گفتهها
دوره مواجهه ایران با غرب دورهای است که بر تمام ابعاد فرهنگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کشور تاثیر فراوانی داشته است. برای این مواجهه برخی تا دوره صفویان پیش میروند، اما آنچه تاثیر بیشتری بر مناسبات کشور گذاشته از دوره قاجار بود. در واقع در این دوره است که کنشهای سیاسی بدل به نوعی پراکسیس(کنش)سیاسی میشوند که از دل جامعه زاده میشوند. برای مثال میتوان به اولین کنش سیاسی در این دوره اشاره داشت که به رهبری روحانیون و شخص میرزای شیرازی رقم خورده است.
در واقع از این دوره به بعد روحانیت بیش از هر زمان دیگری به یک عنصر فشار بر جامعه سیاسی عمل میکند. با شکلگیری گروههای روشنفکری، آنها نیز به دومین عنصر فشار سیاسی در کشور بدل شدند. از آنجا که روحانیت دارای سابقه فرهنگی و اجتماعی ریشهدارتری در ایران بوده است، در نتیجه تاثیرگذاری آنان برجنبشها و نهضتهای اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران بیش از سایر گروهها بوده و به نوعی نقش رهبری به عهده روحانیون بوده است. همچنین در جنبش مشروطه عواملی سبب نزدیکی دو گروه روحانیون و روشنفکران به یکدیگر شده است که در پیروزی نهایی جنبش مشروطه بسیار موثر بود اما پس از مشروطه و با به توپ بستن مجلس به دستور محمدعلیشاه قاجار و همچنین حرکت گروههای مشروطهخواه به سمت تهران که منجر به فتح تهران شده است، به نوعی جدایی و افتراق با به دار آویختن شیخفضلالله نوری توسط فاتحین تهران منجر شد تا آغازی برای بروز اختلافات و افتراق بین دو گروه سر باز کند. در نتیجه، این اختلافات منجر به روی کار آمدن رضاخان شد که مشروطه زیر چکمههای استبداد نوین (اقتدارگرایی مدرن) وی له شد.