جای خالی مهار قدرت

نهادها قواعد بازی در جامعه یا به‌طور رسمی‌تر محدودیت‌های انسانی تعبیه شده‌ای هستند که تعاملات انسانی را ساختارمند می‌کنند. نهادها ساختار انگیزشی جوامع را به وجود می‌آورند، از این‌رو آنها شیوه‌‌هایی را مشخص می‌کنند که فعالیت‌های اقتصادی در طول زمان اجرا می‌شوند.

حکومت صفوی در زمان پادشاهی شاه عباس توانست به موفقیت‌های بزرگی برسد. در این دوره حجم تجارت ایران با کشورهای دیگر افزایش یافت و از نظر عمرانی نیز شاهد ساخت راه‌ها و پل‌های زیادی بودیم همچنین امنیت راه‌ها نیز بیشتر شد. تمامی این موارد باعث بهتر شدن وضعیت اقتصادی کشور شد. اما چرا این رشد پایدار نبود و به انقلاب صنعتی ختم نشد؟

با وجود تغییراتی که در این دوره اتفاق افتاد ولی تمامی این رشد‌ها را می‌توان رشد تحت نهادهای استثماری لحاظ کرد زیرا ما شاهد هیچ‌گونه تغییری در نهادها نبودیم. همچنین با وجود پیشرفت‌ها و رونق اقتصادی، پیشرفت تکنیکی پایداری حاصل نشد و همین موضوع باعث شد تا بعد از شاه عباس شرایط ایران روزبه‌روز بدتر شود.

در این دوره نهادها به‌گونه‌ای بودند که به انگیزه‌های اقتصادی توجهی نمی‌کردند،‌ باعث افزایش هزینه‌های مبادله شده بودند و حقوق مالکیت را رعایت نمی‌کردند. در نتیجه شاهد رشد پایدار،‌ خلاقیت و نوآوری و انگیزه برای تلاش زیاد نبودیم. برای مثال بسیار اتفاق می‌افتاد که اموال و ثروت بازرگان یا صنعتگری مصادره شود یا فردی به خاطر مورد غضب شاه قرار گرفتن تمام دارایی‌های خود را از دست بدهد.

هیچ‌گونه سازمان سیاسی مستقلی به نمایندگی از پیشه‌وران و تجار وجود نداشت و نبود هیچ نهاد محدودکننده‌ای باعث شده بود که هیچ تضمینی برای غارت و مصادره نشدن اموال تولیدکنندگان و بازرگانان توسط شاه وجود نداشته باشد. در نتیجه آنها هیچ انگیزه‎‌‌ای برای سرمایه‌گذاری و به کار بردن روش‌های جدیدتر برای تولید بیشتر نداشتند.

در این دوره شاه‌ها به شدت خونریز و ستمگر بودند و هر کسی را که به کوچک‌ترین مخالفتی با آنها می‌پرداخت به سختی مجازات می‌کردند و هیچ نهادی برای محدود کردن قدرت شاه و محافظت از مردم در قبال ظلم و غارت او وجود نداشت.

این دلایل باعث شد که ایران صفوی از کشورهای اروپایی عقب بیفتد. درحالی‌که اوضاع نهادی در ایران در مقابل هرگونه رشد و توسعه مقاومت می‌کرد، در کشورهای اروپایی این نهادها به نیروی حمایتی برای توسعه اقتصادی تبدیل شدند که در نتیجه آن انقلاب صنعتی در این کشورها اتفاق افتاد.

در کشورهای اروپایی بعد از انقلاب شکوهمند انگلستان این نهادها وارد یک چرخه تکاملی شدند و به مرور زمان فراگیرتر شدند و منافع اقتصادی گروه‌های متنوع‌تری را تامین می‌کردند. این موضوع باعث شد که قدرت اقتصادی و در نتیجه قدرت سیاسی بین گروه‌های بیشتری توزیع شود. در پی این اتفاق نهادهایی شکل گرفت که قدرت پادشاه و دستگاه حاکم را محدود می‌کرد و به آنها اجازه نمی‌داد که ثروت و اموال مردم را تصاحب کنند. در نتیجه حق مالکیت تضمین شد و انگیزه‌هایی برای تولید و خلق ثروت شکل گرفت. تمامی این موارد باعث شد شرایط اقتصادی این کشورها دگرگون شود و پایه‌های توسعه اقتصادی بنا گذاشته شود.

جامعه اروپا توانست با عقاید و باورهای ناکارآمد جامعه خویش مبارزه و بر آن پیروز گردد و گسترش پویایی‌های فکری که اندیشه‌های جدید و نو را به ارمغان می‌آورد، راه را برای تصویب قوانین مناسب در جهت عملکرد هرچه بهتر جامعه که رضایت بازیگران اقتصادی و سیاسی را نیز در پی داشت، هموار کرد.

