کالبدشکافی  هزینه تحقیق و توسعه

ملاحظات سود

یک شرکت به امید اختراع چیزی، به تحقیق و توسعه می‌‌‌پردازد: یک محصول جدید یا یک روش جدید و کارآمدتر برای تولید برخی از محصولات موجود. اگر شرکت موفق شود، می‌تواند سود خود را افزایش دهد. در بهترین حالت (از دیدگاه شرکت)، اختراع، به آن انحصار فروش برخی محصولات را می‌دهد و به آن امکان می‌دهد سودهای فوق‌العاده‌ای کسب کند. از طرف دیگر، یک اختراع جدید ممکن است ابزاری را در اختیار شرکت قرار دهد تا محصولی را که توسط شرکت‌های دیگر به فروش می‌‌‌رسد، با قیمت پایین‌‌‌تری تولید کند. در هر صورت، سود اضافی که از این مزیت رقابتی ناشی می‌شود، انگیزه‌ای است که شرکت را در وهله اول به انجام تحقیق و توسعه وا می‌‌‌دارد. هر چه سود مربوط به اختراع چیزی بیشتر باشد، شرکت مایل است در تلاش برای اختراع آن هزینه کند. این مشاهدات چندین مورد از ملاحظات موثر بر میزان تحقیق و توسعه را که شرکت‌ها انجام می‌دهند، نشان می‌دهد.

نخست، مبلغی که شرکت می‌خواهد برای تحقیق و توسعه خرج کند به میزان مزیتی که یک اختراع جدید به همراه خواهد داشت بستگی دارد. اگر شرکت‌های دیگر بتوانند به راحتی از فناوری جدید کپی کرده و از آن در تولیدات خود استفاده کنند، شرکتی که تحقیق و توسعه را انجام داده است، از هزینه‌‌‌های آن سودی نخواهد برد. برای بسیاری از اختراعات، کلید حفظ مزیت رقابتی از داشتن اختراعی است که می‌تواند ثبت اختراع شده و در نتیجه از تقلید محافظت شود.

دوم، شرکت تحت تاثیر اندازه بازاری است که می‌تواند محصول خود را در آن بفروشد. هر چه بازار موجود بزرگ‌تر باشد، اختراع جدید سود بیشتری کسب خواهد کرد. بنابراین، با اجازه دادن به مخترعان برای فروش محصولات خود در کشورهای بیشتر، یکپارچگی اقتصادی بین‌المللی انگیزه انجام تحقیق و توسعه را افزایش می‌دهد.

سوم، شرکت، مدت زمان ماندگاری مزیت اعطا شده توسط اختراع جدید را در نظر می‌گیرد. آیا رقبا می‌توانند محصولی را ارائه دهند که تقریبا همان کار را انجام دهد؟ آیا شخص دیگری ظرف چند سال محصول بهتری را اختراع خواهد کرد؟ اگر اختراع قابل ثبت باشد، مدت زمان ثبت اختراع چقدر است؟ هر چه شرکت در نتیجه اختراع خود مزیت رقابتی طولانی‌‌‌تری داشته باشد، برای دستیابی به چنین مزیتی مایل به صرف پول بیشتر برای تحقیق و توسعه خواهد بود.

در نهایت، عدم قطعیت پیرامون فرآیند تحقیق بر مخارج تحقیق و توسعه شرکت تاثیر خواهد گذاشت. اگر یک شرکت یک میلیارد دلار برای ساخت یک کارخانه جدید سرمایه‌‌‌گذاری کند، می‌تواند نسبتا مطمئن باشد که در پایان یک سرمایه مفید خواهد داشت. در مقابل، یک میلیارد دلاری که برای تحقیق و توسعه خرج می‌شود ممکن است محصول جدیدی را که بر بازار مسلط است، به همراه داشته باشد، یا ممکن است هیچ نتیجه‌ای نداشته باشد. این مشاهدات نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که بهتر می‌توانند ریسک‌‌‌های سرمایه‌‌‌گذاری تحقیق و توسعه را به اشتراک بگذارند، یا اقتصادهایی که در آن چنین ریسک‌‌‌هایی بهتر به اشتراک گذاشته می‌شوند، احتمال بیشتری برای انجام چنین سرمایه‌‌‌گذاری‌‌‌های پرخطری خواهند داشت. گسترش اخیر صندوق‌های سرمایه‌‌‌گذاری خطرپذیر(که سرمایه‌‌‌گذاری‌‌‌ها را برای راه‌‌‌اندازی شرکت‌ها هدایت می‌‌‌کنند) و اشتهای سرمایه‌‌‌گذاران برای «سهام فناوری»، جریان پول به سمت تحقیق و توسعه را به‌‌‌شدت افزایش داده است.

