولی از برخی دیگر بدترند، منظورم این نیست که میخواهم دشواریهای برنامهریزی متمرکز پولی را نادیده بگیرم. چه رسد به اینکه بخواهم القا کنم خودم میدانم «برنامه درست» چیست؛ چه اکنون و چه در هر زمان دیگری. من نمیدانم که آیا تصمیم امروز فدرالرزرو بهترین تصمیمی بود که میتوانست اتخاذ کند یا نه. فقط میدانم که در مورد سیاست فدرالرزرو، صرف اینرسی و دسترویدستگذاشتن، هیچ چیز بهخصوص «بازار آزادی» ندارد. اگر بپذیریم که برنامهریزی متمرکز فدرالرزرو دیروز نامناسب بوده است، چرا باید برنامه آن برای دیروز، برنامه خوبی برای امروز باشد؟
بیایید بهطور جدی همچنان از محدود کردن اختیارات فدرالرزرو و قرار دادن آن در حالت «خلبان خودکار» دفاع کنیم و در عین حال، توسعه گزینههای پولی خصوصی را تشویق کنیم. اما نباید تصور کنیم که با واداشتن فدرالرزرو به انجام کاری کمتر از آنچه میتواند برای مهار یک بحران انجام دهد، میتوانیم از گزینههای جایگزین خصوصی دفاع کنیم یا اختیارات و امتیازات فدرالرزرو را کاهش دهیم. اشتباهات جدی سیاستی فدرالرزرو در گذشته بهندرت به کاهش اختیارات آن منجر شدهاند. برعکس، همانطور که چند سال پیش اشاره کردم، در فدرالرزرو، هیچ چیز مانند شکست موفقیتآمیز نیست.
* اقتصاددان