این در حالی است که شکل روابط قدرت در ایران کاملا متفاوت بود و روابط شخصی تاثیر بسیار زیادی در پیشبرد فعالیت‌های اقتصادی داشت. در نتیجه فعالان اقتصادی به جای تلاش برای تولید بیشتر و بالاتر بردن بهره‌وری، برای نزدیک‌تر شدن به نخبگان سیاسی و ایجاد روابط پایدار با آنها تلاش می‌کردند. در نتیجه رشوه دادن بیشتر شد و تقلب نزد حاکمان و مردم به امری عادی و معمولی تبدیل شد و روابط بین آنها نه قانونمند، بلکه بر پایه برطرف کردن منافع شخصی مقام سیاسی بود.

بنابراین در قیاس میان نهادسازی در عصر صفوی و کشورهای اروپای غربی می‌توان به چند نکته اشاره کرد. مورد اول این‌که، تداوم نظام ارباب و رعیتی به‌صورت تیول و سیورغال در ایران صفوی باعث عدم گرایش به نوآوری و کاهش بهره‌وری کشاورزی و نهایتا کاهش تدریجی تولیدات کشاورزی شد. در مقابل از میان رفتن نظام ارباب و رعیتی در اروپا، افزایش نوآوری و افزایش تولید کشاورزی را به همراه داشت که به افزایش بازار مصرفی کالاهای صنعتی، رشد و ثروتمند شدن شهرها و انقلاب صنعتی یاری رساند.

مورد دوم این‌که در حالی‌که در عصر صفوی کنترل کامل تجارت خارجی در دستان شاه بود و بازارهای اقتصادی بر روی بخش اعظم بازرگانان و صنعتگران بسته بود، در اروپا از میان رفتن انحصار تجارت خارجی و باز شدن بازارها به روی بازرگانان و صنعتگران باعث افزایش تجارت خارجی شد.

مورد بعدی این‌که فقدان قانون و عدم امنیت جان و مال در عصر صفوی، مانع عمده پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و تحول ساختارهای اقتصادی در عصر صفوی شد. در مقابل ایجاد و تقویت ساختارهای قانونی برای حمایت از تفکر خلاق در عرصه‌های تولیدی و تجاری عامل اصلی رشد سرمایه‌گذاری و تولید در کشورهای صنعتی بود.

مورد آخر محدودیت سواد و دانش بین گروه اندکی از نخبگان در عصر صفوی بود که گسترش خرافات و باورهای مبتنی بر تسلیم نسبت به قضا و قدر را در پی داشت. درحالی‌که در اروپا گسترش سواد و دانش و تمایل به تحول در شرایط اجتماعی به دگرگونی شرایط جامعه ختم شد.

با توجه به موارد فوق رشد اقتصادی در دوران شاه عباس متکی به سرمایه‌گذاری‌های مستقیم دولتی و عدم مشارکت فعال صنعتگران در تولید کالاهای جدید بود که به ناپایداری رشد منجر شده و با افزایش بی‌ثباتی و کاهش درآمدهای دولت، سرمایه‌گذاری دولتی نیز متوقف شد. بنابراین امکان رشد تفکر خلاق صنعتی در میان کارآفرینان ایرانی در عصر صفوی وجود نداشته و به همین علت بروز انقلاب صنعتی در ایران امکان‌ناپذیر بوده است. درحالی‌که انگلستان همچنان روند صعودی پیشرفت اقتصادی خود را طی می‌کرد و گوی سبقت را به سمت بازارهای رقابتی ربوده بود تا اینکه با روی دادن انقلاب صنعتی در قرن ۱۷ در این کشور، ثروت فزاینده‌ای حاصل شد که بازگشت به حالت معکوس را غیرممکن می‌کرد.

در پاسخ به اینکه چرا در زمان شکل‌گیری زمینه‌های پیشرفت و انقلاب صنعتی در اروپا، در ایران چنین شرایطی امکان‌پذیر نشد، با مطالعه تاریخ ایران عصر صفوی به‌طور نهادی و مقایسه آن با تاریخ شکل‌گیری جامعه انگلستان مشخص می‌شود که در ایران پیش‌شرط‌های انقلاب صنعتی وجود نداشته است. الگوی باورها و فرهنگ، حقوق مالکیت ناکارآمد و هزینه‌های معاملاتی بالا ابتدا نشأت گرفته از نظام باورها و عقایدی بود که شکل غالب الگوهای ذهنی مردم ایران به‌شمار می‌رفت، که نه امکان مخالفت با پادشاه خودکامه و خودمحور را می‌داد و نه تعیین قاعده‌ای برای مشروعیت رسمی پادشاه.

گرچه به‌تدریج از شدت باورهایی از قبیل نیروی الهی پادشاهان کاسته شد اما تاثیرات آن بر ساختار جامعه کمرنگ نشد و امکان تصویب قوانین رسمی کارآمد چنان‌که در انگلستان این قوانین روند فزاینده داشت، سلب گردید. بی‌اطمینانی نسبت به آینده و هزینه‌های معاملاتی بالا و عدم حقوق مالکیت کارا یکدیگر را بازتولید می‌کردند و ریشه فساد و تباهی اخلاقی در جامعه گسترده‌تر می‌شد. حتی رونق اقتصادی و پیشرفت چشم‌گیر ایران در زمان شاه عباس بر اساس روشی دستوری و زور بود و شکل‌گیری نیروهای دولتی با هزینه معاملاتی بالا را در پی داشت.

* دانشجوی اقتصاد