تخریب خلاق

این توصیف از انگیزه‌‌‌هایی که یک شرکت در تصمیم‌گیری برای انجام چقدر تحقیق و توسعه با آن مواجه می‌شود، یک نکته دیگر را روشن می‌‌‌کند: در بیشتر مواقع، سودی که یک شرکت در نتیجه ایجاد یک فناوری جدید به دست می‌‌‌آورد به قیمت سایر شرکت‌ها تمام می‌شود. جوزف شومپیتر، اقتصاددان، نام تخریب خلاقانه را به فرآیندی داد که طی آن اختراعات جدید برای شرکت‌ها سود ایجاد می‌‌‌کنند، این سودها در وهله اول به عنوان انگیزه‌ای برای مشارکت در تحقیق عمل می‌‌‌کنند و فناوری‌‌‌های جدید ایجاد شده(اغلب همراه با شرکت‌هایی که آنها را ایجاد کرده‌اند) در نهایت با فناوری‌‌‌های جدیدتر جایگزین می‌شوند. عبارت شومپیتر به خوبی ماهیت دو لبه این فرآیند را نشان می‌دهد.

اگرچه ما غالبا پیروزی‌‌‌های فناوری‌‌‌های جدید را جشن می‌‌‌گیریم، شور و شوق ما نادیده گرفتن جابه‌‌‌جایی‌‌‌های متحمل شده توسط شرکت‌ها و کارگران است که طی فناوری‌‌‌های جدید جابه‌‌‌جا می‌شوند. تاریخ مملو از نمونه‌‌‌هایی است از افرادی که تحت تاثیر نامطلوب پیشرفت تکنولوژی قرار گرفته‌‌‌اند و به مقابله پرداخته‌‌‌اند‌(معروف‌‌‌ترین نمونه لودیت‌‌‌ها هستند که در اوایل قرن نوزدهم ماشین‌‌‌های بافندگی را در هم شکستند که آنها را از کار بیکار می‌‌‌کرد)‌. به‌‌‌طور معمول، شرکت‌هایی با فناوری‌‌‌های مسلط بر بازار، اغلب سعی در خفه کردن نسل‌‌‌های جدید فناوری‌‌‌ها داشته‌‌‌اند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۰، دادگاه منطقه‌ای ایالات‌متحده مایکروسافت را به سوءاستفاده از انحصار خود در سیستم‌عامل‌‌‌ها برای جلوگیری از نوآوری‌‌‌ها در صنعت کامپیوتر مجرم شناخت.

از آنجا‌ که تغییرات تکنولوژیک می‌تواند بسیار مخرب باشد، ایجاد یک سیستم اقتصادی که تغییرات تکنولوژیک‌ را تشویق می‌‌‌کند، می‌تواند یک تجارت حساس باشد. از آنجا‌ که سیستم‌‌‌های اقتصادی همیشه مشوق‌‌‌های درست را دریافت نمی‌‌‌کنند، پذیرش فناوری‌‌‌های جدید اغلب مسدود می‌شود.

اختراعات و سایر اشکال حفاظت از مالکیت معنوی

همان‌طور که عنوان شد، کیفیت منحصر‌به‌فرد فناوری، یعنی سهولت انتقال آن از یک فرد یا شرکت به دیگری، جنبه منفی دارد که باعث می‌شود خالق یک فناوری جدید نتواند از مزایای مالی آن بهره‌مند شود. این عدم انحصار انگیزه ایجاد فناوری‌‌‌های جدید را در وهله اول کاهش می‌دهد.مدت‌هاست که تشخیص داده شده است که اجازه دادن به مخترع برای بهره‌مندی بیشتر از مزایای حاصل از کار او، نرخ اختراع فناوری‌‌‌های جدید را افزایش می‌دهد. مقدمه قانون ثبت اختراع ونیز در سال ۱۴۷۴ دقیقا به این نکته اشاره می‌‌‌کند: [اگر] برای آثار و وسایلی که توسط مردان نابغه بزرگ کشف شده بود، تدارکی دیده می‌شد، به‌‌‌طوری که دیگرانی که ممکن است آنها را ببینند نتوانند آنها را بسازند و اعتبار مخترع را از بین ببرند، مردان بیشتری نبوغ خود را به کار خواهند برد‌... و دستگاه‌‌‌هایی را می‌سازند که برای کشورهای مشترک‌المنافع مفید هستند. قانون اساسی ایالات‌متحده به‌‌‌طور مشابه به کنگره اجازه می‌دهد تا قوانینی را «برای ارتقای پیشرفت علم و هنرهای مفید، با تضمین حق انحصاری نوشته‌‌‌ها و اکتشافات مربوطه به نویسندگان و مخترعان برای زمان‌های محدود، وضع کند.»

حق ثبت اختراع، اعطایی است که توسط دولت داده می‌شود و به خالق یک اختراع، حق انحصاری ایجاد، استفاده و فروش آن اختراع را برای یک دوره زمانی معین، معمولا ۲۰ سال، اعطا می‌‌‌کند. اقلام قابل ثبت اختراع شامل محصولات و فرآیندهای جدید، ترکیبات شیمیایی، طرح‌های زینتی و حتی نژادهای جدید گیاهان است‌.(کپی رایت، شکلی مرتبط از حفاظت از مالکیت معنوی، در مورد نوشته‌‌‌ها، موسیقی، تصاویر، و نرم‌‌‌افزارها و موارد دیگر اعمال می‌شود).

برای دریافت حق ثبت اختراع، مخترع باید چیزی را تولید کند که هم بدیع‌(یعنی چیزی که قبلا شناخته شده نبوده است) و هم ناپیدا باشد. علاوه بر این، نمی‌توان قوانین طبیعت، پدیده‌‌‌های فیزیکی یا ایده‌‌‌های انتزاعی را ثبت کرد. مخترعان به‌‌‌طور کلی باید در هر کشوری که می‌خواهند از اختراع خود محافظت کنند، به‌‌‌طور جداگانه برای ثبت اختراع ثبت کنند. اگرچه در تئوری، قوانین مربوط به آنچه می‌توان ثبت اختراع کرد، ساده است، اما در عمل، اعمال آنها می‌تواند پیچیده باشد. برای شروع، این موضوع که آیا یک اختراع، بدیع و غیر آشکار است یا خیر، در چشم بیننده ظاهر می‌شود. در دهه ۱۸۶۰، دادگاه عالی ایالات‌متحده حکم داد که چسباندن یک پاک‌کن لاستیکی به پشت مداد یک ایده قابل ثبت نیست زیرا جدید نیست. با این حال، در سال ۲۰۰۳، شرکت J. M. Smucker موفق به ثبت اختراع شد: «یک ساندویچ از دو تکه نان پخته شده درست شده است.

ساندویچ شامل نخستین و دومین تکه‌‌‌های نان است. تکه‌‌‌های نان همان شکل بیرونی عمومی را دارند که توسط یک محیط بیرونی با بخش‌های مرکزی احاطه شده توسط یک ناحیه محیطی بیرونی تعریف شده است، تکه‌‌‌های نان حداقل تا حدی در ناحیه بیرونی محیطی به هم فشرده شده‌‌‌اند. یک لایه غذایی مرکب مرکزی بین بخش‌های داخلی تکه‌‌‌های نان قرار گرفته و به سمت داخل قسمت بیرونی حاشیه‌‌‌ای قرار گرفته است. لایه غذایی کامپوزیت‌‌‌شکل شامل یک لایه اول و دوم از یک پخش غذای اول و یک پخش غذای دوم است که به‌‌‌طور قابل توجهی بین لایه اول و دوم پخش غذای اول محصور شده است» که برای بسیاری از مردم چیزی بیشتر از یک ساندویچ کره بادام زمینی و ژله به نظر نمی‌‌‌رسد.

