پویایی مارپیچ در عمل

دیدگاه مورد بحث در این کتاب فناوری، سیستم‌های کسب‌و‌کار و پویایی انسان را در قالب یک فرآیند یکپارچه و مبتنی بر کنش متقابل، منسجم می‌کند. هیچ چیز شبیه به پویایی مارپیچ را نمی‌توان در ادبیات کاربردی، مجلات، کتاب‌های پرفروش، برنامه‌های آکادمیک یا بسته‌های مشاوره یافت. این نظریه یکتاست. این موضوع باعث می‌شود برای بسیاری از افراد دشوار باشد که ذهنشان را به یک کل معطوف کنند، چون ما همیشه آموزش دیده‌ایم که بر بخش‌ها تمرکز کنیم. ما به اصلاحات سریع، راه‌حل‌ها و تحلیل تک‌عاملی، مداخلات کارواشی یا اقدامات کوچک‌مقیاس عادت کرده‌ایم. بشریت در وضعیت جنبش دائمی است. ما به واسطه کدهای مارپیچ، شکل داده شده‌ایم.

به عبارت ساده‌تر، ما می‌توانیم روان‌شناسی خودمان را تغییر دهیم. مغز می‌تواند سیم‌کشی خود را عوض کند. جامعه، ایستا نیست. مسائل امروز، راه‌حل‌های گذشته هستند. ارزیابی و انقلاب بخشی از آینده ماست. ما در سفر دشوار و دائمی ذهن هستیم. بسیاری اعتقاد دارند که ما در حال تجربه یک تحول مهم، نقطه‌عطف اساسی و تغییر بنیادی و تاریخ‌ساز هستیم.

حقیقی copy

یک الگوی تفکر جدید و متفاوت در سطح جهان و در حوزه‌های مختلف فعالیت بشری در حال ظهور است. گریوز در رومیچر (۲۰۰۲، ص ۱۲۵) پیش‌بینی کرده که: «جامعه ما در حال حاضر در حال مذاکره و گفت‌وگو با دشوارترین و در عین حال جذاب‌ترین گذاری است که نوع بشر تاکنون به خود دیده است. این گذار تنها حرکت به سطح جدیدی از وجود نیست بلکه شروع جنبش جدیدی در سمفونی هویت انسانی است.»

برخی از اهداف کاربردی نظریه پویایی مارپیچ

• چگونه می‌توان کدهای DNA فرهنگی نظام اجتماعی را که آنها را رهبری می‌کنند تشخیص داد، شناسایی کرد و تعریف نمود و آن کدها را به کارویژه‌هایی بسط داد که باید اجرا شوند.

• چگونه همه چیز تحت تاثیر زمان ایجاد تغییر در نظام‌های مبتنی بر ارزش بنیادی در DNA فرهنگی سازمان یا گروه است.

• چگونه انواع مختلف سازمان‌ها از قبیل شخصیت‌های حقوقی همچون بانک‌ها و معادن، آموزشی، مذهبی/ معنوی، ورزشی و تیم‌های سطح بالا یا سیستم‌های نظامی و همین‌طور سازمان‌های کارآفرینی و خدماتی همچون هواپیمایی‌ها و بیمارستان‌ها را طراحی کنیم.

• چگونه باید فرایندهای بنیادین، اصول و ابزارهای طراحی طبیعی را برای گذار از مدل‌های رهبری و مدیریت قدیمی، انعطاف‌ناپذیر و از بالا به پایین به کار برد.

• چگونه می‌توان رویکرد‌های مربوط به رهبری، نظریه سازمان و فرهنگ را با یکدیگر تلفیق کرد.

• چگونه با عبور از کلیت‌گرایی، به طراحی‌هایی با کاربرد ویژه برسیم که همگام با تغییرات زمان و شکل‌گیری مسائل جدید تغییر شکل داده و حرکت می‌کنند.

