آمریکاییها در میان ایرانیان
احسان خلج
در نخستین روزهایی که آمریکاییها قدم به خاک ایران گذاشتند، هرگز گمان نمیرفت روزگاری حجم اقدامات دخالتطلبانه آنان به قدری وسیع شود که به قطع کامل روابط بینجامد. البته در آن روزگار آمریکا هنوز آمریکا نشده بود. آنها در صف نخست مقابله با استعمار جنگیده بودند و خود را از زیر یوغ بریتانیا بیرون کشیده بودند به این ترتیب به نظر میرسید رابطهای نه از سر استیلاطلبی بلکه همدردی با ایران برقرار کردند. نخستین آمریکاییهایی که به ایران آمدند، موسیونرهای مذهبی بودند که در میان جمعیتهای آشوری در ارومیه کار تبلیغی خود را آغاز کردند و البته این تنها یک فعالیت صرف مذهبی نبود. حضور آنان تحولاتی را به دنبال داشت از جمله تاسیس مدارس دینی و کمک به بهبود بهداشت در میان مردم منطقه در نهایت منجر به دید مثبت به آنها شد. در جریان انقلاب مشروطه «باسکرویل» آمریکایی که در تبریز معلم مدرسه بود به صف آزادیخواهان در مبارزه برای مشروطه و دفاع از تبریز پیوست و حتی جان خود را در این مسیر از دست داد.
به این ترتیب تا این زمان تصویری کاملا روشن و خیرخواهانه از فعالیتهای آمریکاییها در ایران وجود داشت، در مقابل تصویری که دو رقیب قدرتمند آنها یعنی روس و انگلیس در صحنه سیاست ایران برجای گذاشته بودند. با چنین پیشزمینهای «علیقلیخان نبیلالدوله» وزیر مختار ایران در واشنگتن ماموریت پیدا کرد تعدادی نیروی متخصص به منظور اصلاح امور مالی و اقتصادی از آمریکا استخدام کند. چنین امری میتوانست از سوی دیگر قدرتهای صاحب منافع در ایران مورد اعتراض قرار بگیرد، به همین سبب وزارت خارجه آمریکا تصمیم داشت فعالیت مستشاری چندانی در ایران نداشته باشد. با این همه به دلیل آنکه دو قدرت صاحب نفوذ در ایران در مرحله اول چندان با این امر مخالفت نکردند، با رایزنیهای صورتگرفته، تصمیم بر این شد که مورگان شوستر در راس هیاتی ۱۶ نفره به منظور مشاوره در امور مالی ایران به کشور وارد شود.
حضور شوستر در ایران نیز مانند دیگر آمریکاییهایی که ایرانیان تا آن زمان میشناختند، مثبت بود. به او برای انجام ماموریتی که انتظار میرفت، عنوان «خزانهدار کل و مشاور مالی» را داده بودند و اکثر نمایندگان مجلس دوم از دموکراتها و اعتدالیون از وی حمایت میکردند و به این منظور قانونی تحت عنوان «تشکیل ترتیبات مالیاتی مملکت ایران» در تاریخ ۱۲۹۰ش به تصویب رسید که به او قدرت تامالاختیار در اصلاح امور مالی کشور میداد. به این ترتیب فعالیتهای کارشناسان آمریکایی بهرغم کارشکنیهای فراوانی که از سوی نیروهای فاسد داخلی و قدرتهای تمامیتخواه خارجی در جریان بود، به میزان قابل ملاحظهای به تحول در شرایط مالی و اقتصادی ایران انجامید و رفتار مردم و نمایندگان ایرانی نیز عمدتا حاکی از احساس احترام و اعتماد بود. این همه در شرایطی روی میداد که آمریکا تلاشی خزنده را برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت آغاز میکرد. تلاشی که در نهایت به دخالتهای عمده در روند تحولات ایران انجامید و احساس احترامی را که نسبت به آنها در میان مردم ایران پدید آمده بود به خشم مبدل کرد.