یکی دیگر از اختراعات بحث‌برانگیز اخیر، ادعای موفقیت‌آمیز آمازون در مورد ایده خرید «با یک کلیک» بود. این نمونه‌‌‌ای از یک کلاس کلی‌‌‌تر از ایده‌‌‌های قابل ثبت به نام امتیازنامه‌‌‌های روش کسب‌‌‌وکار است که با گشودن فناوری اطلاعات در شکل‌‌‌های جدیدی از تجارت، اهمیت فزاینده‌‌‌ای پیدا کرده‌‌‌اند. موضوع دومی که برای بسیاری از پرونده‌‌‌های ثبت اختراع مطرح می‌شود، تایید بر اساس علوم بنیادین است. تا پایان قرن نوزدهم در انگلستان، ثبت اختراعات بدون هیچ گونه بررسی رسمی در مورد امکان‌سنجی آنها قابل ثبت بود. بخش قابل توجهی از اختراعات در صنعت مهندسی بخار در بریتانیا در آن دوره برای دستگاه‌‌‌هایی اعطا شد که هرگز نمی‌توانستند کار کنند، از جمله تعداد زیادی ماشین‌‌‌های حرکت دائمی که پس از سال ۱۸۶۰ ثبت اختراع شدند، زمانی که ثابت شد چنین چیزی غیرممکن است. در سیستم‌‌‌های ثبت اختراع مدرن، بازرسان آموزش‌‌‌دیده علمی باید هر حق اختراع را تایید کنند، اما منابع آنها می‌تواند توسط سیل درخواست‌‌‌ها غرق شود.

سومین مشکل در به کارگیری قواعد یک سیستم ثبت اختراع، تصمیم‌گیری در مورد این است که کدام مخترع شایسته ثبت اختراع است. در این خصوص دو نوع استاندارد استفاده می‌شود. در سیستم «نخستین پرونده»، طرفی (مخترع یا شرکتی) که درخواست خود را به اداره ثبت اختراع می‌‌‌آورد، ابتدا حق اختراع را دریافت می‌‌‌کند. در سیستم «نخستین اختراع»، حق ثبت اختراع به هر کسی اعطا می‌شود که بتواند ثابت کند که نخستین کسی است که این ایده را ارائه کرده است. 

اشکال سیستم نخستین اختراع این است که می‌تواند شامل تحقیقات پیچیده و طرح دعوی قضایی باشد تا مشخص شود چه کسی واقعاً نخستین ایده را ارائه کرده است. علاوه بر این، یک حق ثبت اختراع در سیستم نخستین اختراع هرگز کاملا امن نیست زیرا ممکن است مخترع قبلی ظاهر شود و آن را از بین ببرد. این امر فروش اختراعات خود را برای مخترعان دشوار می‌‌‌کند و باعث می‌شود شرکت‌ها نسبت به سرمایه‌‌‌گذاری در فناوری‌‌‌های ثبت شده اطمینان کمتری داشته باشند. سیستم نخستین پرونده، ایجاد اطمینان می‌‌‌کند اما مشکلات دیگری را پیش‌رو می‌گذارد. شرکت‌های تاسیس شده با دپارتمان‌‌‌های حقوقی بزرگ از مزیت قابل توجهی در ثبت اختراع نسبت به استارت‌آپ‌‌‌های کوچک برخوردارند. 

به علاوه، تحت سیستم نخستین پرونده، ممکن است شرکت‌ها مجبور شوند قبل از توسعه کامل اختراعات خود، اختراعات خود را ثبت کنند و این خطر وجود دارد که بدون دریافت حق اختراع، نیروی تحقیقاتی خود را از دست بدهند. در سال ۲۰۱۱، ایالات‌متحده از استفاده از سیستم نخستین اختراع به استفاده از سیستم نخستین پرونده تغییر کرد و در این راستا قوانین خود را با اکثر کشورها همسو کرد.

* اقتصاددان