برخی از فرضیات نظریه پویایی مارپیچ

- ماهیت انسان ایستا یا محدود نیست و هم‌زمان با تغییر شرایط وجودی، سیستم‌های جدید شکل می‌گیرند. سیستم‌های قدیمی در کنار ما باقی می‌مانند.

- هم‌زمان با فعال شدن سیستم جدید، روان‌شناسی ما و تطبیق با شرایط جدید شکل می‌گیرد.

جهان، یک سیستم باز از ارزش‌هاست، مشتمل بر تعداد نامحدودی از مدل‌های زیستی که در دسترس ما قرار دارد و هیچ سطح نهایی وجود ندارد که همه ما باید به سمت آن حرکت کنیم.

- نظام‌های اجتماعی (افراد، گروه‌ها و جوامع) تنها می‌توانند نسبت به اصول، درخواست‌های قانونی، فرمول‌ها و قواعد قانونی یا اخلاقی واکنش مثبت نشان دهند که با سطح وجودی انسانی ما در حال حاضر همگون است.

نظریه پویایی مارپیچ از کدهای رنگی برای تحلیل نوع رابطه ساختار فکری انسان و شرایط زندگی وی استفاده می‌کند. این رنگ‌ها کاملا قراردادی هستند، به استثنای یک مورد متمایز. رنگ‌های گرم - بژ، قرمز، نارنجی، زرد - نشانگر کدهایی هستند که بر چگونگی تسلط فرد بر محیط پیرامون خود متمرکز هستند. رنگ‌های گرم در خصوص «من، خودم، مال خودم» صحبت می‌کنند. رنگ‌های سرد - بنفش، آبی، سبز، فیروزه‌ای - نشانگر کدهایی هستند که بر نحوه برقراری رابطه مسالمت‌آمیز گروه یا جامعه با محیط پیرامون ما تمرکز دارند.

رنگ‌های سرد در خصوص «خودمان، ما، مال خودمان» صحبت می‌کنند. با ظهور کدهای جدید، این کدها به صورت زیگزاگی بین این دو جهت‌گیری حرکت می‌کنند، به این دلیل که مسائل پدید‌آمده در نتیجه توجه بیش از حد به «من، خودم، مال خودم» با حرکاتی زیگزاگی از طریق تمرکز بر نیازهای گروه «خودمان، ما، مال خودمان» اصلاح شده است. سپس، وقتی با هم بودن بیش از حد فردگرایی را خفه کرد، کُد دوباره در یک حرکت زیگزاگی به «من، خودم، مال خودم» باز می‌گردد. در هر حرکت رفت‌و‌برگشت زیگزاگی، مسائلی که به وجود می‌آیند و حل می‌شوند پیچیده‌تر هستند؛ بنابراین ما فقط مثل پاندول به عقب و جلو حرکت نمی‌کنیم. ما به صورت مارپیچ حتی به سمت توانایی‌های سطح بالاتر حرکت می‌کنیم.

کدها به دو دسته تقسیم می‌شوند. شش کد اول، آن‌هایی هستند که بیش از صدها هزار سال قدمت دارند و کدهای «معیشتی» لایه یک هستند. این کد‌ها برای بسیاری از ما آشنا هستند. دو کد آخر، که زرد و فیروزه‌ای هستند، نیم‌نگاهی به آینده نزدیک ما هستند؛ ظهور کدهای «هستی» لایه دو که نخستین بار تنها ۵۰ سال قبل به وجود آمده‌اند و نمایانگر خیز بزرگی به سمت شیوه جدید اندیشیدن هستند.

