دو کارخانه پیشرفت

شماره روزنامه: ۴۷۹۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۱۱۷۴۳ تاريخ و اقتصاد

حسن قاضی‌مرادی در کتاب «ملکم‌خان؛ نظریه‌پرداز نوسازی سیاسی در صدر مشروطه» تلاش کرده است ضمن مرور زندگی سیاسی و اجتماعی ملکم‌خان او را به‌عنوان نماد روشنفکری عصر مشروطه مورد کاوش قرار دهد. روشنفکری که ابتدا شیفته «غربی‌سازی» جامعه است و به اصلاحات از بالا دل بسته، اما با شکست این روش، «نوسازی» سیاسی را برمی‌گزیند و نقد سنت در پایین‌ترین سطوح جامعه را تئوریزه می‌کند و زمینه‌سازی اصلاحات در سطوح بالای ساخت سیاسی را در اصلاح فرهنگ جامعه جست‌وجو می‌کند. او با انتشار روزنامه قانون بخش تازه‌ای از زندگی خود را آغاز کرد، دوره‌ای که به اصلاح برخی رویکردهای وی در حوزه اندیشه سیاسی منتهی شد.

ملکم باور داشت پیشرفت غرب ناشی از وجود دو کارخانه است: «یک نوع آن را از اجسام و فلزات ساخته‌اند و نوع دیگر از افراد بنی‌آدم ترتیب داده‌اند. مثلا از چوب و آهن یک کارخانه ساخته‌اند که از یک طرف اطفال بی‌شعور می‌ریزند و از سمت دیگر مهندس و حکمای کامل بیرون می‌آورند.» قاضی‌مرادی در بخشی از کتابش می‌گوید: ملکم‌خان به درستی معتقد است که ما ایرانیان اگر تا آن زمان از حدی آشنایی با کارخانجات نوع اول برخوردار بودیم «اما از تدابیر و هنری که فرنگی‌ها در کارخانجات انسانی به کار برده‌اند، اصلا اطلاع نداریم.»

چنین برداشتی از شرایط جامعه ایران به نسبت جوامع غربی ملکم‌خان را به سمت نوسازی تغییر سوق می‌دهد. تغییری مبتنی بر متشکل‌سازی و نهادسازی. ملکم‌خان در کتاب «مدنیت ایرانی» با اشاره به شرایط آن روز جامعه ایرانی می‌نویسد: «توده مردم در تاریکی ایران روزگار می‌گذرانند، زیرا راهی برای رهایی از آن تاریکی نمی‌یابند. هرچند یکبار جنبشی کورکورانه میان مردم پیدا می‌شود و یکی خود را «مهدی» می‌خواند. از راه نجات و رستگاری صحبت می‌شود، اما آن گفته‌ها به اصلاحی نمی‌انجامد. ما نه ایده‌آل‌هایمان را یک‌جا متمرکز می‌کنیم و نه آنها را متشکل می‌گردانیم و نه زیر لوای مشروطیت و قانون برمی‌خیزیم. هر جنبشی به آشفتگی و خونریزی می‌انجامد و همین که توفان گذشت، آب‌ها از آسیا می‌افتد و باز نه ایمنی جان و مال است و نه عدالت و آزادی.»

از مقاله‌ای به قلم سیدنیما حسینی

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن