اصناف شاهی در دوره مغول
حمله چنگیزخان مغول در سال ۶۱۶ق/ ۱۲۱۹م بیشتر شهرهای مهم و پرجمعیت ایران را ویران و بسیاری از کشاورزان را به ترک روستاها و زندگی شبانی مجبور کرد. این ویرانی با سقوط حیات شهری که در بعضی مناطق تداوم یافت، در نظام سنتی جامعه تاثیر گذاشت. به غیر از مراکز محدودی مانند تبریز، هرات، شیراز و شهرهای کوچکتری مانند یزد و کاشان جایی که تجارت و پیشهوری باقیمانده بود، بیشتر مراکز شهری کهن ایران به درجه شهرهای تجاری روستایی تقلیل یافتند.
فرمانروایان ایلخانی و ترکان تیموری، ترکمانان آققویونلو و قراقویونلو بیشتر نیازهای خود را از طریق تشکیلات اردوبازار و نیز کارخانهها به دست میآوردند. اردوبازار به خاطر نیازهای اقتصادی لشکریان صحراگردی که این سلسله را حمایت میکردند، توسعه پیدا میکردند. صنعتگران به اردوبازار منتقل میشدند که اردوی شاهی را در لشکرکشیهای نظامی همراهی کرده و مانند بازارهای شهر بودند یا اغلب با آن رقابت میکردند. افزون بر اردوبازارها، حاکمان مغول و ترک، کارگاههای شاهی برپا میکردند تا نیازمندیهای مهم خود را فراهم آورند. برای نمونه فرمانی از اباقاخان به تاریخ ۶۶۳ق/ ۱۲۶۵م برای حاکم هرات، ملک شمس الحق صادر شد که وی را مسوول ساختمان کارگاههای خاص در این شهر میکند.
بهدلیل اینکه چنگیزخان، اکتای و هلاکو حاکمان را از شروع هرگونه ساخت و ساز ممنوع کرده بودند و با توجه به ویژگی محدود شهر هرات، ملک شمسالحق، کارگاههای سلطنتی گستردهای در بیرون دیوار شهر هرات بنا کرد. وی در کنار کارگاهها بازارهای بزرگی برپا کرد. این پیشرفتهای نوین به دست اباقاخان در سال بعد آغاز شد. با فرمانی از غازان خان، کارگاههای بسیاری در ممالک ساخته شد. پیشهوران با مهارت شامل تیرتراشان، کمانسازان، شمشیرسازان، زرهسازان و دیگر مستخدمانی که در کارگاههای سلطنتی کار میکردند، بهطور انحصاری در خدمت فرمانها و سفارشات حکومت در آمدند. هر گروه از پیشهوران یک حرفه خاص و واحد مشخص حرفهای را تشکیل دادند که تحت سرپرستی امین وظایف خود را انجام میدادند. برپایی این کارگاههای حکومتی به تجهیز کامل ۱۰ هزار سرباز کمک میکرد.