کدهای «معیشتی» لایه یک

کد بژ صدهزار سال پیش به وجود آمده و مربوط به بقای اولیه است. غذا، آب، گرما، تولیدمثل و امنیت، اولویت‌های مردمانی بود که در دسته‌های کوچک و با استفاده از غریزه‌شان تنها برای بقا، با آنچه زمین در اختیارشان می‌گذاشت زندگی می‌کردند. اینها مردان و زنان غارنشین تاریخ اولیه ما هستند. اخیرا در سطح بین‌المللی توسط جامعه پویایی مارپیچ، کوشش شده بازنگری نسبت به پویایی بژ بودن صورت گیرد. کد بنفش در حدود پنجاه هزار سال پیش به وجود آمد، همزمان با تکامل دسته‌ها  و تبدیل آنها به گروه‌هایی که تابع محض قبیله و روسای آن، ریش‌سفیدان، نیاکان، رسوم، مناسک و احترام به مقدسات بودند. بومیان آمریکایی، بومی‌های استرالیا، زولوهای آفریقا و خاندان‌های ایرلندی تنها نمونه‌های انگشت‌شماری از تکثیر این گروه‌ها در سطح جهان هستند.

کد قرمز تکانشی و مبتنی بر خودمحوری در حدود ده هزار سال پیش از دل قبایل بیرون آمد تا بر دیگران در جهانی که به عنوان جنگلی مملو از شکارچیان در نظر گرفته می‌شد، فائق آمده، سر آنها کلاه بگذارد و بر آنها تسلط یابد. آتیلا پادشاه هان، اسکندر کبیر، ژولیوس سزار و ناپلئون از افراد موفق در ساخت امپراطوری‌ها در جهان بودند که هنوز هم به عنوان «مردان قدرتمند» شناخته می‌شوند. 

کد آبی در حدود پنج‌هزار سال قبل به وجود آمد، زمانی که مردم هدف خود را در علتی متعالی، حقیقت یا راه درست یافتند. آبی اعتقاد داشت که انطباق نظم جامعه با کد رفتاری مبتنی بر اصول ابدی و مطلق، امروز ثبات را به ارمغان آورده و پاداش آینده را تضمین می‌کند. یهودیت، مسیحیت و اسلام در این دوران پدید آمدند. آبی یک کد زیربنایی و پایه‌ای برای قانون و نظم محسوب می‌شود.

کد نارنجی در حدود ۳۰۰ سال قبل هم‌زمان با شکل‌گیری علم و روشنگری اروپایی به وجود آمد. افراد متکی به خود و ریسک‌پذیر باور داشتند که تغییر و پیشرفت درون سیستم هر چیز وجود دارد. در چهارچوب کد نارنجی، فرد از طریق رقابت و جست‌وجوی بهترین راهکارها به جایگاه و ثروت دست می‌یابد. بازارهای آزاد، گسترش صنعتی شدن و بنگاه‌ها، دموکراسی و پژوهش علمی تجربی از این کد جدید سرچشمه گرفت. 

کد سبز ۱۵۰ سال قبل در جست‌وجوی آرامش درون و همکاری با دیگران برای کشف ابعاد مراقبتی جامعه پدید آمد. تغییر از نارنجیِ در جست‌وجوی مقام و جایگاه به یک کد مدافع تساوی انسان‌ها و انسان‌گرایانه. این کد اعتقاد دارد که ما باید افراد بازمانده در مسیر پیشرفت جامعه را نجات دهیم و تعادل منابع کره زمین را به حالت اول برگردانیم. جنبش محیط زیست و حقوق بشر با ظهور کد سبز، شکل گرفتند. 

کدهای «هستی» لایه دو

کد زرد تنها ۵۰ سال پیش به وجود آمد، با درک این موضوع که آشوب و تغییر طبیعی هستند و ادغام کلایدوسکوپِ سلسله‌مراتب طبیعی، سیستم‌ها و اشکال و تبدیل آنها به جریان‌های طبیعی به‌هم‌پیوسته یک ضرورت است. زرد، عظمت وجود را در مقابل مالکیت‌های مادی می‌ستاید و به دنبال آن است که به‌عنوان یک فرد به صورت کامل و با مسوولیت‌پذیری زندگی کرده و با خود صادق باشد. ما می‌توانیم شکل‌گیری تفکر زرد را در برخی از رهبران سیاسی مشاهده کنیم، کسانی که می‌توانند ارزش‌های لایه یک از طیف رنگ‌ها را به پیامی تبدیل کنند که تمام افرادی که در قلمرو قدرت آنها هستند آن را با آغوش باز بپذیرند. 

کد فیروزه‌ای نخستین بار ۳۰ سال قبل شکل گرفت که «خود» را دارای دو ویژگی متمایز بودن و جزء ترکیبی از یک کلیت بزرگ‌تر و حمایتگر می‌داند؛ کلیتی که در آن تفکر جامع‌نگر، شهودی و همکاری عملی برای حفظ کلیت حیات مورد انتظار است. از نظر یک متفکر فیروزه‌ای، جهان یک ارگانیسم واحد و پویاست که در آن هر چیزی در یک تعادل زیست محیطی به چیزهای دیگر متصل است.

کد مرجانی هنوز قابل مشاهده نیست، اما با پیشرفت بشر ظهور خواهد کرد. حتی پس از آن امکان شکل‌گیری سیستم‌های جدید‌تر و سطح‌بالاتری نیز وجود دارد. شرایط زندگی برای مرجانی، هنوز انسان‌ها را با چالش انتخاب آن مواجه نکرده است. 

مارپیچ دوتایی تغییر کد

دو نیرو در این مارپیچ تکاملی در حال ایفای نقش هستند: شرایط زندگی و شیوه اندیشیدن فرد. هنگامی که شرایط زندگی تغییر می‌کند، انسان‌ها که موجودات خردمند، پیچیده و تطبیق‌پذیری هستند خود را با این شرایط جدید زندگی وفق می‌دهند. مشابه تنظیمات ساختاری DNA، این دو شاخص نیز یک مارپیچ دوتایی را شکل می‌دهند. خرد‌های تطبیق‌پذیرِ پیچیده در واکنش به شرایط زندگی شکل می‌گیرند و در کنش متقابل و برخورد این دو نیرو، یعنی شرایط زندگی و خرد تطبیق‌پذیر، تکامل ایجاد شده و به جلو حرکت می‌کند.

به عنوان مثال، باکتری‌ها یک ارگانیسم زنده دارای خرد تطبیق‌پذیر هستند. دانشمندان علم پزشکی با استفاده از آنتی‌بیوتیک و تغییر دادن شرایط زندگی آنها، جلوی این ارگانیسم‌های تهدیدکننده حیات را می‌گیرند. باکتری‌هایی که مصون نیستند می‌میرند، اما بقیه، حتی اگر تعدادشان کم باشد، زنده مانده و مصونیت‌های جدیدی در برابر تغییر به‌وجود‌آمده ایجاد می‌کنند. آنها با پیش‌دستی نسبت به آنتی‌بیوتیک‌های ما سریع‌تر تکثیر می‌شوند. بنابراین ما باید آنتی‌بیوتیک‌های جدیدی برای مقابله با گونه جدید این هنرمندان میکروسکوپی تغییر، تولید کنیم. 

انسان‌ها نیز همین کار را انجام می‌دهند. هنگامی که شرایط زندگی ما را مورد حمله قرار می‌دهد، خود را با شرایط جدید سازگار می‌کنیم. افکار ما تغییر می‌کند. درست است. به این دلیل که شرایط زندگی با مسائل غیر قابل حل خود همه‌جا حضور دارد. ما به معنای واقعی کلمه افکار خود را تغییر داده‌ایم و بیدار شدن مسیر‌های عصبی ما را به سمت توانایی‌های فکری جدید و سطح‌بالاتر سوق داده است. ما به کدهای جدیدی دست یافته‌ایم که به واسطه آنها می‌توانیم مسائل ایجاد‌شده توسط کدهای فعلی را که در‌حال‌حاضر در چارچوب آنها زندگی می‌کنیم حل کنیم. به صورتی اجتناب‌ناپذیر، کد جدید از کد قبلی پیچیده‌تر است.

* مترجم و نویسنده